حکایت کفش‌های کردستان

کلاش و گیوه در فرهنگ کردهای ایران

سهیلا فرجی
کارشناس ارشد ایران¬شناسی، دانشگاه تهران

«کِلاش» یا «کَلاش»، پاپوش کردها است. لنگه به لنگه ندارد و می¬توان بارها آن را ترمیم کرد. پاپوشی که برایش شعر می¬گویند و می¬ستایندش. کردها به یک کلاش ساده امّا با کیفیت که تولید خودشان باشد، قانع¬اند. کلاشی که می¬گویند مرگ ندارد. کلاش، پاپوشی نرم، سبک و مقاوم است که برای محیط¬های سنگلاخی و کوهستان¬های خشک مناسب است. بیشترین مصرف¬کنندگانش مردم روستا و عشایر هستند. دو مرکز مهم کلاش در مناطق کردنشین، «کرمانشاه» و «اورامان» است. بیشترین حجم تولیدات کلاش¬ برای دیگر سرزمین‌های کردنشین نیز در این استان است.
این پاپوش در کرمانشاه به دو نام «گیوه» و «کلاش» شناخته می¬شود. استفاده از نام کلاش عمومیت بیشتری دارد. در میان کردها این تصور وجود دارد که گیوه، نامی است لری و «گیوه‌پوش» اصلاً لر زبان است و «کلاش‌پاپوش» کردها هستند. امّا به روشنی مشخص نیست چرا چنین تصوری به‌خصوص در میان اهالی اورامان وجود دارد و بر روی نام کلاش تاکید دارند. به نظر می¬رسد که گیوه ابتدا از هرسین و در میان مردم «لَک» رایج بوده و سپس مرکزش به کرمانشاه تغییر یافته است. برخی نام‌های جغرافیایی نیز به گیوه یا کلاش اشاره دارد. در ایلام «کَل گیوه¬کَر» (kal giwa kar) به معنای شکاف گیوه¬چی، یکی از بریدگی¬های¬ کوه¬های زاگرس در شمال این شهر است.
کلاش انواعی دارد و نوع آن بر اساس زیره¬اش یا به قول کردها «تخت» آن انجام می¬شود. در کرمانشاه گیوه آجیده، چرمی، لاستیکی و ابریشمی از مشهورترین انواع کلاش است و در پاوه، کلاشی با نام اورامی یا زیره¬ای تولید می¬شود. «تخت آجیده»، پاپوش خان¬ها و مالکان بوده است و در حال حاضر کسانی از این پاپوش استفاده می¬کنند که متمول¬ هستند. مرسوم است مردهای کرد در عروسی¬ها از این نوع کلاش استفاده می¬کنند. کیفیت و قیمت این پاپوش بیش از انواع دیگر و چیزی حدود۲۰۰ هزار تومان است. کلاش «تخت چرمی» کیفیت و قیمت متوسطی داره و عمومی¬تر است. امّا «تخت لاستیکی» در بین مردم محبوبیتی ندارد و ارزان¬ترین نوع کلاش است که در بین مردم اورامان تنها این نوع را گیوه می¬نامند. برخی مثل¬ها و اصطلاحات در زبان کردی که به این نوع کلاش یا گیوه اشاره می¬کند، همیشه در معنای تحقیر فرد، به رخ کشیدن فقر مالی او و نشان¬دادن سطحی فروتر از دیگر مردم جامعه است. نوع «رویه ابریشمی» برای دمپایی‌های زنانه و مردانه و به اصطلاح «روفرشی» است. این نوع از قدمت چندانی برخوردار نیست و تنها چند دهه است که به بازار عرضه شده است.
