باستان شناسی پاپوش (کفش)

دکترکامیار عبدی (دکترای باستان شناسی و پژوهشگر مهمان مرکز ایرانشناسی دانشگاه کالیفرنیا)

کفش، که در این مقالۀ کوتاه آن را با عنوان کلی تر”پاپوش” می خوانیم، سده هاست که از اجزای اصلی و مهم پوشاک انسان به شمار می رود، اما به نظر می رسد که پدیده ای نسبتاً جدید است. می دانیم که از حدود هفت میلیون سال قبل نیاکان انسانوش ما و از حدود ۵ر۲ میلیون سال پیش نیاکان انسانی و از حدود ۲۰۰ هزار سال پیش نیاکان مستقیم ما (انسان هوشمند) در آفریقا شکل گرفته و به مرور زمان در سرتاسر کرۀ زمین پراکنده شده است. اما به احتمال زیاد در بیشتر این بازۀ زمانی انسانوشان و انسانهای آغازین در مناطق گرمسیر می زیستند، و از این رو نیازی به پوشاک، و از جمله پاپوش، احساس نمی کردند و کف پاهای آنان نیز به دلیل پیاده روی فراوان بر روی خار و خاشاک کبره بسته و پوسته ای سخت به خود می گرفت. احتمالاً از حدود ۵۰ هزار سال پیش با راه یافتن به مناطق سردسیر نیمکرۀ شمالی بود که انسان به پوشاک و پاپوش احساس نیاز کرد. می توان با اطمینان خاطر نسبی چنین مطرح کرد که پوشاک و پاپوشهای آغازین از پوست حیواناتی تهیه می شد که انسان آنها را شکار و گوشتشان را مصرف کرده بود. طبیعتاً پوشاک و پاپوشی که از پوست تهیه شده باشد طی مدت کوتاهی پوسیده و از بین می رود، بنابراین به ندرتاثری از این دست ساخته های انسان در نهتشهای باستانی باقی مانده و به دست باستان شناسان رسیده است. بنابرابن، برای بازسازی تاریخ آغازین پاپوش باید به دیگر مدارک روی آورد. مدرکی کلیدی در این زمینه بقایای استخوانی است. بررسیهای باستان استخوان شناسانه در زمینۀ استخوانهای انسان هوشمند به دست آمده از دو غار سونگیر در دویست کیلومتری شرق مسکو در روسیه و غار تیانبوان در نزدیکی پکن در چبن به قدمت ۴۰ تا ۲۶ هزار سال پیش حاکی از آن است که انگشت شست پای این انسانها کشیده تر از اندازۀ معمولی انگشت عادی است و از این رهگذر می توان چنین عنوان کرد که پای آنها مدت زیادی درون نوعی پاپوش بوده است که موجب کشیدگی و دراز شدن انگشت آنان شده است.
