تاریخ روابط دیپلماتیک ایران و فرانسه در عصر قاجار

سیدعمادالدین قرشی، کارشناس ارشد پژوهش هنر

 

هرچند ترکان عثمانی مخالف ارتباط کشورهای اروپایی با ایران بودند اما روابط بین ایران و فرانسه با تشکیل کمپانی هندشرقی و سفر نجیب زادگان، کشیشان و بازرگانان به دربار «شاه‌عباس» در عصر صفویه آغاز و در زمان «شاه‌سلطان حسین» با انعقاد قراردادهایی به اوج خود نزدیک شد. در این دیپلماسی امتیازاتی درباره معافیتهای مالی و گمرکی، آزادی کامل مذهبی، ساختن ساختمان، خریدوفروش طلا، آزادی رفت‌وآمد به تمام نقاط ایران و غیره نصیب دولت فرانسه شد و در عوض قول شفاهی! کوتاه کردن دست اعراب مسقط (عمان) و امنیت بخشیدن به خلیج‌ فارس خواسته دولت ایران بود که این حداقل هم با آغاز جنگهای مابین فرانسه و اسپانیا، سبب شد تا ارتباط دو کشور به سردی بگراید. دولتمردان فرانسه به بهانه‌های متعدد از زیر بار تعهدشان شانه خالی می‌کردند، مثلا میگفتند قراردادهای فی‌مابین تجاری بوده، نه نظامی یا فرضا نیروی دریایی فرانسه به علت جنگهای اسپانیا ضعیف شده و دیگر نمی‌تواند علیه مسقطی‌ها وارد جنگ شود.

پس از صفویان و در دوره افشاریه روابط دو کشور در تاریکی مطلق فرو رفت. گزارشی مستند از آن دوره به سفارش دولت فرانسه در خصوص اوضاع ایران تهیه شد که بعدها به نام «مسافرت به ترکیه، ایران و شرحی درباره لشکرکشی‌های تهماسبقلی‌خان» معروف شد و بخاطر نشانه‌های متعددی که از ویرانی و تباهی در سراسر ایران شاهد آورده بود، سبب شد تا فرانسویها ریسک تجارت با حکومت وقت ایران را نداشته باشند ولی در دوره تسلط زندیه بر بخشی از ایران گرچه کوششهایی غیررسمی برای گسترش روابط تجاری بین دو کشور صورت گرفت که مهمترین خواسته فرانسه در اختیار گرفتن جزیره «خارک» بود، اما در نهایت بواسطه عدم همکاری نظامی نیروی دریایی فرانسه در خلیج ‌فارس و بروز مجدد اختلافات، نتیجه مثبتی برای طرفین میسر نشد.

در اوایل دوره سلطنت فتحعلیشاهی بدلیل توجه همزمان قدرتهای بزرگ به هندوستان و موقعیت ایران در همین راستا، دولتمردان قاجار ناخواسته به دایره سیاست بین‌الملل کشانده شدند. با آغاز جنگهای دوره اول ایران و روس، مقامات ایران که خود را ناتوانتر از روسیه می‌دیدند، بخاطر بازپس‌گیری نقاط اشغالی از روسها، از انگلیسها کمک طلبیدند، ولی پاسخ منفی انگلیسیها، فتحعلیشاه را واداشت که بار دیگر متوجه یکی دیگر از قدرتهای اروپا؛ یعنی فرانسه شود و درصدد ایجاد رابطه دوستانه با این کشور برآید. روابطی که از پی سفرهای متعدد سفیران دو کشور و توجه اکید ناپلئون به ایران، به بستن پیمان «فینکنشتاین» (۱۲۲۲ق./۱۸۰۷م.) منجر شد تا ژنرال «گاردن» و هیات نظامی همراهش را برای اجرای مفاد این قرارداد عازم ایران کند. این قرارداد در ۱۶ ماده و با هدف مدرن‌سازی ارتش قاجار بین طرفین به امضا رسیده بود. ناپلئون تعهد کرد که در برگرداندن سرزمین گرجستان به ایران و واداشتن روسیه به واگذاری آنجا تلاش کند و برای اصلاح و تقویت ارتش ایران اسلحه، توپ، مهندس و معلم به ایران بفرستد. از سوی دیگر فتحعلیشاه نیز متعهد شد تا به انگلستان اعلام جنگ کند و تمام اتباع بریتانیا را از ایران بیرون براند. بعلاوه طرف ایرانی متعهد شد که افغانهای رعیت خود را به حمله به هند وادارد و در صورت اراده ناپلئون به لشکرکشی به هند از راه ایران به آنها اجازه عبور بدهد و بنادر خلیج‌ فارس را در اختیار نیروی دریایی فرانسه قرار دهد. عهدنامه فینکنشتاین پس از امضا توسط فتحعلیشاه قاجار، توسط هیاتی دیپلماتیک به ریاست «عسگرخان افشارارومی» (حاکم وقت ارومیه در سال ۱۲۲۲ق) به دربار ناپلئون بناپارت ارسال شد.

