درباره موسیقی بخشی های شمال خراسان

ما راویان قصه های رفته از یادیم

زهره نیلی

 

افسانه‌ها را میشناسد؛ همان افسانه هایی که از شهری به شهری و از دیاری به دیار دیگر سفر می کنند و مرز و محدوده نمی شناسند. او داستان‌های کهن سرزمینش را روایت میکند.خداوند، توانی در حنجره و سرانگشتانش نهاده که دیگران از آن بیبهره‌اند. گویی این امکان، از روز نخست، سهم و «بخش» او بوده به همین خاطر به او «بخشی» می گویند.

«بخشی»ها در شمال خراسان زندگی می کنند؛کار اصلی آنها چون عاشیق‌های آذربایجان، داستان‌گویی است. دوتار مینوازند و دوتار میسازند. واژه «بخشی» را این‌گونه معنا میکنند: «بخشی یعنی اینکه خداوند به یک آدم بخشش فراوان و تواناییهای خاصی عطا فرموده که در آدم‌های معمولی نیست.»

اما «هوشنگ جاوید»، پژوهشگر موسیقی محلی، این گونه نمی اندیشد. به گفته او، واژه «بخشی»، یک واژه مغولی است و توسط ترکمن‌ها به این منطقه آمده و طی زمان، تحریف و به «بخشی» تبدیل شده است.

آن گونه که این پژوهشگر موسیقی نواحی می گوید: بخشیها به چهار دسته مردمی، مجلسی، ویژه و مذهبی تقسیم میشوند. بخشیهای ویژه تنها برای حاکمان وقت به ‌اجرای برنامه میپرداختند و داستان‌های هجوآمیز و سرگرم‌کننده را بازگو میکردند. بخشیهای مردمی در برنامه‌های مختلف حاضر میشدند و حکایات کهن را برای مردم نقل میکردند. اما تنها بخشیهای مذهبی بودند که در ماه‌های حرام میتوانستند به اجرای برنامه بپردازند.

به گفته جاوید، نوازندگان و روایتگرانی که در ماه‌های حرام یعنی ماه مبارک رمضان و محرم و صفر، دوتار خود را به طور واژگون میآویختند و به دسته آن، پارچه سیاه میبستند و سازشان را عزادار میکردند تا روایت کربلا را برای مردم باز میگفتند. آنها از نسل «اوزان»‌ قدیم‌اند و هدایت روحی افراد قبیله، اجرای مراسم مذهبی و انتقال افسانه‌ها و آداب و رسوم قومی را بر عهده دارند و حالا بخشی از وظایف اوزان‌ها به بخشیهای دوره‌ معاصر منتقل شده است.

آن گونه که نویسنده کتاب«نقش زن در موسیقی مناطق ایران» می گوید:  بخشیها، علاوه بر دانستن افسانه ها و داستان های شهر و دیار خود، درمانگر هم بوده‌ و اسپاسم‌های عضلانی و بیماریهای روحی را درمان میکرده‌اند.

جاوید، موسیقی بخشیهای شمال خراسان  را به دو بخش تقسیم و بیان می کند: «این موسیقی مقام‌های ترکی و مقام‌های کردی را دربرمی گیرد. البته ممکن است برحسب نیاز یک مقام کردی را با شعر ترکی یا مقام‌های ترکی را با اشعار کردی بخوانند؛ اما غالباً هرکدام از این مقام‌ها با شعر خود خوانده میشوند.»

به گفته نویسنده کتاب «آخرین خنیاگر» به روایتی ۷ و به روایتی ۹ مقام اصلی؛ از جمله «نوایی، شاخ‌عطایی، تجنیس، گریلی، مخمس و… » وجود دارد و این مقام‌ها منابع بیکرانی هستند که از آن برای ساختن آهنگ‌های مختلف استفاده میکنند. به عنوان مثال، در مقام نوایی حدود ۱۰ آهنگ وجود دارد؛ آهنگ‌هایی که در هیچ جشنواره و برنامه‌ای از آغاز تا پایان شنیده نمیشوند تا به گوش من و تو برسند.

موسیقی بخشی های شمال خراسان، ثبت جهانی شده اما روزگارشان به پایان رسیده است. برخی «حاج قربان سلیمانی» را آخرین بخشی معروف و مشهور شمال خراسان می­دادند؛ همان بخشی­هایی که با زبان ساده و دانش عمیق خود، مباحث فلسفی و جامعه‌شناختی را به ‌چالش میکشیدند.

میگویند  یک بار حاج قربان سلیمانی برای شرکت در یکی از جشنواره‌های موسیقی به فرانسه دعوت میشود. پس از اجرا، عده ای موسیقی­شناس به دیدارش میروند و از حاج قربان میپرسند چرا «دوتار» از دو سیم تشکیل میشود و او در پاسخ میگوید: «من از این آقایان تحصیلکرده تعجب میکنم که با این کمالات چنین سوالی میپرسند و موضوع به این سادگی را نمیفهمند؛ یکی از این سیم‌ها آدم است و دیگری حوا.» در ادامه‌ بحث یکی از موسیقی­شناسان میپرسد: «خب، کدام یک از این دو سیم آدم است و کدام حوا؟» حاج قربان دوباره ابراز شگفتی میکند و میپرسد: «حوا زاینده است یا آدم؟» پاسخ میدهند: «حوا». حاج قربان ادامه میدهد: «پس سیم پایین که انگشت‌گذاری میشود و مقام را با آن مینوازند حوا و سیم بالا که ثبات مقام را ایجاد میکند، آدم است.»

مناسبات زندگی امروز تغییر کرده است. رادیو، تلویزیون، ماهواره و اینترنت، جایگزین نقل و نقالی و موسیقی محلی شده‌اند. چه اشکالی دارد تلویزیون هفته‌ای یک‌ بار را به بخشی­ها اختصاص دهد یا مکتبخانه‌ای بسازند تا پیرانی که باقی مانده‌اند، راه و روش خود را به جوانان علاقه‌مند آموزش دهند؟ چه اشکالی دارد اگر از حقوق مادی و معنوی بخشی­ها پشتیبانی شود؟

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است