در حال حاضر، قدیمترین نمونه پاپوش که در دست داریم در سال ۱۹۳۸ م در کاوشهای باستان شناسان در غار فورت راک (Fort Rock Cave) در ایالت اُرگن آمریکا پیدا شده (شکل ۱). این پاپوش به شکل صندل و ساده است، از مواد گیاهی ساخته شده و بر اساس تاریخگذاری رادیوکربن قدمت آن به ۱۰ تا ۹ هزار سال پیش باز می گردد. نمونه ای دیگر از پاپوشهای صندل شکل در کاوشهای محوطۀ باستانی اسپارتو (Esparto) در اسپانیا پیدا و به ۸ تا ۷ هزار سال پیش تاریخگذاری شده است (شکل ۲).
قدیمترین کفش چرمی باقی مانده که قدمت آن به حدود ۵۳۰۰ سال پیش می رسد طی کاوش سال ۲۰۰۸ م در غار آرنی (Areni) در ارمنستان پیدا شده است. این پاپوش در واقع گالشی ساده از پوست گوزن است که با بندی بلند در جلوی آن به دور پا محکم می شده است (شکل ۳). پاپوش پوستی مشابهی، منتهی با ساقهای بلند که دور قوزک و ساق پا را می گرفته به همراه “مرد یخی” (Ötzi) در مرز ایتالیا و اطریش در ارتفاعات آلپ پیدا شده که قدمت آن به حدود ۵۳۰۰ سال پیش بازمی گردد (شکل ۴). با توجه به مسیری که مرد یخی می پیموده جای تعجب ندارد که تخت پاپوش او جداگانه و از پوست پلنگ ساخته شده که ضخیمتر و محکمتر بوده و پای او را در مقابل سرما و رطوبت بهتر حفظ می کرده است.
با پیدایش تمدنهای آغازین در خاور نزدیک، مصر، هند و چین از حدود ۳۰۰۰ ق م به این سو مدارک مربوط به پاپوش بیشتر می شود، هم به صورت مدارک باستان شناختی و هم به شکل مدارک و شواهد تصویری در نقوش. حتی در متون باستان به کفش و پیشۀ کفاشی ظ۰پینه دوزی) اشاره هایی شده است. اما باید به چند نکته توجه کرد: اولاً تمدنهای آغازین در مناطق گرمسیر شکل گرفتند، فلذا پاپوش بیش از این که از ملزومات زندگی باشد از تجملات آن محسوب می شد و شواهد حاکی از آن است که افراد متمول جامعه که از جایگاه اجتماعی بالاتری برحوردار بود پاپوش به پا می کردند و عامۀ مردم کماکان پابرهنه در آمد و رفت یودند. دو دیگر این که پاپوش رایج ظاهراً همچنان صندل بوده که با بندهایی بلند به دور قوزک و ساق پا محکم می شده، نه کفش به معنای جدید آن که تمام پا را بپوشاند. سوم آن که در شماری از تمدنها بنا به دلایل مذهبی یا فرهنگی پابرهنگی بر پوشیدگی پا ارجحیت داشته است: مثلاً در بیشتر تمدنهای آغازین ظاهراً رسم رایج بر این بوده که مردم عادی یا نیایشگران کاملاً برهنه و افراد مهم با بالاتنۀ برهنه در مراسم مذهبی شرکت می کردند، چون بنا به باور باستانیان پوشیدگی در مقابل خدایان نوعی بی احترامی به آنان بوده، برخلاف مذاهب یکتاپرستانۀ متآخر که بر پوشیدگی کلمل بدن در محضر ایزد یکتا تآکید دارند.