مردم هورامان (اورامان) به زیره کلاش هورامی مباهات می¬کنند. روش ساخت آن که به زبان کُردی چِنین (معادل مصدر فارسی چیدن) نام دارد نیز متفاوت است و از کیفیت بهتری برخوردار است. کلاش اورامان به مرکزیت نودشه در اردیبهشت ۱۳۹۶ به ثبت ملی رسید. زیره یا تخت اورامی از نوارهای پارچه¬های کتانی یا کرباسی همراه با چرم گاوی درست می¬شود. در اورامان هیچ وقت از گیوه استفاده نمی¬شود و فقط کلاش است که توان پیمودن مسیرهای آن¬ دیار را دارد. کوهستانی بودن اورامان نسبت به دیگر مناطق کردنشین سبب شده که از پاپوش مقاوم¬تری استفاده کنند. اورامانی¬ها بر این باورند که کیفیت یک کلاش به میزان تجربه بافنده بستگی مستقیم دارد. بافندهِ رویه کلاش، زن¬ها هستند و بافنده زیره یا تخت کلاش، مردها. در حقیقت بخش هنری کلاش را زن¬ها انجام می¬دهند و بخش فنی بر عهده مردها است.
در گذشته کلاش را در سه اندازه درست می¬کردند. «گرده پا» که مخصوص پاهای کوچک بوده است، «متوسط پا» که از نامش پیداست و «شش گره» که برای پاهای بزرگ درست می¬شده است. کلاش اکنون در اندازه مرسوم ۴۰ تا ۴۴ درست می¬شود. بعد از ساخته شدن کلاش، آن را قالب می¬زنند تا به اندازه پای مورد نظر برسد. به دلیل آن¬که پوشیدن کلاشی که اندازه پا نبوده، سختی خود را داشته است و نیز کلاش زیپ یا بند ندارد از پاشنه‌کش¬های فلزی یا چوبی استفاده می¬شده است و هم¬اکنون نیز مرسوم است.
کلاش به رنگ سفید است. مگر در موارد سفارشی. در حقیقت رویه کلاش از نخ کاملاً سفید بافته می-شود. امّا در اورامان، هنگام خرید از واژه¬های کلاش رنگ قرمز، آبی یا سفید استفاده می¬شود. این رنگ¬ها به رنگِ تخت کلاش اشاره دارد و چون یکی از این سه رنگ در زیر یا تخت کلاش قرار دارد اینگونه نامیده می‌شود. کلاش-های زنانه همراه با رنگ¬های مختلف و منجوق‌دوزی به تازگی به بازار عرضه شده است.
کلاش در ادبیات کردی حضور پررنگی دارد. علی¬اشرف درویشیان نویسنده داستان «آبشوران» در جایی چنین آورده است «ننه رفته بود بازارِ کلوچه¬پزها تا کلاش¬هایی که چیده بود به صاحب‌کارش بدهد و با فروش از وسط راه، کله‌پاچه بخرد. اگر دکان صاحب‌کار ننه بسته می¬بود خیلی غمگین می¬شد و تا خانه گریه می¬کرد». «کلاش‌چینی» یا «گیوه‌چینی» یکی از مشاغل اصلی زنان روستاها و شهرهای کردنشین بوده و هست. منصور یاقوتی هم در کتاب «چراغی بر فراز مادیان کوه» چندین بار این اصطلاح را به کار برده است؛ «عمه گل‌اندام که پیش مادر نشسته بود و گیوه می¬چید می¬گفت: …» و در جای دیگر می‌آورد: «هتاو هیچ وقت مادرش را از یاد نبرد. یادش می¬آمد که مادرش آن گوشه توی تاریکی کِز می¬کرد و کلاش می¬چید» و همچنین: «زن کردی کنار دیوار نشسته و گیوه می‌چید».
در مناطق کردنشین ضرب¬المثل¬های بسیاری هست که به کلاش اشاره می¬کند و این خود نشان¬دهنده اهمیت این پاپوش در میان آن¬هاست. بیشتر ضرب¬المثل¬های اورامان نشان از جایگاه کلاش دارد و بصورت غیر مستقیم به کیفیت و برتری آن اشاره دارد. امّا در مثل¬های جنوب کردستان، گیوه و کلاش بیشتر نشان تحقیر، فقر و تنگدستی است مانند اصطلاح «گیوَه¬ کَر» به معنای بدبخت و بیچاره. «گیوهَ پا» یعنی آدم فقیر و دهاتی که هر دو این مثل¬ها نوعی توهین شمرده می¬شود.
