بزرگترین تاق طبیعی زمین

دژ تاق یا غار ـ دژ اسپهبد خورشید

سامان توفیق، دکترای باستانشناسی، مدیر پروژه غار ـ دژ اسپهبد خورشید

غار ـ دژ «اسپهبد خورشید» یا [دژ تاق] بر سر راه تهران ـ شمال، محور فیروزکوه، در منطقه «دوآب» شهرستان «سوادکوه» استان مازندران قرار دارد که خاص‌ترین دژ از لحاظ فرم و ابعاد، قدمت تاریخی و پراهمیت‌ترین سنگر نظامی در تمام تاریخ ایران و آخرین پناهگاه مقاومت ایرانیان به فرماندهی سپهبدان طبرستان در برابر لشکر اعراب بوده است؛ واپسین نقطه‌ای در ایران که پس از دو قرن از سقوط نهاوند با نیرنگ تسخیر شد و خورشید دوران چندهزارساله شاهنشاهی کهن ایران باستان در اینجا غروب کرد. این اثر با نام‌های متعددی خوانده شده، مشهورترین آنها: «غار (قلعه) اسپهبد خورشید»، «عایشه گرگیل دژ»، «حصن‌الطاق»، «تاق ونداد هرمزد»، «تاق دربند کولا»، «غار دیو سفید» (دیو کلی)، «لاپ کمر» و «دکان داوود» هستند و در سال ۱۳۸۱ با شماره ۷۸۳۹ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. فرم منحصربه‌فرد و نمای ظاهری اثر که تاقی سنگی و طبیعی با ابعاد غول‌آساست و دژی که در درون این ساختار تعبیه شده، موجب شده از دیرباز آن را «دژ تاق(طاق)» بنامند که در دهه‌های اخیر به‌دلیل پناه گرفتن خاندان اسپهبد خورشید و سرگذشت غم‌بار آنها به نام «غار اسپهبد خورشید» شهرت یافته است.

حماسه اسپهبد خورشید

«اسپهبد خورشید» واپسین فرمانروا از شاخه «دابویه­ای» آل «گاوباره» بود. در دوره سلطنت اسپهبد خورشید، پس از کشته شدن ناجوانمردانه «ابومسلم خراسانی»، خیزش‌هایی در ایران شکل گرفت که مهمترین آنها خیزش «سپهبد سنباد کارن» از نیشابور بود. اما سنباد در دشتی پیرامون ری، ناباورانه از لشکر جرار عباسی شکست خورد و به طبرستان پناه برد. در میانه راه، «توس» یکی از عموزادگان اسپهبد خورشید، به استقبال سنباد رفت، اما کمی بعد، توس، غافلگیرانه، سنباد را به قتل رساند. ارسال سر سنباد به دربار خلافت عباسی، موجب نزدیکی منصور خلیفه عباسی با اسپهبد خورشید می‌شود.

پس از ردوبدل شدن هدایا و تحکیم دوستی، «منصور دوانیقی» از خورشید می‌خواهد برای سرکوب شورش «عبدالجبار» در خراسان، بخشی از سپاه را از راه طبرستان بفرستد و خورشید بی‌خبر از مکر اعراب، دستور باز کردن دروازه‌های طبرستان و گذر سپاهیان عباسی را صادر کرد، ولی وقتی در سال ۷۵۹ میلادی برابر ۱۴۱ قمری، سربازان عباسی از ری وارد طبرستان شدند، به تجاوز و کشتار و غارت شهرها و مناطق پرداختند و مرزبانی آمل و رویان سقوط کرد. پس از فتح «گرگان» و «تمیشه»، اعراب وارد ساری شدند. اسپهبد خورشید، زن و فرزندان خود را به همراه اموالش در دژ تاق بالای دربند کولا، گذاشت و برای به خدمت گرفتن جنگجویان «دیلمی» و «گیلی»، از راه لاریجان به «رویان» و سپس به «دیلمستان» رفت و در «پلام» رودبار سنگر گرفت.