پیشینۀ پاپوش در ایران
قدیمترین مدرک ملموس باستان شناختی مبنی بر تولید پاپوش در ایران به همراه مجموعۀ موسوم به “مرد نمکی” به دستآمده که طی سه دهۀ اخیر در معدن نمک چهرآباد زنجان یافت شده اند و نمونه هایی از آن در موزۀ ایران باستان به نمایش گذاشته شده اند. این نمونه پاپوشها چکمه های بنددار ساق بلند پوستی یا چرمی هستند که فدمت آنها به اواخر دورۀ هخامنشی تا دورۀ اشکانی (حدود ۲۴۰۰ تا ۲۰۰۰ سال پیش) می رسد (شکل ۵). پیش از آن، برای بازسازی سابقۀ پاپوش در ایران بایستی به نقوش گوناگون روی آورد.
چنین به نظر می رسد که در سرزمین گرمسیر عیلام نیز چون بین النهرین مردم عادی پابرهنه و اشراف با صندل طی طریق می کردند. اما در یک نقش برجستۀ آشوری که نبردی را بین سپاهیان عیلامی و آشوری را در کرانۀ رودخانۀ کرخه در سال ۶۵۳ ق م نشان می دهد هم عیلامیان و هم آشوریان صندلهایی به پا دارند که با بندهای بلند به دور ساق پایشان محکم شده اند. از آن سو، در مناطق کوهستانی و سردسیر ایران ظاهراً چکمه های ساق بلند رواج داشته که نمونه های آن را بر روی مفرغهای لرستان (شکل ۷) و ظروف سفالی و فلزی فرهنگ املش در حوزۀ دریای مازندران شاهدیم.
از قرار معلوم، در دورۀ ماد و هخامنشی (حدود ۷۰۰ تا ۵۰۰ ق م) تحولی مهم در پوشاک ایرانیان رخ داده. بنا به نقوش، اقوام پیشین چون بابلیان، آشوریان و عیلامیان ردا به تن می کردند که در واقع طاقه ای پارچه بود که به دور بدن می پیچیدند و با شال کمر یا سنجاق قفلیهای مفرغی محکم می کردند. اما از دورۀ مادها و هخامنشیان دو پدیدۀ جدید ظاهر می شود: شلوار و کفش بسته. نخستین نمونه از شلوار را بر تن فرمانروایی اسب سوار در حال شکار شیر می بینیم که بر روی غلاف زرین شمشیر کوتاه مادی از گنجینۀ جیحون نقش شده است(شکل ۸). سالها قبل، ریچارد بارنت، مورخ نامدار هنر خاور نزدیک باستان در موزۀ بریتانیا تا بدانجا پیش رفت که مدعی شد این نقش هوخشتره، فرمانروای مادی را نشان می دهد که پوشاک او ترکیبی است از پوشاک شاهانه و تاج آشوری ولی شلواری ایرانی به پا دارد. اگرچه در اصالت این غلاف زرین شبهه ای وجود ندارد، اما این روزها پژوهشگران به ندرت چنین جسارت دارند که شییی باستانی را به شخصیتی تاریخی نسبت دهند. اما بحثی نیست که با روی کارآمدن مادها و هخامنشیان رداهای یکپارچۀ بین النهرینی جای خود را به ردای دو تکه یا شلوار و پالتوی ایرانی دادند(شکل ۹).
دومین نمونه پاپوشهایی بود که تمام پا را می پوشاند و با سگک محکم می شد و نمونۀ آن به فراوانی در نقوش برجستۀ هخامنشی به چشم می خورد(شکل ۱۰). نسل پیشین پژوهشگران این تحولات (پیدایش شلوار و کفش) را نمود پوشاک اقوام ایرانی می دانستند که با اسب و اسب سواری عجینتر بودند، اما با توحه به این که آشوریان و بابلیان نیز به همان اندازه و شاید بیشتر وقت خود را بر روی اسب و در حال سوارکاری سپری می کردند شاید منطقی تر این باشد که به جای دلایل قومی به دلایل کاربردی بیندیشیم: یقیناً اسب سواری با شلوار و کفش بسته آسانتر از اسب سواری با ردا و صندل است. خلاصۀ کلام این که شلوار و کفش روبسته که در دوره های اشکانی و ساسانی نیز تداوم و تحول یافت از ایران به غرب و شرق انتشار یافت و طی سده های آتی به پوشاک متداول جهانیان و الگوی پوشاک امروزی چون کت و شلوار و کفش هفت ترک تبدیل شد.

زیرنویس شکلها:
۱٫ صندلهای به دست آمده از غار فورت راک، آمریکا، ۸ تا ۷ هزار ق م.
۲٫ صندلهای به دست آمده از محوطۀ باستانی اسپارتو، اسپانیا، ۶ تا ۵ هزار ق م.
۳٫ پاپوش پوستی از غار آرنی، ارمنستان، حدود ۳۵۰۰ ق م.
۴٫ چکمۀ مرد یخی، کوههای آلپ، حدود ۳۳۰۰ ق م.
۵٫ چکمه های مرد نمکی، ایران، حدود ۲۰۰ ق م.
۶٫ صحنۀ عیلامیان پابرهنه.
۷٫ نقش پاپوش ساق بلند بر روی پلاک سیمین از لرستان، حدود ۷۰۰ ق م
۸٫ طرح سوارکار در حال شکار شیر بر روی غلاف زرین گنجینۀ جیحون.
۹٫ پوشاک اشراف هخامشی در نقوش پلکان آپادانای تخت جمشید. به پاپوشها توجه کنید.
۱۰٫ چکمه داریوش بزرگ هخامنشی در تندیس مصری او از شوش،موزه ایران باستان

دیدگاه‌های این نوشته


*

code