راز کفش‌های مردان نمکی

گفت‌وگو با ابوالفضل عالی، باستان‌شناس معدن چهرآباد

فاطمه علی‌اصغر

مرد مرده بود. نیم‌ تنیده‌اش لهیده و درهم. ریش و موی بلند داشت و بر پایش یک چکمه بلند بود و یک حلقه گوشواره‌ از جنس طلا در گوش چپش. زمستان سال ۱۳۷۲ بود که معدن‌کاران او را هنگام خاکبرداری و استخراج نمک پیدا کردند. آنها شک نداشتند به‌تازگی جنایتی رخ داده. در ذهن هیچ‌کس نمی‌گنجید، این جسد تازه متعلق به هزاران سال پیش است. مرد کف یکی از تونل‌های معدن افتاده بود با حدود ۴۵ متر طول. پلیس جنایی آمد و رفت، اما سرانجام اسرار را، آزمایش کربن ۱۴ فاش کرد. این مرد ۱۷۰۰ سال پیش زندگی کرده و مرده بود. باستان‌شناسان که در آن زمان هوشنگ ثبوتی و علی‌اصغر میرفتاح بودند، دست‌به‌کار شدند و در پی کاوش‌، سه قبضه چاقو، شلوارک، شیء نقره‌ای، قلاب سنگ، قطعات طناب چرمی، سنگ‌ساب، یک عدد گردو، قطعات سفال و چند تکه پارچه منقوش و قطعات خردشده استخوان پیدا کردند. یافته‌ها نشان می‌داد که احتمالا این مرد نمکی از طبقه اشراف و شاهزاده‌ها بوده‌، زیرا روی لباس او جواهرات و زیورآلاتی هم دیده می‌شد که مخصوص این طبقه بود. فرضیه آنها این بود که او یا در حال فرار به غار پناه برده یا در جنگی از میدان گریخته و به غار پناه آورده و آنجا مرده. این یافته شگفت‌انگیز اما کار معدن‌کاران را متوقف نکرد تا اینکه ۱۱ سال بعد دوباره سر و کله مردانی دیگر از دل نمک‌ها پیدا شد و همگان را متعجب کرد. همان سال هم، ابوالفضل عالی، باستان‌شناس اداره‌ میراث ‌فرهنگی زنجان، زندگی‌اش با مردان نمکی گره خورد. او سن و سالی نداشت که از دانشگاه تهران راهی اداره زنجان شده بود. حالا ۴۰ساله است و سرپرست ایرانی پژوهش‌های باستان‌شناسی معدن نمک چهرآباد. از سال ۸۹ گروه باستان‌شناسی دانشگاه بوخوم آلمان تفاهم‌نامه‌ای با پژوهشگاه میراث فرهنگی زنجان امضا کرده و از آن سال گروهی بین‌المللی در زمینه پژوهش‌های معدن چهرآباد فعالیت می‌کنند. عالی از این گروه می‌گوید: «مطالعه انسان‌شناسی، مومیایی مردان نمکی با دانشگاه زوریخ در سوئیس و دانشگاه آکسفورد انگلستان همراه با دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران است. دانشگاه زوریخ و آکسفورد در این زمینه سابقه تحقیقات گسترده‌ای دارند. کار روی چرم‌های کشف‌شده را موزه علوم طبیعی وین انجام می‌دهد. در زمینه مطالعات باستان گیاه‌شناسی نیز ما از متخصصان گیاه‌شناسی آلمانی کمک گرفته‌ایم. باستان جانورشناسی را هم دکتر مرجان مشکور به عهده دارند.» عالی اکنون دانشجوی دکتری دانشگاه تهران است و در جست‌وجوی رسیدن به رازهای کار در معدن در دوره‌ هخامنشیان و ساسانیان. فروردین و اردیبهشت امسال هم کاوش‌هایی در معدن صورت گرفته است. تمرکز این کاوش‌ها اما روی کشف مومیایی‌های جدید نبود، باستان‌شناسان این بار در جست‌وجوی اسرار وضعیت کار معدن‌ در دوره هخامنشی و ساسانی هستند.

