تاریخ انسانیت ایرانیان در غربت

استوانه کوروش دوبار به ایران آمد

 

فرزانه ابراهیم‌زاده

 

«در جعبه زیر نور فلاش‌ها باز شد و نگاه‌ها به سمت دست‌های خانم مدیر موزه رفت که بدون دستکش استوانه گلی را برداشت و بالا آورد. زیر نور فلاش‌های عکاسان و چراغ‌های تنگستنی محفظه شیشه‌ای خطوط در هم پیچیده روی آن روشن شد:«من کوروش شاه ایران مردم بابل را از بند رهایشان کردم و به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستشِ خدای خود، آزاد باشند و آنان را نیازارند.»

شهریور ۱۳۸۹ وقتی جعبه چوبی مراقبت‌شده لوحه گلی شماره ۹۰۹۲۰ BM با آدرس موزه بریتانیا مستقیم از پاویون فرودگاه امام خمینی تهران به سمت میدان امام خمینی و خیابان سی‌تیر حرکت کرد بسیاری منتظر بودند تا مطمئن شوند تا محتویات این صندوق را ز نزدیک آن ببیند. شی تاریخی منحصربفردی که ۱۳۲ سال پیش از آن در نزدیکی شهر باستانی بابل در عراق در زیر خاک کشف شد و قرار بود برای مدت محدودی برای خوانده شدن به موزه بریتانیا برود و بعد از چند سال بازگردد. سفری که بازگشتی نداشت.

اما لوحه گلی  شماره ۹۰۹۲۰ BM بعد از سالها مذاکره قرار بود برای چند ماهی در موزه ملی ایران جایی که می‌توانست محل دایمی نمایشش باشد. لوحه گلی شماره ۹۰۹۲۰BM که همه جهان به نام دیگری آن را می‌شناسند:« منشور کوروش.»

داستان سفر چند ماهه منشور کوروش به تهران بخشی از داستان طولانی این استوانه‌ی گلی با خط میخی اکدی باستانی است که رازهای زیادی را در در شکستگی‌هایش پنهان کرده است.

ماجرای اصلی این منشور شاید از زمانی شروع شد که سپاه پیروز پارس به فرماندهی کوروش «نبونئید» حکمران بابل را شکست داد و وارد شهر شد و مستقیم به معبد «مردوک» خدای بزرگ بابل رفت. او در بالاترین جای این معبد ایستاد و خطاب به مردم نگران بابل که منتظر بودند تا پادشاه پیروز مانند سایر فاتحان معبد را بسوزاند و خانه‌هایشان را غارت کند گفت:« من کورش شاه پارس و انشان و ماد  به سپاه پارس  فرمان دادم تا شما را از بند رها کنند و به مردوک خدای بزرگ بابل احترام بگذارند…» این حرف‌ها در تفکر جهان باستان آن قدر عجیب بود که مردم بابل باورشان نمی‌شد. شاه سرزمین فاتح به آن‌ها آزادی داده بود و آن‌ها بدون هیچ ترسی زندگیشان را می‌کردند.

آنها برای تضمین روی استوانه‌ و لوح گلی نوشته و به عنوان منشور حاکمیت در معبد مردوک به امانت گذاشته شد. معبدی که در حدود ۲۰۰۰ سال بعد به عنوان معبد اسگیل در نزدیکی تپه عمران در عراق کشف شد.

هشتم فرودین ۱۲۵۷ خورشیدی گروه باستان‌شناس انگلیسی به سرپرستی هرمز رسام باستان‌شناس بریتانیایی آشوری تبار در حین حفاری در تپه عمران در کاوش برای یافتن معبد به حفره‌ای برخوردند که به پی بنا منتهی می‌شد. در کنار پی بنا در یک دیوار گلی به یک باره به شی استوانه‌ای شکل با خطوط در هم پیچیده برخوردند. بخشی از این استوانه در مرور زمان و براثر فشارهای طبیعی ریخته بود و قابل بازسازی نبود. با این همه مشخص بود که گروه توانسته شی مهمی را بدست بیاورد. رسام بلافاصله نامه‌ای به ساموئل برچ سرپرست بخش عتیقیات موزه بریتانیا نامه‌‌ای نوشت و اعلام کرد که به نظر می‌رسد سندی متعلق به نبونید پیدا شده است و از آن جایی که در دیوار معبد بوده حاوی اطلاعات مهمی است.  به درخواست موزه بریتانیا این استوانه خاک‌رس که دو تکه شده بود به این موزه ارسال شد. بعدها مشخص شد که تکه‌ای کوچک  که پاول ریچارد برگر پیدا کرده نیز بخش دیگری از این استوانه است. در سال ۱۸۸۰ میلادی به محض رسیدن این کتیبه به موزه بریتانیا از روی آن نسخه‌برداری شد. تئوفیلوس پینچز که این نسخه برداری را انجام داد از تعداد کلماتی که می‌توانست بخواند فهمید این کشف تازه نه درباره نبونید که درباره فتح بابل به دست پارسیان است. پس از سر هنری راولینسون کاشف رمز خط میخی و نخستین مترجم کتیبه بیستون خواست تا به آن نگاهی بیاندازد. راولینسون این متن را خواند و آن را به انگلیسی ترجمه کرد. اما او نتوانست همه این کتیبه را بخواند و سطر ۳۶ باقی ماند که سالها بعد در سال ۱۹۷۵ رمز گشایی شد. با تشکیل سازمان ملل و شورای امنیت بسیاری از کارشناسان موزه بریتانیا اعلام کردند که به استناد جمله معروف کوروش که مردمان آزادند خدایان و زندگیشان را داشته باشند این کتیبه از نخستین منشورهای حقوق بشر و به نوعی بیانیه حقوق بشر در جهان است.

