جهانگرد

جهانگرد

دور دنیا با ماشین برقی
«همه‌کسانی که اطرافم بودند، وقتی فهمیدند قرار است به ایران بروم، مرا حسابی ترساندند. می‌گفتند ایران کشور خطرناکی است، وسط یک منطقه‌ پرآشوب قرار گرفته و حتما ناامن است. پلیس سخت‌گیری دارد و با مسافران زیاد مهربان نیست. قیافه‌شان اخمو و گرفته است و آن‌قدر گرم است که یک روز هم نمی‌توانی در آن زنده بمانی. اما من تصمیمم را گرفته بودم. در سفرم به دور دنیا از شمال وارد ایران شدم و بدون هیچ مشکلی تا بندرعباس رفتم. تجربه‌هایی که در ایران داشتم، هنوز در هیچ کشور دیگری تکرار نشده است.»
این بخشی از خاطرات «ویب واکر»، گردشگر هلندی از ایران است. او از حدود یک سال پیش با خودروی برقی‌اش مسافرت ماجراجویانه خود را آغاز کرده و در طول این سفر طولانی از ایران هم گذشته است. او با‌این‌که اکنون در «میان‌مار»‌است، هنوز گه‌گاه از عکس‌ها و خاطرات خوبش در دوران سفر به ایران پست‌هایی را در شبکه‌های مجازی منتشر می‌کند که نشان می‌دهد سفر به ایران برایش لذت‌بخش بوده است.
ماجرای سفر «ویب» از یک پایان‌نامه‌ دانشگاهی شروع شد. «ایده‌ انجام چنین سفری از سال ۲۰۰۹ میلادی (۱۳۸۹ خورشیدی) در ذهنم بود اما تا زمانی که به دانشگاه نرفتم، نتوانستم آن را اجرا کنم. من در سال ۲۰۱۴ میلادی رسما سفرم را با نام Plug me in (مرا به پریز بزن) آغاز کردم. روش کار به این صورت است که پیش از رسیدن به هر منطقه و کشوری از مردم درخواست کمک می‌کنم. چیزی که نیاز دارم خوراکی، جای استراحت و یک پریز برق برای شارژ کردن خودرو است. واقعا هم این سفر را با هزینه‌ بسیار کمی انجام می‌دهم. ضمن این‌که در بسیاری از مناطق و کشورها مردم یا حتی شهرداری‌ها و حکومت‌های محلی مرا به برنامه‌هایشان دعوت کرده و از من مصاحبه یا مقاله می‌گیرند که همین‌ها،‌ از طرفی باعث شناخته شدن من می‌شود و از سوی دیگر، بخشی از بودجه‌ سفرم را تامین می‌کند.»

رانندگی و مهمان‌نوازی عجیب ایرانی‌ها
سفر به ایران به عنوان یک گردشگر که باید با خودرویش مسیرهای طولانی را بپیماید، برای «ویب واکر» کم‌ دشواری نداشته است: «رانندگی در ایران سرسام‌آور است و آدم دشوار می‌تواند خودش را با این شیوه‌ خاص رفتار هماهنگ کند. خط‌کشی‌های خیابان حکم دکور را دارند و راننده‌ها به هیچ هشداری توجه نشان نمی‌دهند. اگر خودم خودرو نداشتم شاید وضع فرق می‌کرد اما واقعا به عنوان یک راننده چالش‌های جدی داشتم.»
این البته یک روی سکه است. در سوی دیگر، «احترام»‌ و «مهمان‌نوازی» اخلاق ایرانی است که هر چند مشهور است و بارها درباره‌اش شنیده‌ایم اما برای بسیاری از گردشگران تازگی دارد. «مردم در ایران به من احترام می‌گذارند و خیلی راحت می‌توانم خودرویم را شارژ کنم. من در سفرم باید از خاورمیانه یا چین می‌گذشتم. چین یک میلیاردی استقبال چندانی از من نکرد در نتیجه مسیر ایران را انتخاب کردم که پر از درخواست دوستی و کمک بود. در طول مسیر از مناطق عجیب و روستاهای غریبی گذشتم که تا به حال ندیده بودم. مناطق فرسوده‌ شهر برایم جزو دیدنی‌ها بود. بارها پیش می‌آمد که در یک نقطه می‌نشستم و از مردمی که رد می‌شدند، عکاسی می‌کردم.»

امنیت و طبیعت ایران محشر بود
کویر میانی ایران و امنیت کشور دو عنصر مهمی است که آقای جهانگرد را حسابی به خودش جذب کرده است، بویژه این‌که تا پیش از آغاز سفر همه‌ توصیف‌ها و توصیه‌ها کاملا برعکس بوده است. «ایران یکی از کشورهای جذابی است که در طول راه دیده‌ام و از دیدن طبیعت آن خیلی لذت بردم. من تا پیش از این هرگز در کویر نبوده‌ام و این تجربه که در ایران نصیبم شد برایم مثل یک رویا بود. بگذارید صادق باشم. تا قبل از این‌که سفرم را شروع بکنم عده‌ای به من درباره‌ ایران و خطرهایش هشدار می‌دادند. می‌گفتند دیوانه شده‌ای که می‌خواهی به ایران بروی. درباره‌ امنیت، برخورد پلیس یا آب و هوای نامطلوب حرفهایی به من می‌زدند اما راستش را بخواهید من هیچ‌وقت حتی یک لحظه احساس نکردم که امنیتم در خطر است. مردم ایران خیلی مهربان و مهمان‌نواز هستند و این برایم افتخاری است که به ایران آمده‌ام. سفر به ایران چشم مرا باز کرد و نگاهم را گسترش داد. امیدوارم باز هم به ایران برگردم و دوباره همان تجربه‌ها را تکرار کنم.
جهانگردجهانگرد

دیدگاه‌های این نوشته


*

code