رویارویی با مردان نمکی

«سال ۱۳۷۲ من هنوز دانشجوی باستان‌شناسی بودم که نخستین مرد نمکی کشف شد؛ مردی از دوره ساسانی. در آن زمان من در رسانه‌ها خواندم که این کشف انجام شده. در آن زمان نمی‌دانستم ۱۱ سال بعد یعنی سال ۸۳ بقایای انسانی دیگری پیدا می‌شود و من جزء گروه نجات‌بخشی این مردان می‌شوم. در واقع عملیات نجات‌بخشی به عملیاتی گفته می‌شود که کشفی به‌صورت تصادفی اتفاق افتاده و ما باید کار باستان‌شناسی اضطراری را آغاز کنیم.» این‌ گفته‌های ابوالفضل عالی است. از زمانی که به گروه باستان‌شناسی نجات‌بخشی مردان نمکی می‌پیوندد تاکنون شش مرد نمکی در معدن چهرآباد کشف شده‌اند و کشف هر کدام ماجرایی داشته و به یک شکل بوده است. اولین مرد نمکی سال ۱۳۷۲ به‌دنبال استخراج مکانیکی معدن نمک به دست آمد. با این حال، این کشف باعث نشد که کار معدن متوقف شود تا دوباره در پاییز ۱۳۸۳ معدن‌کاران حین کار با بولدوزر دوباره با بقایای اسکلت انسانی برخورد کردند که تا حد زیادی متلاشی شده بود. خاک‌های آشفته کنار رفتند و مرد نمکی شماره ۲ را تکه‌تکه به اداره میراث‌ فرهنگی بردند. این مرد میانسال بود با ۱۸۰ سانتی‌متر قد که در جریان ریزش دیواره‌ها و سقف تونل کشته شده بود. یک تکه سبد و میخ‌های چوبی، طناب‌های گیاهی و منسوجات همراه مرد بود.

مرد میانسال باعث شد که کاوش‌ها دوباره از سر گرفته شود. مرد نمکی شماره ۳ همچون مرد نمکی ۲ به‌صورت اتفاقی و طی کار باطله‌برداری بولدوزر کشف شد. او به‌دلیل سقوط یک صخره بسیار بزرگ رویش، متلاشی شده بود. مرد نمکی شماره ۳، بقایای استخوان، لباس و قسمت‌هایی از بافت نرم فردی بود که بر اثر ریزش تونل و سقوط یک سنگ چند تنی رویش کشته شده بود. مرد نمکی شماره ۴ اما سالم‌ترین و کامل‌ترین جسد نمکی به دست آمده از معدن چهرآباد است و با وجود آسیب‌دیدگی به هنگام مرگ تقریبا بیشتر قسمت‌های بدن این مومیایی سالم باقی‌ مانده است. بر اساس پژوهش‌های انجام‌گرفته، این مومیایی طبیعی، پسر جوان ۱۶ساله‌ای بود. قد این مومیایی ۱۷۰ تا ۱۷۵ سانتی‌متر و بر گوش‌هایش حلقه فلزی دیده می‌شود، موهای سرش کوتاه بود، به رنگ خرمایی. همراه این مومیایی چاقوی فلزی با دسته استخوانی است که در غلافی چرمی به کمربند پارچه‌ای این مومیایی بسته شده است و دو کوزه کوچک سفالی سالم. بر تن او، لباسی از بالاپوشی بلند، یک شلوار و کفش چرمی بود. عالی می‌گوید: «مرد نمکی ۴ که پیدا شد، ما همچنان به کار ادامه دادیم. آنچه در کشف مردان نمکی مهم بود، این است که همواره در کاوش‌های باستان‌شناسی، یافته‌های مواد ارگانیک از بین می‌روند، اما اینجا چون درون نمک قرار دارند، اجساد به‌صورت مومیایی طبیعی درآمده و سالم بود. در واقع ما توانستیم به میزان زیادی بقایای گیاهی، بقایای جانوری، پارچه، قطعاتی از چرم و پوست و قسمت‌هایی از لباس و کفش‌های معدن‌کاران را پیدا کنیم که پیش از این نداشتیم.»

