کلپورگان روستای جهانی سیستان و بلوچستان

۷ هزار سال هنر ایران در دومین موزه زنده دنیا 

کبریا حسین زاده

 

سفال‌های «کلپورگان» از هفت هزار سال پیش، از مادران به دختران نسل‌به‌نسل منتقل شده است؛ روستایی که اسمش را از گیاهی به نام «کلپوره» گرفته است و حالا به‌عنوان نخستین روستای صنایع دستی در شورای جهانی صنایع دستی ثبت شده است. چرخی برای سفالگری ندارند. یک ظرف گِرد شبیه بشقاب درست می‌کنند، داخل آن را کمی خاک می‌ریزند و بعد یک پارچه رویش پهن می‌کنند، گِل را بعد از آنکه حسابی وَرز دادند و کتک زدند، روی پارچه می‌گذارند. بشقاب را با نوک پا می‌چرخانند و هر ظرفی را که می خواهند درست کنند، شکل می‌دهند؛ سپس به‌وسیله یک تکه چوب و کمی آب آن را رو به بالا می‌کشند.

بعد از آنکه ظرف را ساختند، مابقی الحاقات آن مثل دسته را اضافه می‌کنند و زیر نور آفتاب می‌گذارند تا خشک شود و بعد از آن با یک تکه سنگ خیس‌شده، سطح ظرف را صاف می‌کنند. مالیدن پارچه‌ای آغشته از پی گوسفند مرحله بعدی کار است تا نقش‌هایی که روی آن می‌زنند را بهتر به خود جذب کند.

نقش‌های روی سفال‌ها همان طرح‌های سوزن‌دوزی لباس زنان بلوچ است که به جز پارچه روی گِل هم نقش می‌بندند. گرچه بسیاری از طرح‌ها دستخوش تغییرات شده است، اما هنوز هم می‌توان اصالت را در آن پیدا کرد.  این طرح‌های ریز را با نوک یک تکه پارچه یا بخشی از شاخه درختی به نام گیشته که در بیابان رشد می‌کند، بعد از آغشتن در آب «تیتوک» (نوعی سنگ معدنی از محلی به نام کهن‌مگار می‌آورند) نقش می‌زنند.

نقش‌ها باید خشک شوند و سپس برای سرخ شدن داخل کوره بروند. کوره شب تا صبح روشن می‌ماند تا سفال‌های خاکستری به رنگ قرمز دربیایند.

موسپیدان کلپورگان می‌گویند، زمانی که کوره‌ای در کار نبوده، گودالی در زمین می‌کندند، سفال‌ها را درون آن می‌گذاشتند، روی گودال را با خاک می‌پوشاندند و با آتش زدن کوهی از هیزم روی خاک، سفال‌ها را می‌پختند. این روش سنتی موجب می‌شده بسیاری از سفال‌های آنها بسوزد یا بشکند و تمام زحمت‌های آنها به یکباره هدر برود.

زنان بلوچی این شیوه سفالگری را هفت هزار سال است که حفظ کرده‌اند؛ پارچ‌هایی که خنکی آب را در گرمای بلوچستان نگه می‌دارند. ظرف‌هایی که مخصوص طبخ کله‌پاچه هستند. اسپنددودکن‌هایی که هنوز هم برای مراسم عروسی از آنها استفاده می‌شود و اسباب‌بازی‌هایی که زمانی تنها سرگرمی کودکان بوده‌اند، همچنان ساخته می‌شوند.

به گفته استادکاران پیشکسوت که بعد از سال‌ها کار کردن هنوز هم بیمه‌ای ندارند، قدیم‌ها سفال‌ها را به سراوان می‌بردند و به قیمت ۳۰۰ تومان می‌فروختند و گاهی هم به‌جای پول، خرما یا هر چیزی که خریدار توان پرداخت آن را  داشته، می‌گرفتند. اما حالا شرایط فروش فرق کرده است، گاهی ماهانه ۷۰۰ هزار تومان و گاهی هم ۲۰ هزار تومان دست سفالگران را می‌گیرد.

شاگردهای تازه‌کار، سفالگری را با ساخت یک لیوان شروع می‌کنند. بعد از آنکه امتحان‌شان را خوب پس دادند، سراغ ساخت کاسه می‌روند. بعد از خِبره شدن در ساخت چند لیوان و کاسه، آموزش ظرف‌های دیگر هم شروع می‌شود.

خاک سفالگری برای این کار را از محلی به نام «گِل دیگی» که در یک کیلومتری روستای کلپورگان است، می‌آورند. در زمان‌های گذشته مردها گودال می‌کندند تا به خاک بهتری برسند، اما حالا تکنولوژی کار را آسان کرده است. نیسان را تا محل می‌برند و بعد از دو مرحله اَلک کردن خاکی که از دل زمین بیرون آورده‌اند، آن را تا کارگاه یا خانه می‌برند. هزینه برداشت و اَلک کردن خاک برای مردم منطقه کمی بالاست. دو نوع خاک را با هم ترکیب می‌کنند و سپس درحوضچه‌ای، گِل لازم برای سفالگری را آماده می‌کنند. اگر گِل زیاد سفت یا شُل باشد، کار سفالگر مشکل می‌شود.

نخستین کارگاه سفالگری کلپورگان و اولین موزه زنده دنیا سال ۱۳۵۱ به دستور فرح پهلوی ساخته شد که در حال حاضر هنرمندان بسیاری در آن مشغول به کار هستند. این کارگاه به‌عنوان دومین موزه زنده سفالگری ایران نیز معروف است و نمونه سفال‌هایی از هنرمندان قدیمی منطقه که در حال حاضر در قید حیات نیستند، در آن نگهداری می‌شود.

بهزیستی به‌تازگی کارگاه کوچک دیگری برای خانواده‌هایی که معلول دارند یا بدسرپرست هستند، در نزدیکی موزه زنده سفال ساخته است تا زنان روستا با سفالگری کمک‌خرج خانواده باشند. تقریبا سفالگری در همه خانه‌های روستا انجام می‌شود و مردم سفال‌هایشان را برای پخت به کارگاه‌ها می‌برند.

کارشناسان و ارزیابان شورای جهانی صنایع دستی، مردادماه امسال برای ارزیابی پرونده جهانی نخستین روستای آسیا و اقیانوسیه به‌واسطه سفالگری هفت‌هزارساله‌اش به کلپورگان سفر کردند و در نهایت نخستین روستای ایران، آسیا و اقیانوسیه در شهریورماه ثبت و سرانجام ۲۱ آذرماه جشن جهانی این روستا در سراوان برگزار شد.

به گفته «پروانه دهواری»، مسئول کارگاه سفال کلپورگان و دومین موزه زنده جهان، فعلا این هنر هفت‌هزارساله را  به کشوری صادر نمی‌کنند و بنا بر سفارش‌هایی که از تهران، زاهدان یا شهرهای دیگر می‌گیرند، سفال‌ها را می‌فروشند و دستمزد زنان سفالگر را پرداخت می‌کنند.

 

دیدگاه‌های این نوشته


*

code