بازیچه های اجداد خردسال ایرانیان

وسایلی با کارکرد کودکانه

سیما میری، باستانشناسی

 

پژوهشهای باستانشناختی حضور اسباب‌بازیها و وسایلی با کارکرد کودکانه را حدود هشت هزار سال پیش و شاید بیشتر تخمین می‌زند. دور از ذهن نیست اگر تصور کنیم قدمت بازیچه‌ها به زمان حضور انسان هوشمند می‌رسد. از زمان روزگار شکار که آدمی مجبور بود کودکان را با خود از نقطه‌ای به نقطه دیگر حمل کند، تا در عصر کشاورزی و دامداری که همنشینی بیشتری را با کودکان داشته است، شاید برای سرگرم کردن آنها از وسایلی استفاده می‌کرده که امروزه اثری از آنها باقی نمانده است. وسایلی با کارکرد کودکانه در هر جامعه‌ای نمایانگر چشم‌اندازی از منظر بزرگان آن جامعه به کودکان هستند.

این وسایل بازمانده از روزگار پیشین می‌توانند روایت‌کننده احساسات، آرزوها و ایده‌های درونی سازندگان آنها باشند. این آثار تنها بقایایی هستند از نگرش آدمی به کودکان در روزگار بدون خط و کتابت. تعدادی از این بازیچه‌ها فردی هستند و تنها مختص به یک کودک و تعدادی هم در دسته بازیهای گروهی طبقه‌بندی می‌شوند که موجب رشد اجتماعی و تعامل گروهی کودک می‌شوند. پژوهشهای باستانشناختی نمونه‌های اندکی از این‌گونه بازیها یا بازیچه‌ها را برای ما آشکار کرده است. شاید پژوهشهای تاریخی و مردمشناسی در این زمینه بتوانند یاری رسان باشند.

از نقش و جایگاه اجتماعی کودکان در چند هزار سال پیش اطلاعات اندکی در دست است. گروهی از نقوش و شواهد برجای‌مانده ما را از اهمیت و جایگاه کودکان؛ هرچند در طبقات برگزیده جامعه آگاه می‌کند.

بقایایی از تکه سفالینه‌های مکشوفه از «تل باکون» استان فارس با نقش کودکان متعلق به هفت هزار سال پیش، یا پیکرک سفالین زنی با کودکی در آغوش از شوش خوزستان متعلق به چهار هزار سال پیش یا نقش کودکی عیلامی در کنار پدر و مادر در نقش‌برجسته‌ای سنگی در «آیاپیر» (ایذه) خوزستان مربوط به سه هزار سال پیش‌ از نمونه‌هایی هستند که جایگاه و اهمیت کودکان را تا حدی روشن می‌کنند. می‌توان حدس زد که نقش زنی با کودکی در آغوش که در چهار هزار سال پیش ساخته شده، نشاندهنده اهمیت نمادین زنانگی و کودک در آغوش نمایانگر اهمیت پرورش کودک است.

تعدادی از پژوهشگران معتقدند زیورآلات فلزی کوچک مانند دستبند و گردنبند و حلقه‌های انگشتری کوچک احتمال دارد متعلق به کودکان باشد. جامعه‌ای که به کودکان همانند مادرانشان در مقام عضوی ارزشمند می‌نگریسته، در آراستن آنها به زیورآلات از یک سنت پیروی می‌کرده است.

از دیگر وسایلی که ما را به اهمیت کودک در جوامع باستان راهنمایی می‌کند، قمقمه‌های سفالین کوچک است. قمقمه‌هایی که شاید کودکان همراه خانواده‌های کوچنشین خود هنگام حرکت و کوچ از آنها استفاده می‌کردند. ظرفهایی شبیه لیوانهای نی‌دار که گاهی «شیرمک» هم نامیده می‌شود از دیگر آثاری هستند که با تردید می‌توان آنها را مختص کودکان دانست، هرچند دلیل قانع‌کننده‌ای جز شباهت آنها با لیوانهای نی‌دار کنونی که کودکان هم مانند بزرگترها استفاده می‌کنند، وجود ندارد.

تعدادی گل‌نبشته معروف به «مشق شب» نیز از ایران و بین‌النهرین کشف شده که نبشته‌هایی به خط میخی دارند. روی آنها علاوه بر نقش خط‌نبشته‌های اصلی که سرمشق استاد هستند، تعدادی حروف بسیار ناشیانه و کلماتی با غلط املایی فراوان دیده می‌شود. گویی نوآموزانی مشغول تمرین هستند. از روی این لوحه‌ها که در یک طرف آن سرمشق معلم و طرف دیگر آن مشق نوآموز حک شده، می‌توان حدس زد که در شش هزار سال پیش دانش‌آموزانی که می‌توانستند از رده‌های سنی گوناگون از کودک تا بزرگسال باشند، مشغول آموزش و یادگیری بوده‌اند.

تعدادی از بازیچه‌های کودکانه و وسایلی با کارکرد کودکانه در ایران باستان در موزه ملی ایران نگهداری می‌شوند که تعدادی از آنها متعلق به روزگار بدون خط و کتابت هستند و تعدادی هم متعلق به دوره‌هایی هستند که مردمان آن دوره نبشته‌هایی روی سنگ و سفال از خود به جا گذاشته‌اند. اما بازیچه‌ها بدون هرگونه نوشتاری بوده و حتی برخی از آنها آنقدر ساده و ابتدایی هستند که تنها حدس و گمان و ذهن رویاپرداز انسان امروزی آنها را به چشم یک بازیچه کودکانه می‌نگرد. تعدادی از این بازیچه‌ها نمایانگر رابطه‌ای ساده بین آنها و کودکان روزگار پیشین است؛ رابطه‌ای که نمی‌تواند ما را از نقش و جایگاه واقعی کودکان در جوامع باستان آگاه کند مانند کاسه‌ سفالین کوچکی که با دست شکل داده شده و به باور تعدادی از پژوهشگران ساخت ابتدایی و بسیار ساده‌گرانه آن تنها از عهده کودکی برمی‌آید که در کنار پدران و مادران سفالگر خود پرسه می‌زده و با اضافات توده‌های گل باقی‌مانده آن را ساخته است. کشف پیکرک های حیوانی روی چهار چرخ از منطقه شمال ایران، ما را وامی‌دارد که به‌جز کارکرد آیینی، کارکرد دیگری را هم برایشان تصور کنیم؛ بازیچه‌ای کودکانه در سه هزار سال پیش. ‌جغجغه‌ها و زنگوله‌هایی نیز از درون قبور پیشینیان ما کشف شده است. هرچند درباره زنگوله‌ها اتفاق نظر نیست و گروهی از پژوهشگران آنها را مربوط به گله‌های حیوانی می‌دانند اما ذهن آدمی امروزه به این سو گرایش دارد که شاید زنگوله‌ها همانند جغجغه‌ها کاربردی در آرامش و سرگرمی کودکان داشته‌اند. در خاتمه لازم است به این نکته اشاره کنم که پژوهشگران اندکی در ایران در زمینه بازیچه‌های کودکان در دوران باستان کار کرده‌اند و ضروری است که مطالعه در مورد این آثار توسط کارگروهی متشکل از باستانشناس، انسانشناس، جامعه‌شناس و روانشناس و سایر علوم مرتبط با انسان و جامعه انسانی ادامه یابد تا نتایجی قطعی‌تر به دست آید.

 

*عکسهای بیشتر، چاپ شده در نشریه

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است