دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور مطلق

معصومه دیودار

 

افسانه‌هایی که اسطوره ها با خود همراه دارند، همیشه از جذابترین بخشهای تمدن بشر بوده و هستند. در این میان شاید بتوان از دیوها به‌عنوان رازآمیزترین بخش اسطوره‌ها نام برد، چراکه بررسی خط دگرگونی معنایی آن گوشه‌هایی از طرز نگرش و اندیشه‌ ایرانیان کهن را نسبت به خدایان، در سنجش با سایر اقوام آشکار می‌سازد.

نگرش ایرانیها نسبت به خدایان و دیوها زمانی تغییر کرد که ایرانی­ها درصدد جدا شدن از اقوام هندوایرانی برآمدند و سعی داشتند خود را جدای از تفکرات و آیین هندو نشان دهند.

«ابوالقاسم اسماعیل‌پور مطلق»؛ نویسنده و اسطوره‌شناس در اینباره می‌گوید: «در هزاره دوم پیش از میلاد آیین هندو­ایرانی به‌صورت واحد در منطقه وجود داشت و تفکر آن بر پایه جهان خدایان بنا شده بود. در این میان «دئوها» که بعدها دیو خوانده شدند، از جمله خدایان بودند. یعنی به عبارتی دقیق می‌توان گفت دیوها در آغاز و در شروع فرایند اساطیر شریر نبودند؛ بلکه جزء خدایان بودند. در آن زمان، خدایان به دو دسته «اسوراها» و «دئوها» تقسیم می­شدند.»

او ادامه می دهد: «از این جهت است که ریشه کلمه «دیو» در زبان فارسی و لاتین به معنای درخشندگی و خدایی است. اما در اواخر هزاره دوم پیش از میلاد تقریبا سه هزار سال پیش که هند و ایران به دلایل اختلافات قومی و مذهبی و تغییرات جغرافیایی از هم جدا ‌شدند، آن دسته از دئوها که در شمار خدایان بودند، در ایران تبدیل به موجودات شریر، بدکار و دیوی می‌شوند. در واقع، کارکرد آنها از سه هزار سال پیش به این سو تغییر می‌کند، شخصیت منفی پیدا می­کنند و تبدیل به دیو می‌شوند. می‌توان گفت، به‌دلیل تاکید ایرانیها برای ایجاد شکاف با اندیشه و ایدئولوژی‌ هندی و البته دلایل قومی و قبیله‌ای، خدایان هندوها در نظر آنها بد شدند و آنها را جزء خدایان شریر قرار دادند. انگار در این تغییر خدایان تعمدی وجود دارد. از آن زمان، «اهورا»ها در ایران به خدایانی چون «اهورا میترا» و «آناهیتا» و «تیشتر» و غیره تبدیل شدند. بعدها زرتشت اهورامزدا؛ خدای دانش را در راس خدایان قرار داد و مروج یکتاپرستی در ایران و منطقه شد. البته دیو همچنان معنای درخشندگی و خدایی خود را حفظ کرد؛ چنان که دی‌ماه همچنان به معنای ماه خدا و ماه درخشندگی است و واژهday  به معنی روز و واژه divine به معنی الهی و deus به معنی خدا از همین ریشه‌اند.»

این اسطوره‌شناس تاکید می کند: «هرچند کارکرد دیو و دئوها در ایران تغییر کرد، اما کارکرد آنها در هند همچنان به‌عنوان خدایان ادامه یافت. اهوراها که در زبان هندی «اسوراها» نامیده می‌شوند، شریر هستند. می‌توان گفت خدایان ایران در هند و خدایان هند در ایران شریر هستند. این در حالی است که اگر به ریشه‌های هندواروپایی «دیو» اشاره داشته باشیم، می‌توان گفت در زبان فرانسه به خدا «Dieu» گفته می‌شود. حتی در زبان انگلیسی «deity» به معنای خداست که در واقع سرچشمه آن از همان کلمه دیو می‌آید.»

این استاد دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به دوگرایی اسطوره‌ها در ایران می گوید: «کلا در اساطیر ایران، هند و یونان و حتی سایر ملل، جهان به دو دسته جهان خدایان و جهان اهریمنان تقسیم می‌شود. جهان اهریمن یا دیوها یک جهان شر است و بعد منفی اساطیر را به نمایش می‌گذارد. به این معنا که دیوها در مقابل خدایان قرار می‌گیرند. دیوها نقش مهمی در فرایند اسطوره‌ای دنیا دارند.»