پس دو کشور ایران و عراق اعلام کردند که به عنوان مالک این سند باید نگهدارنده آن باشند. ادعای عراقی‌ها البته به دلیل این که منشور کوروش در بابل یعنی در خاک عراق پیدا شده جدی‌تر بود. اما از آن جا که ایرانی‌ها خود را جانشینان کوروش می‌دانستند و معتقد بودند که بابل در زمان کوروش و نگارش این متن جزو ایران بوده خود را مالک طبیعی آن اعلام کردند و از موزه بریتانیا خواستند تا امانتی را پس دهد. اما ماجرا به همین سادگی نبود. موزه بریتانیا مانند موزه‌لوور به کنوانسیون استرداد اشیای تاریخی نپیوسته بود و دربرابر در خواست این دو کشور به امتیاز حفاری‌های باستانی که با دولت‌های وقت بسته بود اشاره و خود را مالک این منشور دانست.

سفر به ایران

با وجود درخواست‌های مکرر ایران از موزه بریتانیا این موزه همیشه اعلام کرد که منشور کوروش از گنجینه‌های مهم این موزه است و قصدی برای واگذای آن ندارد. اما در سال ۱۳۵۱ همزمان با برگزاری جشن‌های دوهزار و پانصد ساله سرانجام موزه بریتانیا رضایت داد تا برابر تضمین شاه ایران برای چند روز این شی تاریخی را به امانت به تهران بیاورد. امانتی که در برج ازادی به نمایش در آمد و شاه ایران آن را به عنوان منشور حقوق بشر جهان معرفی کرد. بدنبال این سازمان ملل این منشور را به شش زبان ترجمه و نسخه بدلی آن را در بخشی از ساختمان اصلی خود قرار داد.

در حدود سال­های پایانی دهه هفتاد و با روی کار آمدن دولت اصلاحات مراودات موزه‌ای ایران با سایر کشورها گسترش پیدا کرد و نمایشگاه‌هایی چون هفت هزار سال هنر ایران به اروپا و شرق دور رفت. یکی از این نمایشگاه‌ها شکوه باستانی یا تمدن گمشده هخامنشی بود که در موزه بریتانیا برگزار شد. براساس قرار میان دو موزه ملی و موزه بریتانیا قرار شد در برابر امانت دادن برخی از اشیای منحصر به فرد این موزه منشور کوروش برای چند ماه به ایران بیاید و در معرض دید عموم قرار گیرد. براساس قرار گذاشته شده این منشور بعد از بازسازی موزه ملی قرار بود در ایران به نمایش گذاشته شود.  برگزاری این نمایشگاه در بریتانیا همزمان شد با تغییر دولت در ایران و طرح بازسازی موزه ملی به محاق رفت. اما مکاتبات با موزه بریتانیا برای سفر منشور کوروش به پایان نرسید. مذاکراتی که سه سال به طول انجامید تا سرانجام موزه بریتانیا در اردیبهشت ۱۳۸۹ با امضای تفاهم‌نامه‌ای با ایران  با امانت منشور کوروش به تهران موافقت کرد.

به این ترتیب استوانه کوروش ۲۱ شهریور ۱۳۸۹ در مراسمی رسمی با حضور «محموداحمدی‌نژاد»، رئیس جمهور وقت و در مراسمی عجیب و غریب در موزه ملی رونمایی شد، مراسمی که حاشیه‌های آن بازگشت منشور کوروش را تحت الشعاع قرار داد. «آزاده اردکانی» رییس وقت موزه ملی منشور را بدون دستکش از صندوق محافظ خارج کردو در جایگاه قرار داد.

درمراسم‌رسمی که نمایشی با حضور شخصیت‌هایی چون کوروش و کاوه آهنگر و رستم برگزار شد، احمدی‌نژاد یک چفیه به دوش کوروش انداخت. با این همه خبر اصلی این بود که منشور کوروش به سرزمین کوروش آمده است. منشوری که فرصتی شش ماهه داشت تا در فررودین ۱۳۹۰ به بریتانیا بازگردد.

 

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است