مرد شماره ۵ اما در کاوش فصل دوم یافت شد و به جز سر بقیه قسمت‌های بدنش زیر صخره و سنگ‌های آواری بزرگ قرار گرفته بود. باستان‌شناسان از چگونگی جسد فهمیدند، این شخص همچون نمونه‌های پیشین بر اثر حادثه‌ای که به تخریب و ریزش تونل منجر شده، کشته و مدفون شده. بر خلاف مومیایی نمکی شماره ۴ بیشتر بافت بدن مرد نمکی شماره ۵ پوسیده و از بین رفته بود و بافت نرم فقط در قسمت‌هایی کوچک از دو دست، پاها، بخش‌هایی از صورت، سینه و لگن باقی‌ مانده بود. موی سر جسد به شرایط محیطی که مرد نمکی در آن قرار گرفته برمی‌گردد، کم بودن میزان نمک در این محیط و نفوذ آب از بالای کوه به این بخش از معدن باعث پوسیده شدن زیاد مرد نمکی شماره ۵ شده است. ششمین مرد نمکی با آغاز فصل سوم کاوش در خرداد ۱۳۸۶ براثر بارندگی‌ها و شست‌وشوی نمک، در حدود ۴۰ سانتی‌متر حفاری در نزدیکی محل کشف مرد نمکی شماره ۲ پیدا شد، اما به‌علت نبود مجوز حفاری و مشکل در نگهداری، این جسد تاکنون درون نمک باقی‌ مانده است. جمجمه ششمین مرد نمکی مربوط به دوره ساسانی است. «یافته‌های ما نشان داد که کار در معدن از دوره‌ هخامنشیان در چهرآباد انجام می‌شده و تا دوره اسلام میانی هم ادامه داشته است و این مساله پژوهش روی معدن را بسیار غنی‌تر می‌کند.»

کفش‌‌های مردان نمکی چه اسراری را برملا کردند؟

«با اینکه نشانه‌های به دست آمده در نقش‌برجسته‌ها مثل نقوش برجسته عیلامیان گویای آن است که ایرانی‌ها از دوره‌های بسیار دور کفش می‌پوشیدند، اما کفش‌های یافت‌شده از معدن چهرآباد، دو کفش از دوره هخامنشیان و یک کفش از دوره ساسانی را برای مطالعه در اختیار ما قرار داد. آنچه اما در این یافته‌ها بسیار مهم است، دوخت و ظرافت به‌کاررفته در تهیه این کفش‌هاست که نشان از پیشرفته بودن ایرانی‌ها در صنعت تولید کفش دارد.» عالی این کفش‌ها را از نخستین یافته‌های ارزشمندی می‌داند که توانست با قدرت از توانایی ایرانی‌ها در صنعت کفش بگوید.

«کفش‌های تولیدشده در دوره‌های تاریخی پیشین چون معمولا از پوست و چرم ساخته می‌شدند، خیلی زود از بین می‌رفتند. وجود نمک اما باعث شده است، یک کفش از دوره ساسانی و دو کفش از دوره هخامنشی به دست ما برسد.»