این اسطوره‌شناس در ادامه به مباحث مطرح‌شده در اسطوره‌های ایرانی درباره دیو سیاه و دیو سپید اشاره می کند: «دیو انواع و اقسام زیادی دارد. سردسته دیوها اهریمن است و دارای قدرتی در حد «هرمزد» است. در واقع جهان خیر و شر در اختیار این دو خدا قرار دارد و سایر خدایان که زیرمجموعه آنها قرار می‌گیرند، از قدرت کمتری نسبت به آنها برخوردارند.»

اسماعیل‌پور اذعان داشت: «اهریمن دارای ملک پادشاهی برای خود است که سردیوان (دیوهای بزرگ) و دیوهای کوچکتر را شامل می‌شود. دیوهای بزرگ که از جمله مشاوران و رایزنان اصلی اهریمن به حساب می‌آیند، به دسته‌های مختلف تقسیم می‌شوند که اسمهای ویژه خود را دارند. به‌طور مثال دیوهای «مازن» که به معنای دیوهای غول‌آساست.»

او ادامه داد: «دیوها از لحاظ مفهومی نیز به بخشهای مختلفی تقسیم شده‌اند؛ به‌طور مثال دیو خشم، دیو خواب و… دیو سپید و دیو سیاه نیز در این زمره جای می‌گیرند. می‌توان گفت همانطور که مفاهیم خوب طبیعت در قالب اسامی ایزدان جای می‌گیرد، مفاهیم بد طبیعت نیز در قالب اسامی دیوها می‌گنجد.»

این اسطوره‌شناس با اشاره به آنکه شاید در ذهن ما اینگونه تداعی شود که چون دیوها اهریمن هستند، باید سیاه باشند؛ چراکه به‌نوعی نماینده ظلمت و تاریکی هستند، یادآوری می کند: «در اسطوره‌های ایران، جهان به دو بخش نور و ظلمت تقسیم می‌شود. اهورامزدا و سایر ایزدان در نور و اهریمنان و دیو‌ها در ظلمت هستند. درباره اینکه استثنائا در شاهنامه فردوسی از دیو سپید یاد شده، می‌توان گفت از آنجایی که دیو سپید سرکرده و رئیس تمام دیوهای مازندران است، دارای لقبی به نام دیو سپید است. تحلیل من آن است که این لقب به ریشه‌های هندوایرانی و زمانی که دیوها در زمره خدایان قرار می‌گرفتند، بازمی‌گردد.»

او در ادامه توضیح تحلیلی که درباره دیو سپید دارد، می گوید: «مازندرانی که در شاهنامه فردوسی به آن اشاره شده، در واقع در جغرافیای فعلی ما نبوده؛ بلکه مازندران اساطیری که در آسیای مرکزی و شرق ایران قرار دارد، مدنظر بوده است. می‌توان گفت مازندران اساطیری که با ایران و جمشید و سایر خدایان ایرانی در جنگ بود، خاستگاه خدایان هندی که همان دیوها هستند، بود؛ بنابراین وجود دیو سپید در میان خدایان آنها دور از ذهن نیست. البته در نهایت رستم بر دیو سپید پیروز می‌شود.»

او در توضیح وجه تسمیه مازندران و باوری که امروزه درباره معنای مازندران وجود دارد، گفت: «مازندران جمع «مازندر» است و مازندر صفت تفضیلی «ماز» به معنای غول و بزرگ است. در واقع می‌توان گفت مازندران به معنای سرزمین غولان و بزرگان است.»

این استاد دانشگاه درباره چرایی مطرح‌شدن دیوها در قالب موجوداتی عظیم‌الجثه و غول‌پیکر می گوید:«توصیفی که در متون باستانی ما از دیوها می‌شود، موجوداتی بسیار بزرگ است که به‌طور مثال وقتی در دریای «فراخکرت» که آن هم یک دریای اساطیری است، می‌ایستد، آب تا کمر او می‌رسد. این همان اغراق‌گویی درباره اساطیر است. از طرف دیگر عظیم‌الجثه‌بودن دیوها، تاکیدی بر قدرت آنهاست تا جدال بین نیروهای خیر و شر و پیروزی خیر بر شر تمثیلی خداگونه داشته باشد. همچنین از عظیم‌الجثه‌بودن دیوها برای ایجاد ترس و هراس در افکار عمومی استفاده می‌شد. غولی که معمولی باشد، شرارت زیادی با خود به همراه ندارد.»

