پیمان صلحی که به جنگی ۲۰ساله پایان داد

عهدنامه آماسیه

پیام شمس‌الدینی، دانشجوی دکترای ایرانشناسی

 

صلح «آماسیه» (۸ رجب ۹۶۲/ ۲۹ می ۱۵۵۵)، نخستین پیمان صلحی بود که بین صفویان ایرانی و ترکان عثمانی امضا شد و برای حدود ۲۰ سال از سوی طرفین معتبر باقی ماند.

صفویان پس از شکست بزرگشان از عثمانیها در نبرد «چالدران» در سال ۹۲۰ قمری، از جنگ رودررو خودداری می‌کردند و شگردهایی همچون تاخیر در رویارویی با دشمن و پدید آوردن سرزمین سوخته را در پیش گرفتند. عثمانیها نیز هرچند به قلمروی ایران تعرضهایی می‌کردند؛ اما هر بار دشواریهایی چون تامین پشتیبانی و حملات متقابل چریکی جلوی اقامت بلندمدت آنها را می‌گرفت.

سرانجام هر دو طرف درگیر با منابع روبه‌پایان و نیروهای خسته و دلسرد بیشماری روبرو شدند. در رمضان سال ۹۶۱، طرف ایرانی اسیری ترک را همراه با پیشنهادی برای صلح به اردوگاه عثمانیان در نزدیکی جایی به نام «بایزید» («دوغوبایزید» امروزی) فرستاد. چندی بعد، «شاهقلی آقا» به‌عنوان فرستاده رسمی شاه‌طهماسب، دومین پادشاه صفوی به اردوی سلطان سلیمان قانونی، دهمین سلطان امپراتوری عثمانی در «ارزروم» وارد شد. پیشنهاد صلح بی‌هیچ شک و تردیدی از سوی عثمانیها پذیرفته شد؛ زیرا آنها نیز قادر به دستیابی به پیروزی قطعی نبودند و همچنان در مرزهای غربی خود درگیر جنگ با خاندان «هابسبورگ» بودند؛ پس پیشنهاد صلح پذیرفته شد و تا امضای عهدنامه بر سر نوعی آتش‌بس توافق شد.

در بهار سال بعد «کمال‌الدین فرخزاده‌بیک»، «ایشیک آقاسی»، نماینده تام‌الاختیار شاه‌طهماسب، به «آماسیه»، اردوی زمستانی سلطان سلیمان رسید. عهدنامه آماسیه ۱۹ روز بعد امضا شد. مورخان و شاعران نیز فرصتی پیدا کردند تا بر اساس حساب جُمَل برای این صلح ماده‌تاریخی پرمعنا فراهم کنند: «اَلصُلحُ خَیر» (= ۹۶۲؛ صلح بهتر است [از جنگ]). امروزه متن نامه شاه‌طهماسب ممهور به مهر او به شماره ۸۹۶۹ در آرشیو کتابخانه «توپقاپی» نگهداری می‌شود.

در این عهدنامه ایران حاکمیت عثمانی بر امپراتوری‌اش را به رسمیت شناخت؛ همچنین پذیرفت که حُسن همجواری را رعایت کند و به مرزها احترام بگذارد؛ کوههایی که گرجستان را به دو شرقی و غربی تقسیم می‌کردند و دامنه‌های غربی زاگرس تا خلیج فارس به‌عنوان مرز تعیین شدند؛ از این رو ایالتهای ارمنستان و گرجستان به تساوی میان طرفین تقسیم شدند؛ نیمه غربی ارمنستان، کردستان و گرجستان به چنگ ترکان عثمانی افتاد و نیمه شرقی این سرزمینها در تصرف ایران باقی ماند. تبریز و شمال شرق قفقاز مانند داغستان و تمامی مناطق امروزی جمهوری آذربایجان نیز در دست ایران ماند و امپراتوری عثمانی هم قسمت عمده عراق شامل نواحی پیرامون بغداد را متصرف شد و برای نخستین‌بار به کرانه‌های خلیج فارس دسترسی پیدا کرد. به‌موجب این قرارداد چند ناحیه نیز از آناتولی شرقی مانند «ارزروم» و «شهرزور» و «وان» به‌عنوان منطقه حائل تعیین شدند. شهر «قارْصْ» نیز به‌عنوان ناحیه بی‌طرف معرفی شد و برج و بارویش را ویران کردند. جدایی قطعی بخشهایی از قفقاز و انتقال بازگشت‌ناپذیر بین‌النهرین به عثمانیان، بعدها در «عهدنامه ذهاب» (یا «پیمان قصرشیرین»، ۱۵ محرم ۱۰۴۹/ ۱۷ مه ۱۶۳۹) رسمیت یافت.

از این گذشته شاه‌طهماسب پذیرفت بنا به ملاحظه عثمانیان سنّی، لعن و نفرین رسمی سه خلیفه نخست، عایشه و صحابه را که از زمان شاه اسماعیل اول رواج یافته بود، متوقف کند. عثمانیها نیز در مقابل عبور آزادانه زائران ایرانی به مکه، مدینه، کربلا و نجف را تضمین کردند.

عهدنامه آماسیه، عثمانیها را قادر ساخت تا تمام نیروهای خویش را صرف جبهه‌های غربی و مشکلات داخلی کنند. ایران نیز توانست همزمان با بازیابی مناطق غربی قلمروی خود از آسیبهای جنگ چندساله، نیروهای نظامی و منابع خود را یک‌کاسه کند. این صلح از سوی هر دو طرف تا زمان مرگ سلطان سلیم در ۹۷۵ قمری و مرگ شاه‌طهماسب در ۹۸۴ قمری مراعات شد. پس‌ از آن بود که در ایران آشوبهای جانشینی برخاست و عثمانیها را تشجیع کرد تا مناطقی از قفقاز را که محل مناقشه هر دو کشور بود، اشغال کنند.

توقف دشمنی میان ایرانیان و ترکان عثمانی مورد پسند همه نیروهای منطقه نبود؛ روسها در کریمه پیشرفت می‌کردند و نه‌فقط اعتبار سیاسی و مذهبی ترکان را به خطر می‌انداختند؛ بلکه منافع تجاری آنها را تهدید می‌کردند. از اینرو با انعقاد عهدنامه آماسیه زمینه‌ها برای نزدیکی بیشتر عثمانی به خانات مسلمان‌نشین آسیای میانه نیز فراهم شد.

در نهایت زمانی که «مراد سوم»، دوازدهمین سلطان عثمانی بر «رودولف دوم» از خاندان هابسبورگ پیروز شد و او را به پرداخت خراج ناچار کرد، موعد نقض عهدنامه آماسیه از سوی عثمانیان فرارسید. در باب عالی استانبول تنها یک تن همچنان در وفاداری به آن عهدنامه ثابت‌قدم بود و او کسی نبود جز «محمد صوقللو»؛ صدراعظم عثمانی. دور دیگری از جنگ‌های عثمانی با ایران با اعزام سومین وزیر سلطان، «مصطفی پاشا» معروف به «للـه‌پاشا» با نبردی دیگر آغاز شد؛ «جنگ چِلدِر».

 

منبع (ترجمه با حک و اصلاح):

  1. Köhbach, “AMASYA, PEACE OF,” Encyclopædia Iranica, I/9, p. 928.

 

*عکسهای بیشتر، چاپ شده در نشریه

دیدگاه‌های این نوشته


*

code