توصیف او از کفش‌های مرد نمکی شماره یک این است: «کفش مرد نمکی پوتینی از چرم است که در حال حاضر در موزه ملی ایران باستان نگهداری می‌شود. این کفش چنان زیبا طراحی شده که به نظر می‌رسد، زمانی جزء کالای لوکس بوده و از آنجایی که گوشواره طلا هم دارد، گمان می‌رفت این فرد شاهزاده بوده، اما یافته‌های بعدی نشان داد که این مرد ممکن است اصلا شاهزاده هم نبوده باشد، ولی در ۱۷۰۰ سال پیش ما چنان در صنعت ساخت کفش پیشرفته بودیم که احتمالا همه می‌توانستند چنین کفش و زیورآلاتی داشته باشند.»

کفش مرد شماره ۴ اما حکایت دیگری دارد: «مرد شماره ۴ با اینکه گوشواره نقره‌ای دارد و مردی از دوران هخامنشی است، اما کفش چرمی خیلی زیبایی به پایش دارد. او پسری ۱۶ساله است. کفش چرمی کوتاه و روی قوزک پاست. در این کفش هم مانند شماره یک چهار تیکه جداگانه را برش دادند و دوختند و بندی روی کفش‌ها گره خورده است. در واقع این افراد آدم‌های عادی بودند، اما در دوره هخامنشی هم ما در صنعت کفش بسیار پیشرفته بودیم و همه می‌توانستند از این کفش‌ها استفاده کنند.»

به گفته عالی، مطالعات آزمایشگاهی نشان می‌دهد که رویه این کفش‌ها از چرم بز است و کفه زیری که ضخامت دارند، از چرم گاو است. کاوش‌ها نشان می‌دهد که آنها برای رفتن به معدن نمک کفش‌های خوبی به پا می‌کردند. هرچند پای دوم مرد نمکی شماره یک پیدا نشده، اما به هر حال یافته‌های به‌دست‌آمده، گویای آن است که آنها در معدن نمک کار می‌کردند.

در این میان اما کفش مرد هخامنشی شماره ۳، وصله و پینه است: «اطلاعات به‌دست‌آمده از کفش مرد هخامنشی شماره ۳ نشان می‌داد که کفش‌هایش چندین بار هم وصله و پینه شده است. در حال حاضر هم کفش‌ها چسبیده و کار مرمتی روی آن انجام نشده است.»

عالی و مردان نمکی

یافته‌های معدن نمک چهرآباد همه باستان‌شناسان ایرانی و خارجی را شگفت‌زده کرد. پارچه‌های به‌دست‌آمده و کفش‌ها همه رازهای بسیاری از دوره هخامنشیان و ساسانی را برملا کرد و سوالات جدیدتری را به وجود آورد. عالی می‌گوید که تکه‌هایی که از پارچه لباس‌های کارگری به دست آمده، دارای طرح و رنگ است و همین نشان از تمدنی بزرگ دارد که ما از آن حرف می‌زنیم. پارچه‌های دوره هخامنشی مکشوفه از معدن نمک، تنها نمونه‌های ملموس باقیمانده از این دوران است.»

معدن چهرآباد باعث شد تا محوطه‌های اطراف آن هم شناسایی شود و باستان‌شناسان به محوطه‌های ارزشمند دیگری برسند که منظر فرهنگی گسترده‌ای را نشان می‌دهد: «ما بررسی‌های گسترده‌ای در محوطه‌های اطراف معدن چهرآباد انجام دادیم و سایت‌های تاریخی ارزشمندی هم پیدا کردیم که هنوز کاوش نشده است.»

عالی کاوش‌های چهرآباد را اتفاق مهمی در زندگی‌اش می‌داند: «مردان نمکی در سراسر دنیا کشف بزرگی به‌شمار می‌آید، این نمونه مومیایی طبیعی اتفاق نادری است، اما به نظرم مهم‌ترین دستاورد این کشف صحه گذاشتن بر شکوه و عظمت امپراتوری بزرگی است که در دوره هخامنشی و ساسانی وجود داشته و ما بخشی از دستاوردهای آنان را در یک معدن دورافتاده می‌توانیم مشاهده کنیم.»

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است