اسماعیل‌پور در ادامه به افسانه‌های اساطیر و چگونگی به‌وجودآمدن نیروهای خیر و شر و دیوها اشاره کرد و گفت: «در اسطوره آفرینش تمام جهان به ۱۲ هزار سال اساطیری تقسیم می‌شود. سه هزار سال نخست، مینویی و نورانی بود. سه هزار سال دوم اهریمن بیهوش است و دیوها هیچ کاری از دستشان برنمی‌آید و هرمزد جهان ایزدان و جهان نور را می‌آفریند، اما در اوایل سه هزار سال سوم، اهریمن از دنیای ظلمت به دنیای نور حمله می‌کند و پیروز می‌شود و سه هزار سال بر دنیای آنها حکمرانی می‌کند. در این دوره است که تمام بدیها در دنیا حاکم می‌شود. به‌طور مثال آتش اهورایی بود، اما اهریمن به آن دود را داد. در سه هزار سال آخر است که جنگ بزرگی که در اساطیر به آن اشاره شده، بین دیوها و اهوراها شکل می‌گیرد، اما در نهایت ایزدان پیروز می‌شوند و اهریمن را شکست می‌دهند.»

او در پاسخ به این پرسش که در کدام آیین و تفکر بیشتر به بحث دیو اشاره شده، گفت: «در آیین و متنهای زرتشتی به دیوها اشاره‌های فراوان شده است. به‌طوری که یکی از بخشهای اوستا به «وندیداد» اختصاص دارد. وندیداد اشتباه خوانده شده «وی‌دیوداد» است. این کلمه به معنای قانون ضد دیو است.»

این اسطوره‌شناس درباره چرایی نقش غالب دیوها در فرهنگ ما گفت: «در اسطوره‌های یونانی شاهد حضور دیوها هستیم، اما همه امور را تحت‌الشعاع خود قرار نمی‌دهند. نقش قالب دیوها در فرهنگ ایران به همان تفکر دوبن‌نگری ایرانیها بازمی‌گردد. به این معنا که ایرانیها همیشه تفکرشان سیاه و سفید است؛ همه چیز را یا سیاه می‌بینند یا سفید. بنابراین دیوها استثنائا در فرهنگ ایرانی نقش غالب پیدا می‌کنند و همیشه در زندگی اجتماعی و تفکرات ما حضور فعال دارند. در واقع هر زمانی با شخصی خصومت پیدا می‌کنیم، او را در قالب دیو می‌بینیم. ایدئولوژی کهن ایرانی همواره بر محور خیر و شر، دیو و ایزد قرار دارد.»

او افزود:«در تمام شاهنامه فردوسی شاهد نزاع بین دیو و نیروهای خیر هستیم. همان‌طور که فریدون را در قالب شخصی اهورایی داریم، در مقابل او ضحاک در قالب شخصی اهریمنی ظاهر می‌شود. جوهر شاهنامه بر اساس مبارزه با دیوها و اهریمن‌هاست و تمام جنگهای شاهنامه بین ایران و توران است. می‌توان گفت در فرهنگ کهن ایران، توران نماد محل دیوهاست. البته شخصیتهای مثبت و خوبی مانند «افراسیاب» و وزیر خردمند او نیز در توران وجود دارد، اما از آنجایی که ما نگاه سیاه و سفید به همه چیز داریم، به‌طور کلی سرزمین توران را سیاه می‌بینیم.»

به گفته این استاد دانشگاه بیشتر خانواده‌هایی که امروزه با فامیلی دیودار، دیوسالار، دیوان، دیوان‌دار، دیوبند و… وجود دارند و از تبار گیلان و مازندران هستند، نام آنها از ریشه درخشش و نورانی بودن می‌آید. دلیل آنکه این فامیلی در شمال کشور بیش از سایر نقاط ایران دیده می‌شود نیز آن است که مناطق شمالی کشور همیشه نسبت به سایر نقاط مستقل عمل کرده‌اند؛ از آنجاییکه دسترسی به آن مناطق به‌دلیل رشته‌کوههای البرز دشوار بود، نسبت به حکومت مرکزی استقلال خاص خود را داشتند و همواره با حکومت مرکزی در نزاع چالش و جنگ بودند، از این رو به‌دلیل آنکه از دستورات سرپیچی می‌کردند و به‌دلیل تفکرات و ایدئولوژی سیاه و سفید ایرانی، آن مردمان دیو خوانده می­شدند و در گاهان کتاب زرتشت نیز به دیوهای «مازنی» و «ورنی»؛ دو دسته از دیوها که محتملا در شمال ایران رواج داشتند، اشاره شده است.

