سوزندوزی فراتر از مرزها

گنجینه بی‌حدومرز نخها

ندا انتظامی

 

هنر ابریشم‌دوزی و گلابتون‌دوزی، پته­دوزی کرمان، رودوزی اصفهان، سکه‌دوزی سیستان، شبکه‌دوزی اصفهان، بلوچ‌دوزی سیستان و بلوچستان و قلابدوزی رشت بخش کوچکی از هنرهای سوزندوزی ایران است. این هنرها از نسل‌های قبل به امروز منتقل شده است. واسطه انتقال این هنر افرادی عاشق هستند که این هنر را به نسل جدید آموزش می‌دهند.

«مریم فامیل سماک جلالی» یکی از این عشاق هنرهای سوزندوزی است که بیش از ۳۰ سال سابقه تدریس در این هنر دارد. او که بازنشسته آموزش‌وپرورش است و در حال حاضر مدرس دانشگاه شریعتی تهران، می‌گوید: «این هنرها سینه‌به‌سینه منتقل می‌شود. نسلی که در دانشگاه حضور دارد، بسیار جوان است؛ اگرچه این رشته در دانشگاه فقط در یک واحد دانشگاهی خلاصه می‌شود، اما این نسل بسیار هم علاقه‌مند به یادگیری این هنر هستند.»

او تدریس هنرهای سنتی را محدود به دانشگاه نکرده است؛ بلکه در خانه فرهنگ‌‌های مختلف هم این هنر را آموزش می‌دهد تا طیف گسترده ­تری این هنر را آموزش ببینند: «آرامشی که در کار دست هست، در کارهای دیگر نیست. بسیاری از خانمهای بازنشسته اوقات فراغت زیاد دارند. گذراندن دوره‌های سوزندوزی و هنرهای سنتی ایرانی باعث می­شود که هم زمان فراغت خود را به بطالت نگذرانند و هم حس زیبایی در دستان خودشان را کشف کنند؛ حس خلق اثری ماندگار که قابل توصیف نیست.»

نسل جدید در کنار نسل قدیم به این هنر علاقه ­دارند و این علاقه این پرسش را به ذهن متبلور می­کند که بازار کار هنرهای سنتی باعث این استقبال شده است: «ما روش کار سوزندوزی را آموزش می‌دهیم، اما شم اقتصادی در کار چیزی است که هر فرد باید خودش آن را داشته باشد و آن را پرورش بدهد. نکته‌ای که می‌خواهم بگویم این است که در طراحی دوخت و لباس، دانشجویانی که این رشته را خوانده‌اند، چندان در بازار کار فعال نیستند و امروزه بیشتر بچه­ هایی هستند که در این رشته تحصیل نکرده‌اند؛ بلکه دوره این هنرها را دیده‌اند. یعنی شم خوب اقتصادی داشتند و به همین دلیل دوره‌های طراحی لباس را آموزش دیدند. در حالیکه تحصیلکرده‌های طراحی لباس دانش این کار را دارند، اما در بازار کار به‌دلیل عدم شم اقتصادی حضور ندارند. به عبارتی نیاز است که واحد بازاریابی در درسهای دانشگاه طراحی شود که این موارد را آموزش بدهند، البته در چند دانشگاه این واحد تدریس می‌شود.»

سماک جلالی هنرآموزانی دارد که هنرهای مختلف سوزندوزی را نزد او آموزش دیده‌اند و حال چه در ایران و چه در خارج از ایران از طریق این هنر کسب درآمد می‌کنند: «معتقدم که شم اقتصادی و توانایی درآمدزایی در وجود هر فردی هست، اما باید پرورش داده شود. به عبارت دیگر اینکه فقط هنرهای مختلف یاد گرفته شود، کافی نیست، بلکه نیاز است که شم اقتصادی در کنار آموختن هنر پرورش یابد.»

او که متولد آستانه اشرفیه استان گیلان است و از سال ۱۳۷۷ مقیم تهران شده، به بازار صنایع دستی ایران اشاره دارد؛ بازاری که گاهی از هنرهای دستی چینی اشباع شده است. طبیعی است که او نگران رونق تولید ملی در حوزه هنر سوزندوزی باشد: «متاسفانه به تولید ملی بها داده نمی‌شود و در این حوزه کار اساسی و بنیادی انجام نمی‌شود. نگاه کنید چقدر دوخت‌ودوزهای چینی در بازار زیاد است. آیا نمی‌شود که هنر ایرانی بازار ایران و بازار جهان را در دست خود بگیرد؟»

تنوع هنرهای سوزندوزی از نظر این مدرس دانشگاه نکته­ ای است که باعث استقبال مخاطبان می‌شود: «در ایران نزدیک به ۱۲۰ نوع سوزندوزی داریم که این تعداد کلی هم زیرمجموعه دارد که با احتساب آنها نزدیک به ۱۵۰۰ نوع سوزندوزی در سراسر ایران داریم. یعنی هر منطقه از ایران بنا به فرهنگ و خاصیت منطقه خود، سوزندوزی خاص منطقه خود را دارد. به‌عنوان مثال، پته‌دوزی کرمان بنا به بافت کویری و سختی که دارد، دوخت سنتی آن لایه‌لایه است، دوخت آن نیاز به صبر زیاد دارد و رنگها هم متاثر از زندگی، آداب و رسوم همان منطقه است.»

او پیش از این مدیرگروه دوختهای تزئینی ‌آموزش‌وپرورش شهر تهران بوده و طی این سالها کارگاههای آموزشی زیادی درباره دوختهای سنتی آموزشی برگزار کرده و توسط مراجع مختلف هم تقدیر شده است. او معتقد است که اگر روی این هنر سرمایه‌گذاری شود، بیشتر از نفت برای کشور ارز‌آوری دارد: «با توجه به بحران اقتصادی که کشور درگیر آن است، این هنر می‌تواند مرزها را از بین ببرد و مشتری جذب کند. متاسفانه ما درباره این هنر اطلاع رسانی نکرده‌ایم. خیلی‌ها نمی‌دانند که این هنر در ایران، آن هم به این وسعت وجود دارد.»