اعراب تمامی طبرستان را تسخیر کرده و در کوهستان سوادکوه، دژ تاق را محاصره کردند. این دژ افسانه‌ای، دری سنگی داشت که با نیروی ۵۰۰ مرد جنگی باز و بسته می‌شد و راه ورود به آن مشخص نبود. سرانجام پس از دو سال و هفت ماه دربندان اعراب، مسیر جوی آبی که از بالادست به دژ وارد و در آب‌انبارها ذخیره می‌شد، با راهنمایی بلدی محلی شناسایی و با انداختن لاشه حیوانات، آب را آلوده و دژنشینان بی‌خبر پس از نوشیدن آب دچار وبا گشته و در یک روز ۴۰۰ نفر مردند و جنازه‌ها را روی هم نهاده و از گند عورات طاعون هم به وجود آمد. مابقی امان طلبیدند و دژ سقوط کرد. در حالی که اسپهبد خورشید به سمت دژ در حال حرکت بود و ۵۰ هزار جنگاور طبری، دیلمی و گیلی به او پیوسته بودند، پیکی رسید که خبر سقوط دژ تاق، غارت خزائن، خودکشی «ورمجه» همسر محبوبش و اسارت فرزندان و محارمش به دست اعراب را به وی داد. اندوه و افسوسی جانکاه، اسپهبد خورشید را دربر گرفت و در میانه راه در ارتفاعات رامسر بی‌تاب شد و از لشکر فاصله گرفت. سپاهدار «الندا قارن» و محافظان، در پی او تاختند و الندا کوشید، وی را آرام کرده و متقاعد به نبرد با اعراب کند، اما برای اسپهبد خورشید، همه چیز به پایان رسیده بود. خورشید، مُهر سلطنتی را به وی سپرد و سفارش آخر را کرد که گورخانه وی باید مخفی بماند و با اسپهبد الندا و محافظان وداع کرد. به سر تپه‌ای تاخت و به نیایش با اهورا مزدا پرداخت. سپس زهر هلاهل را که در نگین انگشترش بود، سر کشید و اندکی پس از آن از اسب بیفتاد و به نیاکانش پیوست و این در روز آدینه، سیزدهم ماه نوامبر سال ۷۶۱ میلادی برابر با ۱۰ شعبان ۱۴۴ قمری و ۲۶ آبان سال ۱۴۰ خورشیدی بود. بنا بر دستور اسپهبد الندا، پس از تشریفات، پیکر اسپهبد خورشید، با همان رزم‌جامه و کلاهخود شاخ گاو نشان، در مکانی نامعلوم دفن شد تا در زمانی مناسب پس از بیرون راندن اعراب، به گورخانه شهر اسپهبدان در کنار نیاکانش انتقال داده شود.

معماری غار ـ دژ اسپهبد خورشید

این اثر بر خلاف نام و دورنمای ظاهری‌اش غار نیست، بلکه تاقی سنگی است که بر اثر پدیده زمین‌شناسی «کارست» (KARST) به وجود آمده است. با این حال آثار تیشه و برش سنگ در سراسر دهانه تاق، حکایت از دخالت کامل انسانی دارد. در قسمت سقف تاق، با تراشیدن و عمق دادن به سقف، فرم پوشش تاق آهنگ یا گهواره‌ای به سنگ داده‌اند تا فرم پایدارتری ایجاد کرده و از ریزش سقف پیشگیری کنند. ارتفاع پیشینه آن در وسط از لبه بیرونی قوس تاق تا کف حدود یکصد متر و در لبه درونی سقف با ۱۴۰ متر، بلندترین تاق جهان پس از «توشوک تاق (تاق شیپتون)» در ایالت «کاشغر» چین است. «تاق غار ـ دژ اسپهبد خورشید» را نه بلندترین و نه عریض‌ترین تاق دنیا، ولی بزرگ‌ترین و فرم‌دارترین تاق طبیعی روی کره زمین می‌توان نامید که قابلیت ثبت در فهرست رکوردهای گینس را دارد.

تعبیه دژی در درون این تاق طبیعی و دخالت انسانی موجب شده آن را «غار ـ دژ» بنامیم. غار ـ دژها؛ گونه‌ای از استحکامات هستند که در بدنه کوه‌های دیواره‌ای دست‌نیافتنی و درون غارها و پناهگاه‌های صخره‌ای ایجاد شده‌اند.

مجموعه‌ی غار ـ دژ اسپهبد خورشید؛ دارای دو بخش بیرون از دهانه تاق و ساختار درونی است که ابعاد آنها متفاوت است. مجموعه‌ای از آب‌انبارها، سیلوها، جان‌پناه‌ها، مغاک‌های صخره‌ای و مسیرهای ارتباطی در بیرون از دهانه تاق قرار گرفته‌اند. در بخش درونی معماری طبقاتی در دو جانب تاق جانمایی شده است که شامل؛ ارگ، نگهبانی‌ها، راه‌پله‌ها، آب‌انبار و مسیرهای ارتباطی است که با مصالح سنگ لاشه، گچ نیم‌کوب،آهک، ساروج و چوب ساخته شده است. غار ـ دژ اسپهبد خورشید از منظر معماری و پلان بیشترین شباهت را با تاق خسرو در «تیسپون» دارد. فرم و ساخت قوس‌ها، اتاق‌ها و پوشش گنبدی و تاق گهواره‌ای، همان شیوه پارتی است که در «قلعه دختر فیروزآباد فارس»، «کاخ سروستان»، «آتشکده آذر گشنسب»، «ایوان مدائن» و سایر بناهای دوره ساسانی دیده می‌شود.

 

*عکسهای بیشتر، چاپ شده در نشریه

دیدگاه‌های این نوشته


*

code