 

 

 

گردشگری ابزاری برای صلح و تعامل میان ملتها

معصومه دیودار

 

معمولا در توافقنامه‌ها و تفاهمهای گردشگری که در سطح بین‌المللی بین کشورهای مختلف منعقد می‌شود، حتی وقتی سازمانهای تخصصی و بین‌المللی می‌خواهند همکاری را با موضوع گردشگری در پیش بگیرند، در مقدمه و نخستین بندها به این نکته اشاره می‌شود که اذعان داریم گردشگری ابزاری است برای صلح و تعامل میان ملتها.

این جمله نشان از آن دارد که گردشگری تا چه اندازه در ایجاد صلح بین‌ کشورها موثر است و تا چه اندازه در این حوزه اهمیت دارد.

گردشگری با صلح عجین شده و یکی از اهداف اصلی توسعه صنعت گردشگری در دنیا، توسعه همزیستی‌های مسالمت‌آمیز، توسعه صلح، ایجاد گفت‌وگو و تعامل میان فرهنگها و ملتهاست.

اگر بخواهیم نگاه اجرایی به توسعه گردشگری داشته باشیم، می‌توان به این نکته توجه داشت که وقتی یک فرد با فرهنگی مشخص وارد مقصدی با فرهنگ متفاوت می‌شود، افرادی که در حوزه ارتباطات میان‌فرهنگی فعال هستند، بحثهای مربوط به فرهنگ غالب و مغلوب را به میان می‌کشند. این در حالی است که این نگاه در حوزه گردشگری متفاوت است. بدین معنا که یک گردشگر وقتی وارد مقصد جدید می‌شود، نه‌تنها تفاوت فرهنگی و اختلاف آیینها را به‌عنوان دور شدن از جامعه مقصد نمی‌بیند؛ بلکه آنرا به‌عنوان جاذبه می‌بیند؛ چراکه خود او، آن تفکرات و آیینها را ندارد و آنرا تاکنون تجربه نکرده و با قرار گرفتن در جامعه و مقصد جدید، با فرهنگی متفاوت و جدید روبرو می‌شود و دیدن این تفاوتها توسط خود گردشگر انتخاب شده، از این رو برایش لذت‌بخش و جذاب است.

نگاهی که در گردشگری وجود دارد با لذت‌بردن و کسب تجربه‌های جدید و مشترک است؛ از این رو مواردی که به‌ظاهر می‌توانند جنبه‌هایی برای به‌وجودآمدن اختلاف‌نظر باشند، به جاذبه تبدیل می‌شوند. در چنین نگاهی شاهد حضور گردشگر در کنار جامعه میزبان و رقم‌خوردن تجربه‌های مشترک هستیم.

«ولی تیموری»؛ معاون گردشگری کشور با اعتقاد به آنکه گردشگری این ظرفیت را دارد که با توسعه آن شاهد کنار گذاشتن اختلافات ظاهری موجود باشیم، بیان میکند: «گردشگران می‌توانند با حضور در محیطی که حتی ممکن است اختلافات فرهنگی با آن داشته باشند، هم لذت ببرند.»

 

تغییر نگاه جهانیان به ایران

او ادامه میدهد: «آنچه در حوزه گردشگری شاهد هستیم آن است که بنا بر دلایلی گردشگران خارجی بعضا اروپاییان، ذهنیتی غیرواقعی از ایران دارند، اما با سفر به ایران، نگاه آنها تغییر می‌کند و متوجه می‌شوند که مردم ایران دوست‌داشتنی هستند و دوست دارند به خارجیها ابراز محبت کنند. کسب چنین تجربه‌ای سبب می‌شود تا گردشگران خارجی هنگامی که به کشور خود بازمی‌گردند، از ایرانی متفاوت سخن گویند که با آنچه رسانه‌های غربی از آن تصویر کرده‌اند، تفاوت دارد. در واقع، با آمدن گردشگران و کسب تجربه‌های لذت‌بخش در ایران، پیام دوستی و صلح را به تمام جهانیان منتقل می‌کنیم. گردشگری در انتقال پیام صلح و دوستی به جهانیان موثر است.»

