با سوزندوزی مدرسه می‌سازیم

در یک سالگی گروه بانوک

ندا انتظامی

 

هنرشان سوزندوزی بلوچ است، این هنر را از مادران خود آموخته­اند و مادرانشان هم از مادرانشان. نسل به نسل این هنر را انتقال داده اند. نام و هنر زنان بلوچ با سوزندوزی گره خورده است.

حال این بار زنان روستای «سیدبار جدگال» با همت بلندشان، با تکیه بر هنر اجدادیشان مصمم هستند که با هنر خود به درآمدزایی برسند و از همه مهمتر برای روستای خود مدرسه بسازند و سطح بهداشت روستا را ارتقا بدهند.

شاید این حرف عجیب برسد که چگونه می توان از این مسیر به درآمدزایی رسید، اما این کاری است که زنان این روستا انجام داده اند.

 

اسم روستای سیدبار جدگال را به خاطر بسپار

 

آذر ماه سال گذشته گروهی دور هم جمع شدند تا بیشتر حواسشان به تحصیل و بهداشت کودکانشان باشد. اگر طبیعت با سیستان و بلوچستان نامهربان است، اما آنها به سرزمینشان مهر دارند و  از همه مهمتر هنر دارند. زنان و دختران روستا از وقتی کودک هستند دستشان سوزن است. حال این هنرمندان با تکیه بر هنر سوزندوزی تصمیم گرفتند که دستی برزندگیشان بکشند و درآمد داشته باشند. گروه خود را «بانوک» نام نهادند به معنی بانو و ملکه؛ «بهترین اسم برای این کار بود.»

«بانوک» اکنون در سالروز یک سالگی خود  ۹۰ زن و ۶ مرد همراه دارد. «زهرا میهن­دوست» که یکی از دختران این گروه است، ۲۲ سال سن دارد، دانشجوی ترم سوم رشته روانشناسی دانشگاه پیام نور است، آرام سخن می­گوید و عشق به روستای سیدبار جدگال از سخنانش پیداست. به همین دلیل در تلاش برای ساخت مدرسه جدید هستند، اما مسیر چگونه برای آنها هموار شد: «جوانان روستای ما به خاطر ساخت مدرسه جدید به دنبال موسسه خیریه و  افراد خیر بودند که در فضای مجازی با پویش «ایران من» آشنا شدند.»

پویش مدرسه سازی «ایران من» از سال ۱۳۹۳ با همت جمع بزرگی از کارآفرینان و فعالان اقتصادی آغاز به کار کرده است. این پویش در ۱۸ استان کمتر برخوردار کشور ساخت یکصد مدرسه ابتدایی را در دستور کار دارد و تاکنون ۵۷ مدرسه در این طرح به بهره‌برداری رسیده است: «گروه پویش ایران وارد روستا شد. در جلساتی که با هم داشتیم به این نتیجه رسیدیم با هنرمان به توسعه روستا کمک کنیم. فهمیدیم با تکیه بر هنرمان هم می‌توانیم به روستا کمک کنیم و هم به خودمان.»

 

همه اسامی زیبای بلوچ

«پادار» به معنی دیرپای و بادوام، «ارس» به معنی اشک، «جنبر» به معنی ابر، «کنرتاک» به معنی برگ درخت سدر، «وشان» به  معنی آشتی و «وژدل» به معنی خوشدل بخشی از نامهای بلوچی است که بر کارهای زیبای سوزندوزی «بانوک» گذاشته شده است. اما تفاوت این کارها با سوزندوزی این است که این گروه صرفا هنرشان را به لباسها منتقل نمی­کنند؛ بلکه وسایل تزئینی همچون گوشواره، دستبند، دستمال گردن، کیف، کوسن و شال هم از جمله تولیدات این گروه است؛ امری که باعث شده آثار در نمایشگاه به سرعت فروش رود و کارها از طریق صفحه اینستاگرام مورد استقبال قرار بگیرد و به هدفشان نزدیکتر شوند:‌ «بهداشت روستا نسبت به قبل خیلی بهتر شده است. ما توانستیم با حمایت صندوق توسعه برای روستا سطل زباله بگیریم.»

این گروه علاوه بر بهداشت روستا برای ارتقای وضعیت تحصیلی دانش آموزان تلاش می‌کند: «در تابستان برای بچه‌های روستا کلاس زبان گذاشتیم.»

سوزن می­زنیم

کودکان بلوچ زود بزرگ می­شوند، زود بالغ می­شوند و زود مسئولیت زندگی را می­­پذیرند: «ما از سن ۱۱ سالگی سوزندوزی را یاد می­گیریم. در ابتدا یاد گرفتن برایمان سخت است اما با کمک مادر و بزرگان روستا این کار را یاد می­گیریم.»

سوزندوزی به گوشت و خون زنان بلوچ گره خورده است، برای همین است که میهن­دوست که نقش هماهنگ کننده خانمها در روستا را دارد، هنر سوزندوزی را هنر اصیل بلوچی می­داند: «هنر اصیل بلوچی، توان جسمی زنان بلوچ و قدمتی به بلندای تاریخ بلوچستان دارد.»

کودکان بلوچ و کودکان روستای سیدبار جدگال در ابتدا کار خود را با طرحهای سنتی ساده شروع می‌کنند: «در ابتدا به ما طرحهای خیلی ساده را یاد می‌دهند.»

کودکان دیروز و هنرمندان امروز، به توسعه روستا و ساخت مدرسه فکر می­کنند و البته درآمدزایی هم بخشی از هدف آنان است: «نصف دستمزد به  خانمها داده می‌شود و خانمها خیلی از این کار درآمد دارند و مردهای روستا کارهای اجرایی را برعهده دارند.»

آنان میراث سوزندوزی را از نسل­های گذشته تحویل گرفته­اند؛ با این حال سلیقه امروزی مخاطبان را هم در نظر گرفته­اند: «در هنر سوزندوزی تغییرات بزرگی نسبت به اصل هنر و گذشته ایجاد نکرده ایم. اصل سوزندوزی در قدیم هم همین بوده؛ مانند الان.»

زهرا میهن دوست می‌گوید که نسل قدیمی طرحهای سوزندوزی ذهنی می‌‌زدند؛ برخلاف امروز: «طرح ذهنی‌ کمی سخت هست، در قدیم بیشتر مادربزرگها طرح را ذهنی می‌زدند، اما امروز بیشتر از مهر استفاده میکنند، با این حال از تنوع کارها کم نشده و زنان بلوچ خیلی به کارهایشان تنوع می­دهند. ما خواستیم طرحها بومی باشد؛ طرحها و رنگها را خودمان انتخاب کردیم.»

 

بومگردی هدف بعدی روستا

 

صنایع دستی «بانوک» که با استقبال خوبی روبرو شده است، اما با توجه به گرانی مواد ساختمان‌سازی برای مدرسه سازی، اهالی روستا به موارد دیگری هم فکر کرده‌اند تا زودتر مدرسه ساخته شود و البته شرایط روستا هم بهتر شود: «قرار بود هم اقامتگاه و هم کارگاه را به صورت کپری درست کنیم. فعلا همه فکر و خیال اهالی روستا مدرسه است. ان شاءالله بتوانیم زودتر اقامتگاه و کارگاه را بسازیم.»

 

 

 

 

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است