خدمت یا خیانت

میراث ایران چطور از لوور سردر‌آورد؟

الکاویرا تیموری

 

«دیروز گاو سنگی بزرگی را که در روزهای اخیر پیدا شده است، با تاسف تماشا می‌کردم. در حدود ۱۲ هزار کیلو وزن دارد. تکان دادن چنین توده عظیمی غیرممکن است. بالاخره نتوانستم بر خشم خود مسلط شوم. پتکی به دست گرفتم و به جان حیوان سنگی افتادم. ضرباتی وحشیانه به او زدم. سرستون در نتیجه ضربات پتک مثل میوه رسیده از هم شکافت. یک تکه سنگ بزرگ از آن پرید و از جلوی پای ما رد شد. اگر با چالاکی خودمان را کنار نمی‌کشیدیم، پایمان را خرد می‌کرد.»

این تنها بخشی از خاطرات «مادام ژان دیولافوآ» است که در کتاب سفرنامه خاطرات «کاوشهای باستان شناسی شوش» آنرا نوشته است. او در فاصله سال های ۱۸۸۶-۱۸۸۴ به همراه همسرش «مارسل آگوست دیولافوآ» به شوش آمدند و دو سال شبانه‌روزی کاوش کردند و هرچه را یافتند، با خود به فرانسه و موزه لوور بردند. آنها علاوه بر انتقال اشیا به فرانسه، ایرانیان را مثل برده‌های خود می‌پنداشتند و با آنها بسیار بد برخورد می‌کردند. مادام دیولافوآ در جای دیگری از خاطراتش درباره کارگرهای محلی هیات کاوش چنین می‌نویسد: «دلم برای این قربانی‌شده‌ها می‌سوزد. سه روز است که در اطراف ترانشه‌ها راه می‌روند و با چشمان اشک‌آلود التماس می‌کنند که دوباره به کار مشغول شوند. آنها به مزد بسیار کمی هم قانع هستند، ولی ما باید در مقابل التماس این بدبختها که نانشان بریده شده، مقاومت کنیم. آنها مثل گوسفندهای ما می‌چرند، جوانه خارخسک‌ها و پنیرکها را می‌خورند و به امید آن هستند که دوباره در ترانشه‌ها بلولند.»

 

چرا چنین اجازه‌ای به آنها داده شد؟

نخستین بار امتیاز انحصاری کاوشهای باستانشناسی ایران  در اواخر قرن ۱۹ میلادی توسط «ژوزف تلوزان»، پزشک فرانسوی ناصرالدین‌شاه به فرانسویها ابلاغ شد. این کار سبب اعتراض زیادی در دربار و جامعه‌ روشنفکران؛ از جمله «اعتماد‌السلطنه» و «زین‌الدین مراغه‌ای» شد. پس از کسب این امتیاز، آقا و خانم «دیولافوآ» کاوشهای باستان‌شناسی را در شوش آغاز کردند. طبق قرارداد ناصرالدین‌شاه، فرانسویها حق داشتند در نقاط مختلف ایران با رعایت چند مساله کاوش کنند؛ اماکن مذهبی مانند «آرامگاه دانیال نبی» از این قاعده مستثنی شود، تعمیر و مرمت آرامگاه دانیال نبی توسط فرانسویها انجام شود و اشیای زرین و سیمین بدست آمده از حفاریها برای دولت ایران باشد. اما فرانسویها به‌طور کامل، به این قرارداد بی‌اعتنایی کردند و بعد از کاوش آرامگاه دانیال نبی آن را هم مرمت نکردند. همچنین حفاریهای دیگری را در تپه‌های اطراف شوش انجام دادند و همه‌ اشیای به‌دست‌آمده از کاوشها را نیز از کشور خارج کردند. این مساله سبب خشم والی خوزستان شد؛ بطوری که جلوی حفاریهای آنها را گرفت.

در ادامه‌ حکومت سلسله‌ قاجار و با انتقال قدرت از ناصرالدین‌شاه به مظفرالدین‌شاه، فرانسویها با زیرکی تمام اشیایی را که از شوش به ‌دست آمده بود، در نمایشگاهی در موزه‌ لوور نمایش دادند و مقامات ایران را برای بازدید از آنها دعوت کردند (همان نمایشگاهی که مظفرالدین شاه در آن ترور نافرجام شد) و توانستند در قرارداد سال ۱۹۰۰ میلادی (پنجم تیر ۱۲۷۹ خورشیدی)  امتیاز انحصاری کاوش‌ها را به‌صورت مفصلتر و دقیقتر از مظفرالدین شاه بگیرند.

در این کاوشها دولت ایران باید یک نفر واجد شرایط را در کاوشها شرکت می‌داد، اما این واجد شرایط بودن هرگز نه به‌خوبی بیان شد و نه رعایت شد. همچنین در قرارداد سال ۱۹۰۰ آمده بود که فرانسویها حق خارج کردن اشیای زرین و سیمینی را که از حفاریها به‌دست می‌آید، ندارند و بقیه‌ آثار به‌دست‌آمده هم بین دولت ایران و فرانسه نصف شود. علاوه بر این، در قرارداد ذکر شده بود اگر کشور دیگری بخواهد همان سهم نصفه‌ ایران را بخرد، فرانسویها برای خرید در اولویت هستند. به موجب این دو قرارداد ننگین، فرانسویها کاوش‌های بسیار سنگینی را در سطح آکروپل، شهر شاهی و آپادانا انجام دادند که آپادانا مجموعه‌ هخامنشی و شهر شاهی مجموعه‌ عیلامی را شامل می‌شود.

در زمان حفاری فرانسویها در شوش، حتی «ژاک دمورگان» روی تپه شوش قلعه‌ای ساخت که در مصالح آن از آجرنبشته‌های زیگورات چغازنبیل استفاده کرد و پرچم کشور فرانسه را بر آن برافراشت. قرارداد کاوش انحصاری فرانسویها در شوش یا همان قرارداد ۱۹۰۰ تا سال ۱۳۰۶ خورشیدی به قوت خود باقی بود تا اینکه در همان سال، مجلس شورای ملی این قانون را ملغی اعلام کرد و در سال ۱۳۰۹ قانون عتیقات کشور را به تصویب رساند که تا سال‌ها بصورت جدی اجرا نمی‌شد. البته پس از آن، فرانسویها به نوعی دیگر در ایران حضور داشتند که نمونه شاخص آن حضور «آندره گدار» به‌عنوان رئیس تشکیلات باستانشناسی ایران است.

تا مدت‌ها وضع به همین منوال بود تا اینکه با تشکیل مرکز باستان‌شناسی به ریاست دکتر «فیروز باقرزاده»، وضع تغییر کرد و قانون عتیقات بطور جدی اجرا شد.

 

*عکسهای بیشتر، چاپ شده در نشریه

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است