تیموری معتقد است: «توسعه گردشگری نه‌تنها در انتقال صلح؛ بلکه در توسعه امنیت نیز موثر است، چراکه اگر نگاهی به تاریخچه گردشگری داشته باشیم، شاهد آن هستیم که گردشگران بیشتر علاقمند بودند تا به‌صورت گروهی سفر کنند. اگر دلایل این امر را بررسی کنیم، شاهد آن خواهیم بود که سفرهای گروهی به جهت نبود امنیت راهها و مقاصد انجام می‌شد. این در حالی است که اکنون شیوه سفر کردن به سمت سفرهای انفرادی است. اگر از افزایش رفاه مردم درباره انتخاب مقاصد سفر بگذریم، قطعا می‌توان با دیدی دیگر به سفرهای انفرادی نگریست. این امر بیانگر وجود امنیت در مقصد است.»

به گفته معاون گردشگری کشور، سفرهای انفرادی گردشگران خارجی به ایران در حال افزایش است و این امر نشانگر آن است که ایران به‌عنوان مقصدی امن در میان گردشگران بین‌المللی شناخته شده است. هر اندازه تعداد گردشگران انفرادی به ایران افزایش یابد، بیشتر نشان‌دهنده امنیت ایران است.

تیموری درباره آخرین آمار گردشگران ورودی سال ۱۳۹۷ میگوید: «آمار گردشگران ورودی در سال ۱۳۹۶، پنج میلیون و ۱۱۳ هزار و ۵۲۴ نفر بود که در سال ۱۳۹۷ به هفت میلیون و ۸۰۴ هزار و ۱۱۳ نفر رسیده است. این آمار نشان می‌دهد که در بحث گردشگران ورودی با رشد ۵۲.۶۲ درصدی مواجه بوده‌ایم.»

 

توسعه گردشگری نیازمند عزم ملی

در شرایط کنونی که همواره شاهد گسترش تبلیغات منفی در خاورمیانه و تاکید درباره وقوع جنگ در آن هستیم و چهره‌ای منفی از ایران در جهان به نمایش گذاشته شده، قطعا توسعه گردشگری و حضور گردشگران در ایران می‌تواند پیامرسان وجود امنیت و قطعا انتقال پیام صلح به جهانیان باشد.

تیموری درباره درآمدی که از حضور گردشگران خارجی می‌توان کسب کرد، میگوید: «بر اساس اعلام سازمان جهانی گردشگری، هزینه‌کرد هر گردشگر در کشورهای جنوب آسیا مانند هند، بنگلادش، کامبوج، ایران و… ۱۳۷۵ دلار است.»

تمام این صحبتها در حالی مطرح می‌شود که یکی از ضعفهای سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در بازاریابی گردشگری است. در واقع این سازمان از پتانسیلهای بازاریابی برای رونق گردشگری غافل است؛ زیرا هنوز مسئولان به این نتیجه نرسیده‌اند که ایران را چطور به جهانیان معرفی کنند. در صورتیکه دشمنان ایران با حداکثر توان رسانه‌ای و تبلیغاتی دائما روی ایران‌هراسی مانور می‌دهند.

تیموری تاکید میکند: «در شرایطی قرار داریم که با کشورهای دیگر چالشهایی داریم و از دیگر سو، رسانه‌ها در انحصار گروه‌هایی هستند که از نظر اعتقادی با ما مشکل دارند و نمی‌توان نفوذ اسرائیل را در رسانه‌ها در نظر نگرفت، همچنین در حوزه اقتصادی این مشکل وجود دارد که رقبا اجازه فعالیت آنچنانی به ما نمی‌دهند. بنابراین در سطح رسانه‌ای و تصویری که از ایران وجود دارد، با تصویر خوبی روبرو نیستیم.»

او معتقد است: «موضوع اساسی حوزه گردشگری ایران، معرفی است و همچنان مهمترین دغدغه، معرفی و اطلاعرسانی است. نباید فراموش کرد که معاونت گردشگری و سازمان میراث ‌فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، تنها مرجع اطلاع‌رسانی و معرفی ایران نیست. مساله؛ ارائه تصویری از ایران است و در ابتدای امر باید تصویر مبهم و غیرواقعی را که از ایران در ذهن جهانیان ایجاد شده، اصلاح کنیم، بعد درصدد معرفی جاذبه‌های گردشگری برآییم و تصویر ایران را جذاب‌تر کنیم.»

