برق «ریال مفت» چشم گردشگران خارجی را نگرفت

چرا گردشگری ورودی رونق ندارد؟

سمیه حسنلو

 

طبق آمار سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در چهار ماه نخست امسال سفر خارجیها به ایران ۳۸ درصد رشد داشته، در حالیکه تورگردانان می‌گویند به همین اندازه ورود گردشگران خارجی به کشور ریزش داشته است. سازمان میراث بر این باور است که نوسانات ارز، قیمت سفر ایران را ارزان و رقابتی کرده و انتظار دارد اوضاع به کام ایران شود، اما تورگردانان معتقدند ارزانی تنها انگیزه خارجیها برای انتخاب یک مقصد نیست. از فروردین‌ماه امسال پس از آنکه دولت سیاستهای جدید ارزی را ابلاغ کرد، بازار سفر نیز ملتهب شد، صرافیها تعطیل شدند و معاملات ارز نیز بیشتر از آنکه ساماندهی شود، زیرزمینی شد. همه این اتفاقات دقیقا همزمان بود با فصل گردشگری در ایران. فرودگاهها مقر دلالهای ارز شدند؛ از راننده‌های تاکسی گرفته تا رزروشن هتل، همگی کاسبان ارز بودند. بانک مرکزی این بار نسخه‌ای را برای اتباع خارجی پیچید تا شاید این آشفته‌بازار را سامانی بخشد؛ پنج بانک خصوصی و دولتی تعیین شد تا ارز خارجیها را به ریال تبدیل کنند، اما مابه‌التفاوت نرخ ارز دولتی با بازار سیاه، خارجیها را هم وسوسه می‌کرد که همچنان سراغ رزروشن هتل، راهنمای تور و حتی راننده تاکسی بروند تا اینکه در صف بانک معطل شوند و پول کمتری به دست آورند.

با این حال که سفر به ایران در بهار امسال مقرون‌بصرفه بود، آمارها حاکی از آن است که جهانگردان ولخرج، چندان میلی به این مقصد ارزان نشان نداده‌اند. آمار رسمی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری اگرچه برای فصل بهار رشدی نزدیک به ۳۰ درصد را نشان می‌دهد، اما نمودارهای آن حاکی از افت سفر گردشگران چینی و اروپایی است. عقب‌نشینی اروپاییها در این مدت ۲۴ درصد بوده است و چینیها نیز پنج درصد کمتر به ایران سفر کرده‌اند.

 

ارزان شدن دوباره ایران

نوسانات ارز نخستین بار نیست که سفر به ایران را ارزان کرده است، پیش از آن مجمع جهانی اقتصاد در بیشتر از سه گزارش در سالهای اخیر، رتبه نخست کم‌خرجترین مقصد سفر را به ایران اختصاص داده، با این حال آمارهای گردشگری تکانهای شدیدی نداشته و سیر صعودی آن برای مقطع کوتاهی پس از برجام اتفاق افتاد که بعد از تظاهرات دی‌ماه ۱۳۹۶با افت همراه شد.

«مصطفی شفیعی‌شکیب»، عضو جامعه تورگردانان ایران که معتقد است امنیت شاخص مهمتری به نسبت ارزانی است، می‌گوید: «درست است ایران در خاورمیانه کشور امنی بشمار می‌آید، ولی این شرایط را فقط ما حس می‌کنیم، تصویری که رسانه‌های کشورهای اروپایی و آمریکایی و حتی آسیاییها از ایران نشان می‌دهند، کشوری بحران‌زده است که بزودی در آن نزاع داخلی یا جنگی با نفوذ نیروهای خارجی اتفاق خواهد افتاد.»

او توضیح می‌دهد: «عقب‌نشینی از سفر به ایران، بیشتر از جانب کشورهای اروپایی بوده؛ همان ۳۸ کشوری که مشمول قانون محدودیت ورود بدون ویزا به آمریکا شده‌اند. گردشگران این کشورها اگر به ایران سفر می‌کنند، یا تقریبا بیشتر کشورها را دیده‌اند و اهل ماجراجویی هستند و به این تهدید آمریکا زیاد اهمیت نمی‌دهند، یا اهل مطالعه هستند و حسابی عاشق ایران که می‌خواهند این تمدن را از نزدیک ببینند، اما جوانترها ترجیح می‌دهند شانس سفر به آمریکا را از خود نگیرند.»

«ابراهیم ابراهیمی»، تورگردان دیگری است که نظراتی همسو دارد و اظهار می‌کند: «ایران برای خارجیها ارزان شده، اما وقتی ترس از جنگ و بسته شدن مرزها وجود دارد، مفت هم بدهیم، نمی‌آیند. باید حمله تبلیغاتی کنیم تا این ترس بریزد.»

او توجه به رسانه‌هایی که جو ترسناکی را علیه ایران راه انداخته‌اند، مهمترین راه‌حل برای خروج از این وضعیت سیاستزده گردشگری می‌داند و می‌گوید: «با مونولوگ و حرف زدن در رسانه‌های داخلی نمی‌توانیم جریان ایران‌هراسی را تغییر دهیم، باید یک خارجی به هموطنانش نشان دهد که ایران کشور امنی است و سفر به آن جایی برای نگرانی ندارد وگرنه تور ایران را مفت هم بدهیم، تا وقتی که این ترس از دل مردم جهان برچیده نشود، مشتری نخواهیم داشت.»