او که مدیر کانال دایره‌المعارف سوزندوزی ایرانی در تلگرام با بیش از ۲۰ هزار عضو است، فضای مجازی را در جذب مخاطب و آموزش این هنر موثر می‌داند: «کانالهایی هستند که آموزش رایگان می‌دهند و بسیاری از افراد از این کانالها آموزش می‌بینند و جذب این کار می‌شوند. البته رسانه‌ها باید به این کار بها بدهند که متاسفانه در این مورد کم‌کاری شده است.»

 

هنری که مستند نشد

سماک جلالی دلیل عدم اطلاع از وجود این هنر را به عدم گرد‌آوری مکتوب این هنر مرتبط می‌داند: «دانشجویی داشتم که در ایتالیا طراحی مد و لباس می‌خواند. او برای انجام پروژه نهایی‌ خود سوزندوزی روی لباس انجام می‌‌داد. استادش که کار او را دید، از او پرسید که آیا دایره‌المعارفی درباره این دوختهای سنتی ایرانی وجود دارد؟ شاگردم از من پرسید که آیا چنین کتابی داریم که من پاسخ دادم متاسفانه دایره‌المعارف سوزندوزی ایرانی هنوز تالیف نشده است.»

عدم برنامه‌‌ریزی و اختصاص ندادن بودجه برای تالیف این کتاب بخشی از مشکلاتی است که از نظر این مدرس دانشگاه باعث شده که امر به تعویق بیفتد: «متاسفانه کسی به این کار بها نمی‌دهد و ما در کشور برای این کار حمایت نمی‌شویم.»

اما این مشکلات باعث نشده او و همکارانش دست از فعالیت در این زمینه بکشند. او بارها برای مقاطع مختلف تحصیلی و درسی برنامه نوشته و آن را پیگیری کرده است: «این روزها قرار است در دانشگاه هنرهای اسلامی ایرانی استاد فرشچیان، رشته دوختهای سنتی تدریس و راه‌اندازی بشود.»

او سالها در مقطع هنرستان تدریس کرده و معتقد است این حرف درست نیست که هنرستان برای شاگردان ضعیف و درس‌نخوان است: «اشتباه است که فکر کنیم کسانی که علوم تجربی می‌خوانند، باهوش هستند و دانش‌آموزانی که در کار و دانش درس می‌خوانند ضعیف هستند. من خودم در هنرستان درس خواندم و بسیار به این رشته علاقه داشتم. البته خانواده من از مادرم تا همسرم از من خیلی حمایت کردند.»

از نظر او همه افراد استعداد یادگیری سوزندوزی و صنایع دستی را دارند، اما باید این هنر در آنها شکوفا شود. او حتی معتقد است این رشته برای افرادی که ناتوانی جسمی یا ذهنی دارند، بسیار مفید است: «این کار به آنها هم آرامش می‌دهد و هم حس مفید بودن می‌دهد. از سوی دیگر می‌تواند برای آنها محل درآمد هم باشد.»

به گفته سماک جلالی گنج بزرگ هنر ایرانی حدومرزی ندارد، به همین دلیل او برای این رشته تلاش می‌کند: «دو سال پیش در موزه ملک تهران، جشنواره سوزندوزی ایرانی برگزار شد. حال ما و گروهی از همکاران هنر سوزن‌دوزی که مدرک درجه یک هنری سوزندوزی داریم، در تلاش هستیم که به زودی دومین جشنواره تخصصی سوزندوزی را نیز به همت دانشگاه هنرهای اسلامی ایرانی استاد فرشچیان برگزار کنیم.»

هرچند این هنرمند از بی‌مهری که به این هنر می­شود، گلایه‌مند است، اما معتقد است که باید تلاش کرد و این هنرها را زنده نگه داشت و به نسلهای بعدی منتقل کرد: «وظیفه دولتمندان است که از این هنر پاسداری کنند، اما ما هم باید تلاش خودمان را انجام بدهیم و بیکار ننشینیم.»

شاید تلاش او، استادان این رشته است که او را به آینده این رشته امیدوار کرده است؛ بویژه اینکه دوختهای سنتی جای خود را در کلاسهای آموزشی خصوصی پیدا کرده است: «اتفاق خوبی است که این هنر در جاهای مختلف تدریس می‌شود. هرچند گاهی اسمهای عجیبی برای رشته سوزندوزی می‌گذارند؛ در حالیکه این دوختها کاملا هنر ایرانی هستند و شناسنامه ایرانی دارند. به‌عنوان مثال مرصع‌دوزی هنری ایرانی است که در زمان صفوی به اوج خود رسیده است. چرا باید اسم آن را عوض کرد و برای جذب مخاطب از اسامی عجیب‌وغریب استفاده کرد.»

مریم فامیل سماک جلالی امیدوار است که دولت بودجه‌ای برای تالیف نخستین دایره‌المعارف سوزندوزی ایرانی اختصاص دهد تا او و همکارانش بتوانند این اثر جاودان را تالیف کنند و آن را برای آیندگان به یادگار باقی بگذارند.

 

*عکسهای بیشتر، چاپ شده در نشریه

دیدگاه‌های این نوشته


*

code


  • حامی میراث جنوبشرق :

    سکه دوزی از قدیم الایام هنر دست زنان بلوچستان است نه سیستان ، هنر زنان سیستان سیاه دوزی و خامه دوزیست که از آنان سخن به میان نیامده است