معاون گردشگری خاطرنشان کرد: «عملکرد تمام ارگانها و سازمانها می‌تواند در معرفی ایران و به تبع آن توسعه گردشگری موثر باشد. برخی از دستگاهها مانند وزارت خارجه، ابزارهای لازم را در اختیار دارد؛ از سفارتخانه‌ها گرفته تا رایزنهای فرهنگی، اما مشکل اساسی که وجود دارد این است که هنوز به یک عزم و اراده ملی درباره معرفی ایران و توسعه گردشگری نرسیده‌ایم.»

 

 

خسارت سیل به میراث فرهنگی

معصومه دیودار

 

بهار امسال با وضعیت نامناسب آب‌وهوا روبرو بودیم. بارندگیهای گسترده و طغیان رودخانه‌ها از یک سو و رانش زمین و تخریب راههای ارتباطی و مواصلاتی از دیگر سو سبب تخریب بخشهای سه‌گانه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در استانهای مختلف شد.

به غیر از استانهای شمال، غرب و جنوب کشور، برخی از استانهای مرکزی نیز در ادامه بارشهای بهاری، با مشکلات آب‌گرفتگی و سیل روبه‌رو شدند؛ چنان که طبق بررسیهای اولیه سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تعدادی از آثار تاریخی ۲۴ استان کشور، کارگاهها و ابزار صنایع دستی ۱۱ استان و زیرساختها و راههای مواصلاتی ۱۳ استان بر اثر بارش باران و سیلاب دچار آسیب شد و بنا بر بررسیها و پایشهای اولیه انجام‌شده میزان خسارات اولیه در سه حوزه یادشده ۷۲۷ میلیارد تومان اعلام شده است.

بر این اساس در حوزه میراث فرهنگی به ۸۰۰ اثر تاریخی حدود ۳۸۵ میلیارد تومان، در حوزه صنایع ‌دستی و کارگاههایی که بیشتر در روستاها فعالیت داشتند، بالغ بر ۱۶۶ میلیارد تومان و در بخش گردشگری و زیرساختهای این حوزه حدود ۱۷۷ میلیارد تومان خسارت وارد شده است.

 

میراث سیستان‌وبلوچستان بعد از سیل

یکی از استانهایی که با وجود قرار گرفتن آن در شرقی‌ترین نقطه ایران، باز هم از آسیب سیل در امان نماند، استان سیستان‌وبلوچستان بود؛ چنان که بارندگیها سبب طغیان ۴۴ رودخانه در مناطق جنوبی و یک رودخانه در شمال سیستان‌وبلوچستان شد. در این میان آثار تاریخی و میراث فرهنگی استان نیز آسیب دید.

«علیرضا جلال‌زایی»، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان سیستان‌وبلوچستان درباره آخرین وضعیت میراث فرهنگی استان بعد از بارندگیهای اخیر می گوید: «بر اثر این بارندگیها ساختمان فرمانداری قدیم چابهار (موزه محلی چابهار) آسیب دید و بخشی از سقف موزه محلی چابهار ریزش کرد که به‌سرعت بازسازی شد، اما در کل می‌توان گفت بارندگیها، حدود یک میلیارد ریال خسارت به این بنا وارد کرد، اما اکنون وضعیت آن مناسب است.»

او با اشاره به آنکه طی این بارندگیها قلعه «بمپور»، قلعه «اسپکه» و مسجد «سرجو» سراوان نیز آسیب دیدند، می گوید: «بر اساس برآورد اولیه خسارتهای وارده به قلعه «اسپکه» حدود ۸۰۰ میلیون ریال و مسجد «سرجو» سراوان حدود ۵۰۰ میلیون ریال در نظر گرفته شده است.»

 

سیل در یزد

استان یزد از جمله استانهایی است که نه‌تنها در بهار ۱۳۹۸ با سیل دست‌وپنجه نرم کرد؛ بلکه وقوع بارندگی و سیل از اسفندماه ۱۳۹۷ آغاز شده بود.

به گفته مسئولان میراث فرهنگی یزد، بر اثر بارندگیهای اسفندماه ۱۳۹۷، حدود هفت میلیارد تومان به میراث فرهنگی یزد خسارت وارد شد و تاکنون نیز بر اثر بارندگی نوروز ۱۳۹۸، دو و نیم میلیارد تومان خسارت به میراث فرهنگی وارد شده است. این خسارتها متوجه ریزش ۱۰ الی ۱۲ سقف و تخریب کامل سه خانه می‌شود.

در واقع میراث فرهنگی یزد، شاهد ریزش چند دیواره از خانه‌های تاریخی بود و پشت‌بامها و ناودانهای ایستاده نیز ریزش داشتند. هرچند این آسیبها در بافت تاریخی و ثبت جهانی‌شده یزد نبود، اما در حریم محدوده میراث جهانی قرار داشت.