از لابلای اسناد متعددی که از مکاتبات ادواری ایران و فرانسه در اختیار است، می‌توان به نکات مستتر فراوانی دست یافت. از جمله به افراط و دست‌ودلبازی طرف ایرانی در حفظ تشریفات. در نمونه سندی مشتمل بر نامه «عسگرخان» به «میرزاشفیع» با موضوع «درخواست نشان ظل‌اللهی جهت اهدا به دولتمردان فرانسه» به تاریخ ۲۴ رجب ۱۲۲۳ قمری، بخوبی می‌توان به ضرورت حفظ تشریفات اشاره داشت. در متن نامه چنین آمده است: «جناب وزارت‌مآب آصف‌الدوله العلیه العالی وزیر مکرم و مشیر مفخم صدراعظم؛ بعد از تقدیم شرایط یگانگی و پس از ترسیم رسوم محبت و الفت مشهود رای بیضاضیای اخوت پیرا می‌دارد که نظر بر اینکه دوست حقیقی در زمره چاکران درگاه آسمان‌جاه دولتین معظمتین می‌باشد و خواهشمند این مطلب گردیده که نشان مخصوص ظل‌اللهی را در اینولا بجهه [به‌جهت] زینت جیب و گریبان بعضی اشخاص ساخته باشد. نظر بر اینکه چون حضرت ظل‌اللهی و قبله عالم و عالمیان پناهی در اینولا تشریف ندارد و الحال دوستدار در زمره خدام درگاه فلک اشتباه خاقان مملکت ستان، پادشاه زمان حضرت ایمپراطور اعظم و دوام‌الله سلطنه العالی می‌باشد، درخواست می‌نماید که مراتب را بخاکپای توتیاآسای شاهنشاهی عرض نموده که دوستدار را اذن داده و مرخص فرمایند که نشان حضرت ملک رفعت، آستان سطوت ظل‌اللهی را زینت‌افزای جیب و گریبان بعضی اشخاص ساخته که هر یک نشان بجهه لایق شأن داشته باشد. باقی در امان حضرت یاری باشند.»

بر اساس دیگر اسناد برجای‌مانده، عسگرخان با ۵۰ هزار تومان هدیه فتحعلیشاهی برای ناپلئون و با ۳۰۰ نفر همراه وارد عثمانی و از آنجا از طریق گذر از بخارست و وین وارد خاک فرانسه شدند. پس از ورود به پاریس، سفیر ایران و همراهانش در عمارتی بسیار زیبا اسکان پیدا کردند. عسگرخان حامل نامه‌هایی از فتحعلیشاه برای ناپلئون و از میرزاشفیع (صدراعظم ایران) برای وزیر خارجه فرانسه بود. فتحعلیشاه در نامه‌اش به ناپلئون، عسگرخان را «بلبل حقیقت که از زاغ و دروغ فراری است» معرفی کرد و مراتب تشکر و امتنانش را از امپراتور اعلام کرده و خواستار تحکیم روابط دولتین ایران و فرانسه شده بود. البته ناپلئون برای حل مساله اسپانیا عازم بود و درخواست عسگرخان برای همراهی با خود را نپذیرفت و از سفیر ایران خواست تا بازگشت دوباره‌اش به پاریس همان جا بماند. عسگرخان بیشتر وقت خود را صرف بازدید از کتابخانه‌ها و موزه‌ها و آثار دیدنی پاریس کرد و حتی یکسال بعد به عضویت در لژ فراماسونری درآمد و ضمن سوگند یاد کردن، شمشیرش را بعنوان هدیه تقدیم لژ فیلوسوفیک فرانسه کرد و قول داد که مشابه چنین لژی را در اصفهان نیز تاسیس کند.

بار دیگر با تغییر سیاست فرانسه نسبت به ایران، بی‌توجهی مقامات فرانسوی تشدید شد و توفیق چندانی از رهاورد سفر عسگرخان عاید دولت قاجار نشد. بالاخره دستوری از ایران رسید تا عسگرخان ضمن گذاشتن جانشینی برای خودش به ایران مراجعه کند. عسگرخان بعد از دریافت نامه‌ای از ناپلئون برای فتحعلیشاه که در آن از اخلاق نیکو و کوششهای عسگرخان در راستای روابط دو کشور صحبت شده بود، از طریق وین، بخارست و عثمانی به همراه چند متخصص فرانسوی از جمله یک پزشک وارد ایران شد و بدلیل عدم موفقیت در انجام وظایف محوله مورد غضب شاه قرار گرفت و به موطنش بازگشت. جالبتر آنکه مطابق قرارداد فی‌مابین، در ازای فرستادن ۲۰ ‌هزار تفنگ و چند نفر از اهل حرف از جانب دولت فرانسه به ایران، جزیره خارک به دولت فرانسه واگذار شد؛ به ‌شرطی که با مساعی این دولت، ایالت گرجستان و شهرهای قفقاز که از طرف روسها اشغال شده به دولت ایران مستردد شود!

در نهایت می‌توان اذعان داشت که روابط ایران و فرانسه از آغاز بر مبنای گرفتن امتیازات برای طرفین پایه‌ریزی شده که سهم دولت فرانسه به‌مراتب بیشتر از ایران بود. در عصر قاجار نیز فرانسه در جنگ دیپلماتیک در ایران شکست خورد و موفق به اجرای هیچیک از مفاد عهدنامه کذایی فینکنشتاین نشد. ناپلئون، امپراتور فرانسه، در پی شکست در نبرد با روسها بارها عهدشکنی کرد. او با امضای قرارداد «تیلسیت» با الکساندر اول، امپراتور روسیه به هیچکدام از تعهدات قبلی خود در قبال ایران و عثمانی عمل نکرد. نهایتا نیز انگلستان در ۱۸۰۹ میلادی، با امضای عهدنامه مجمل و پس از آن در ۱۸۱۲ میلادی با امضای عهدنامه مفصل، ایران را وادار به اخراج فرانسویها از خاک خود کرد.

 

*عکسهای بیشتر، چاپ شده در نشریه

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است