البته ابراهیمی تحلیل دیگری درباره کاهش جمعیت گردشگرانی که نفع اقتصادی برای ایران دارند نیز مطرح می‌کند و معتقد است: «سن مسافران خارجی‌ به ایران تغییر کرده و جوانتر شده است؛ وضعیتی که ایران را به واسطه محدودیتهایش از اولویت این قشر از گردشگران خارج می‌کند. بیشتر گردشگرانی که به ایران سفر می‌کنند سن بالایی دارند، یک اروپایی مگر چند بار در سال می‌خواهد یا می‌تواند به یک کشور سفر کند. گردشگرانی هستند که بالای ۶۰ سال دارند و بیشتر از ۶ بار به ایران آمده‌اند. در واقع ما با مساله تازه‌ای روبرو شده‌ایم؛ جمعیت گردشگران مسن و علاقمند به ایران کم شده‌ و نوبت به نسل جوانتر رسیده است، همین حالا هم میانگین سنی گردشگران حاضر در تورهای ایران کاهش یافته یا تعداد خانواده‌ها به نسبت گذشته بیشتر شده است، اما ایران از سلیقه این گردشگران فاصله دارد.»

 

 

کدام گردشگر درآمدزاست؟

این چند ماه همزمان با سقوط ریال، عراقیها، ترکها و افغانها بودند که شکاف اروپاییها را در ایران پر کردند. رشد ۹۰درصدی سفر عراقیها به ایران آنچنان حیرت‌انگیز بوده که جذب گردشگر از عراق را در اولویت نخست برنامه‌های سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری قرار داده است؛ جمعیتی که تورگردانها به سرمایه‌گذاری و صرف انرژی روی آنها خیلی هم مایل نیستند، چراکه بر این عقیده‌اند که اتباع این سه کشور در دایره تعریف توریست نمی‌گنجند.

رشد سفر از این کشورها بی‌تاثیر از نوسانات ارز نبوده، هرچند داستان کشورهای همسایه با اروپا و شرق دور فرق می‌کند؛ دسترسی آسان، تسهیلات ویزا، نزدیکیهای فرهنگی و گاه زبان و البته ارزانی باعث شده در تمام دنیا ترددهای توریستی بین کشورهای همسایه بیشتر باشد، اما تورگردانهایی که حتی از کشورهای عربی گردشگر جذب می‌کنند نیز معتقدند که جمعیتی که فقط بخاطر ارزانی و برای خرید مایحتاج اولیه زندگی، سفری چندساعته به ایران دارد را نمی‌توان گردشگر نامید. ابراهیمی به این موضوع اشاره می‌کند که درست است وضعیت مالی کشورهای همسایه به مراتب از ایران بدتر است، اما با این تورم و نوسانات ارز و کاهش ارزش ریال، سفر و خرید مواد خوراکی در ایران برای اتباع این کشورها مقرون‌بصرفه شده است. او ادامه می‌دهد: «عراقی‌ها از وقتی که دلار نوسان پیدا کرده، به ایران سفر می‌کنند، گوشت، لبنیات و مایحتاجشان را می‌خرند و به کشورشان برمی‌گردند و ما آنها را جزء گردشگران حساب می‌کنیم، در حالیکه گردشگر تعریف مشخصی دارد. باید برای کشور درآمدزایی داشته باشد، نه آنکه مایحتاج اولیه مردم ما را بخرد و به کشورش ببرد. گردشگر باید فرش و صنایع دستی بخرد، به هتل پول بدهد، موزه برود و برای دیدن آثار تاریخی پول خرج کند.»

شفیعی شکیب نیز معتقد است: «آنهایی که از طریق مرز آزاد وارد کشور می‌شوند و بدنبال کسب‌وکارند و مدت اقامتشان به ۲۴ ساعت هم نمی‌رسد یا آن زائرانی که مکان ارزان برای اقامت پیدا می‌کنند و اصلا از خدمات توریستی استفاده‌ای نمی‌کنند و درآمدی برای کشور ندارند، گردشگر نیستند. شاید از بین دو میلیون عراقی که به ایران سفر می‌کنند، بیش از یک‌و‌نیم میلیون نفر در حسینیه‌ها و خانه‌های شخصی اقامت داشته باشند که از آنها درآمدی عاید کشور نمی‌شود.»

«اکبر غمخوار»، عضو انجمن دفاتر خدمات مسافرتی تهران نیز از دیگر مخالفان این نحوه سرشماری اتباع خارجی به نام گردشگر است و در این‌باره می‌گوید: «اگر این مسافران ۲۴ ساعت در همان شهر مرزی توقف و اقامت داشته باشند، قابل قبول است، اما اطلاع دارم افرادی از جمهوری آذربایجان سه بار در یک روز به منطقه مرزی آستارا در ایران سفر می‌کنند تا خرید مایحتاج زندگی‌ را انجام دهند و هر بار هم مُهر ورود در گذرنامه‌هایشان ثبت می‌شود؛ یا نخجوانی‌هایی که برای رفتن به جمهوری آذربایجان ناچارند از خاک ایران گذر کنند. حتی بصره‌ایها که برای خرید مرغ و گوشت به آبادان سفر می‌کنند یا پاکستانی‌هایی که برای تکدی‌گردی به شهرهای مرزی ایران سفر می‌کنند، ‌در حالیکه همه آنها جزء آمار گردشگران ورودی به ایران حساب و اعلام می‌شوند.»

در شرایطی که کشورهای پیشرو سعی در جداسازی گردشگری از سیاست دارند، اما روال ایران همانند گذشته است. تار سیاست آنچنان گردشگری را تنیده که حتی از فرصت ارزانی تاکنون نتوانسته بهره‌برداری کند، برای همین راه ساده‌تر را برگزیده؛ دلخوش شدن به آمار تردد از کشورهای همسایه با عنوان گردشگر باعث شده تا به این ترتیب سناریوی رزومه‌سازی مسئولان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با رشدهای صعودی کاذب همچون گذشته جریان داشته باشد.

 

*عکسهای بیشتر، چاپ شده در نشریه

دیدگاه‌های این نوشته


*

code