به گفته مسئولان بافق، بارندگی در این منطقه به خانه‌ای که به نام «وحشی بافقی» نامگذاری شده، نفوذ کرده بود که در نهایت با انجام تمهیدات لازم، جلوی نفوذ آب گرفته شد.

 

میراث سمنان بعد از سیل

استان سمنان نیز با وجود آنکه آنرا به‌عنوان یکی از استانهای کم‌باران می‌شناسیم، اما طی بهار ۱۳۹۸ با ناپایداری جوی و بارندگیهای شدید روبرو شد که از آن جمله می‌توان به آسیبهای واردشده به امامزاده «علویان»، بازار سمنان، کاروانسرای سنگی و آجری «آهوان»، دیوار برج و باروی تاریخی «بسطام»، مقبره پیر علمدار، مسجد جامع، قلعه «تپه‌جزن»، بازار دامغان، بنای تاریخی کاخ «ملاده»، جاده سنگفرش و کاروانسرای «قصر بهرام»، کاروانسرای «جهان‌آباد»، کاروانسرای «لاسجرد» و کارخانه پنبه گرمسار، یخچال «پاده»، آب‌انبار «علی‌آباد»، حمام «پاده» و پل تاریخی «صدرآباد» اشاره کرد.

به گفته «مهدی جمال»، سرپرست اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان سمنان، بر اثر شرایط نامساعد جوی و سیل ناشی از باران ۴۵ میلیارد و ۲۰۰ میلیون ریال خسارت به تاسیسات و زیرساختهای گردشگری، صنایع دستی و بناهای تاریخی استان وارد شد.

 

کرمانشاه بعد از سیل

بر اثر بارندگیهای شدید و جاری‌شدن سیل در بهار ۱۳۹۸، بیش از ۱۴۰ میلیارد ریال خسارت به آثار تاریخی استان کرمانشاه وارد شد.

«امید قادری»، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه با اشاره به آنکه عمده خسارتها به شهرستانهای «قصرشیرین»، «سرپل ذهاب» و «گیلانغرب» وارد شده است، گفت: «ارزیابیهای اولیه کارشناسان ما حاکی از آن است که بسیاری از بنا‌های تاریخی، تاسیسات گردشگری و بازارچه‌های صنایع دستی در این شهرستانها دچار آسیب شده است. در واقع می‌توان گفت کرمانشاه بیش از چهار هزار اثر تاریخی دارد که بیش از دو هزار و ۲۵۰ اثر آن در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.»

دیوار گرگان از زیر آب بیرون آمد

معصومه دیودار

 

نوروز ۱۳۹۸ با اخبار وقوع سیل و تخریب میراث فرهنگی در بیشتر استانهای کشور همراه بود. هر روز خبرها از تخریب و آسیب‌‌دیدگی بخشهایی از کشور حکایت داشتند و در کنار از بین رفتن زندگی مردم در میان گل‌ولای سیل، شاهد تخریب میراث فرهنگی و در معرض خطر قرار گرفتن مواریث جهانی ایران نیز بودیم.

یکی از نخستین استانهایی که درگیر بارشهای فراوان و به دنبال آن سیل شد، گلستان بود. استانی که نه‌تنها دربرگیرنده یکی از پایگاه‌های میراث جهانی و البته دیوار گرگان است؛ بلکه بافت تاریخی آن نیز منحصربفرد است. با این وجود، سیل تا پای برج قابوس پیش رفت و دیوار گرگان را درنوردید. به چندین خانه تاریخی آسیب رساند و بناهای تاریخی را تخریب کرد.

در نهایت نیز «ابراهیم کریمی»؛ مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گلستان با اعلام آماده‌باش به کارمندان اداره کل، ادارات شهرستانی و یگان حفاظت از پایش لحظه‌ای برای جلوگیری از آسیب‌های احتمالی، حضور در اکیپ‌های پشتیبانی، کمک‌رسانی و مشارکت در عملیات امدادی، هماهنگی با فرمانداران، پیمانکاران پروژه‌های تاریخی و شهرداران خبر داد و گفت: «تمام این عوامل سبب شد تا در سیل و آب‌گرفتگی اخیر، بناهای تاریخی همچون پل آق‌قلا، میراث جهانی گنبد قابوس، بافت تاریخی و موزه گمیشان، بافت تاریخی استرآباد (گرگان) و موزه‌ها از گزند آسیب‌های مهیب سیل در امان بمانند.»