در منطقه هورامان معادل «کوزه¬گر از کوزه شکسته آب می¬خورد»، «کلاش¬کَر همیشه بی‌کلاشا» است و معادل آن در میان کردهای جنوبی به گویش کلهری «گیوه¬ چِنی بیو، کلاش و پای نیو» است. در میان مردم منطقه هورامان ضرب¬المثل¬هایی که به زیرکی و توانایی فرد اشاره می¬کند بسیار است. یکی از ضرب¬المثل¬ها در این زمینه «روخاننه پَروه کلاشی تَری مَبا» است. معنای لفظی آن ¬چنین است که یکی چنان با مهارت تمام از رودخانه رد می¬شود که حتی کلاشش خیس نمی¬شود. ذکر این نکته ضروری است که کلاش خیس قابلیت پیشین خود را ندارد. زیرا قالب آن تغییر می¬کند. معنای کنایی این مثل اشاره به توانایی فرد دارد که می¬تواند کاری را چنان با دقت و مخفیانه انجام دهد که کسی از آن آگاه نشود. در فرهنگ کرد به چنین فردی زرنگ می¬گویند.
مردم کرد کفش کوهستان¬های خود را ارج می¬نهند و آن را بارها ترمیم می¬کنند. قابلیت ترمیم مکرر کلاش نیز از دلبستگی¬های آن¬ها به این پاپوش است. برخی از مردهای اورامان کلاش¬های ۵۰ ساله خود را همچنان استفاده می¬کنند. کلاشی که کثیف شده را یک روز در آب می¬خیسانند، بعد آن را در قالب قرار داده و یک روز در مقابل آفتاب قرار می¬دهند. اگر یک لنگه کلاش خراب شود می¬توان آن را به راحتی دور انداخت و یک لنگه دیگر جایگزین کرد چرا که کلاش کفشی است که لنگه به لنگه ندارد. پس از چند ماه استفاده از کلاش، برای حفظ ظاهرش لنگه¬هایش را در پای مخالف می¬کنند. مردان کرد به مهارت خود در حفظ کلاش می¬بالند.
شتاب کردن و به اصطلاح کردها فرز بودن از خصوصیات پسندیده کردی است. معادل «گیوه ورچیدن» در فارسی، «گیوهَ هَه¬ل کیش» به معنای شتاب‌کردن است و گاهی به عزم جزم برای شروع کار نیز اشاره دارد. «کلاشی تیی» اصطلاحی است که برای آدم دست و پا چلفتی یا به قول کرمانشاهی¬ها «دست و پا پارچه¬ای» به کار می¬رود. راحتی کفش در کوهستان از اهمیت زیادی برخوردار است. در این خصوص اورامی¬ها مثلی دارند که بیان می¬کند «کلاش تنگ به مانند خانه¬ای است که همیشه در آن دعوا برپاست» و نبودش به از بودنش؛ «پای په¬تی وه¬شه¬ن نه¬گ وی پالای ته¬نگ / بی ژه¬نی وه¬شه¬ن نه¬گ وه یانه جه¬نگ». وقتی خطاب به کسی بگویند «کِره کلاشی تی» بدان معناست که آن فرد به بدبختی و فلاکت رسیده است.
کلاش هنوز در میان کردها جای دارد. جوانان کرد همواره با لباس کردی (= چوخ رانَک: coxrānak) کلاش می-پوشند. وقتی به اورامان سفر کنید کمتر کسی را می بینید که کلاش به پا نیست. امّا در جنوب کردستان کلاش از زندگی مردم رنگ‌باخته است. تلاش کردها این است که این پاپوش آبا و اجدادی خود را به ثبت جهانی برسانند. شعری کردی چنین می‌گوید: «کلاش پاپوشا جه پوســوو په رو/ بژی هه ورامی یه ی ده ســـکاروت» (زنده باشی هورامی بابت این هنری که از پوست و پارچه خلق می کنی).

دیدگاه‌های این نوشته


*

code