اما خسارتهای سیل به میراث فرهنگی گلستان اجتناب‌ناپذیر بود و حدود ۳۸ میلیارد تومان خسارت به آثار تاریخی این استان وارد شد. عمده خسارتها در چند پروژه مهم مانند شهر جرجان، برج قابوس و پل آق‌قلا اتفاق افتاد؛ چنانکه سیل و بارندگی به کارگاههای کاوش در شهر جرجان آسیب وارد کرده، البته بر اثر سیل، شیء خاصی پیدا نشد.

 

برج قابوس پس از سیل

در نخستین روزهای وقوع سیل در گلستان، نگرانیهای متعددی درباره وضعیت برج «قابوس» که به‌عنوان یکی از آثار میراث فرهنگی ایران در فهرست یونسکو جای دارد، مطرح شد؛ چراکه آبها شهر گنبد را دربر گرفته بودند و تصاویر منتشرشده از این شهر گویای وضعیت نامناسبی بود که روبروی این میراث جهانی قرار داشت. این نگرانیها بیجا نبود؛ چراکه اکنون شاهد نفوذ نم و رطوبت از بخشهای زیرین و فوقانی به بنا هستیم.

بعد از فروکش‌کردن آبها و پایان بارندگی، کریمی درباره وضعیت برج قابوس گفت: «برج قابوس دچار نم و رطوبت‌زدگی شده و باید میزان رطوبت مورد بررسی قرار گیرد. همچنین باید روی استحکام‌بخشی این میراث جهانی کار شود. البته تپه‌ای که برج قابوس روی آن بنا شده، دچار نشست نشده و از این بابت مشکلی نداریم. تمام آنچه درباره برج قابوس اتفاق افتاده باید توسط مسئولان پایگاه میراث جهانی پایش و به‌صورت دقیق مورد بررسی قرار گیرد، سپس می‌توان به‌صورت دقیقتر درباره وضعیت برج قابوس صحبت کرد.»

 

پل آق‌قلا و سرنوشت آن

پل «آق‌قلا» یکی دیگر از سازه‌های تاریخی گرگان بود که نگرانی‌هایی بابت تخریب آن وجود داشت. در بخشهایی از این پل شاهد نشست هستیم که در واقع این بخشها، اساس پل آق‌قلا نبودند و در حاشیه پل قرار دارند و در واقع دیواره‌های آن به حساب می‌آیند. می‌توان گفت،‌ اصل پل آسیب ندیده است. با این وجود به گفته مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گلستان، پل آق‌قلا تا ۳۰ درصد آسیب دیده است.

 

بافت تاریخی گرگان

بافت تاریخی گرگان که عنوان وسیع‌ترین بافت تاریخی ثبت‌شده شمال ایران را به خود اختصاص داده و بناهای شاخصی همچون خانه‌های «شعرباف»، «شیرنگی»، «تقوی»، «کبیر»، «خراسانی»، «مفیدیان»، سرای «باقری‌ها» و امامزاده «نور» در محلات سرچشمه را دربر می‌گیرد، بر اثر وقوع سیل، با آسیب ۲۰درصدی روبرو شد. گفته می‌شود بسیاری از خانه‌های تاریخی بافت گرگان به مرمت نیاز دارند و باید بودجه آن هرچه زودتر تامین شود.

در این میان به گفته کریمی، بافت گمیشان نیز دچار آسیب شده است. البته شاهد یک مورد ریزش بخشی از ساختمان در بافت تاریخی گمیشان و گرگان نیز بودیم.

 

دیوار گرگان

در اوایل آغاز سیل، دیوار گرگان به‌صورت کامل زیر آب رفت، اما از آنجایی که آبی که به دیوار گرگان رسیده بود، آب روان بود و شدت سیل را نداشت، نگرانیهایی بابت تخریب احتمالی دیوار گرگان وجود نداشت. در نهایت نیز با فروکش‌کردن آبها، دیوار گرگان از زیر آب بیرون آمد، به دیوار گرگان آسیب وارد نشده است اما کارگاههای کاوش در این منطقه آسیب دیدند.

 

شهر باستانی جرجان

گفته می‌شود بیشترین صدمه متوجه شهر تاریخی جرجان است و کارگاههای کاوش آسیب دیده‌اند؛ چنانکه در حال حاضر می‌توان گفت این شهر باستانی تا ۴۰ درصد آسیب دیده‌ است.