سفر به نقطه صفر مرزی

#سردشت_را_باید_گشت

مرجان حاجی رحیمی

 

«سردشت» در ایران به سه نقطه گفته میشود. یکی مرکز شهرستان بشاگرد در استان هرمزگان، دیگری بخش سردشت در دزفول خوزستان و آن دیگری که منظور ماست، شهرستان مرزی و کردنشین سردشت در استان آذربایجان غربی که تنها شهر ایران است که در جریان جنگ هشت ساله ایران و عراق، مورد حملات شیمیایی قرار گرفت. هفتم تیر ۱۳۶۶ بود که این شهر بمباران شد و هزاران نفر جان خود را از دست دادند و هزاران نفر دیگر نیز شیمیایی شدند که امروز با گذشت بیش از ۳۰ سال هنوز زخمها و دردهای آن، همراهشان است. در طول سالهای گذشته هرچه از سردشت منتشر شده مربوط به بازماندگان این جنایت جنگی بوده و کمتر به جاذبه­های تاریخی و طبیعی آن پرداخته شده، اما شاید نوبت آن رسیده که به این بخش از دامنه­های زاگرس توجه ویژه­تری کرد و حالا که مرزها بسته شده و کولبری و قاطربری ممنوع راهی پیدا کرد برای اشتغالزایی دائم مردم این منطقه که دستکم بتوانند از طریق رونق گردشگری به درآمد برسند. گرچه رونق گردشگری غیر از زیرساختهای فیزیکی به زمینه­سازی ذهنی مردمان مقصد نیز نیازمند است که این امر تنها با آموزش گردشگران و جامعه محلی امکانپذیر میشود. اما بدنبال معرفی جاذبه­های گردشگری سردشت هشتگی در فضای مجازی باب شد با عنوان #سردشت_را_باید_گشت که خیلی زود مخاطبان خود را پیدا کرد.

در این سفر نگاهی داریم به جاذبه­های گردشگری سردشت، شهر مرزی استان آذربایجان غربی که بیش از آنکه یک شهرستان جنگزده باشد یک منطقه بکر است با زیباییهای مناطق طبیعتگردی زاگرس. سردشت برعکس خیلی از شهرهای کشور که با خشکسالی درگیرند بدلیل موقعیت جغرافیایی خوبی که دارد پر است از چشمه و رودهای جاری. میتوانید انواع گیاهان دارویی را که میشناسید خودتان بچینید. فقط حواستان باید باشد که از ساقه بچینید نه از ریشه. همینطور میتوانید از درختان بلوط، بنه، زردآلو هم میوه برداشت کنید.

 

سردشت را باید گشت

از تهران تا سردشت با اتوبوس «وی آی پی» حدود ۱۲ ساعت راه است. قطار یا هواپیما هم ندارد که بتوانید خود را زودتر به آن برسانید. پیشنهاد میشود آخرین اتوبوسی را که از پایانه اتوبوسرانی غرب حرکت میکند، انتخاب کنید که ساعت هشت و نیم شب راه می افتد که در طول مسیر بتوانید بخوابید و وقتی طلوع میشود به نزدیکیهای سردشت رسیده باشید. تماشای طلوع آفتاب در بین کوههای زاگرس و جنگلهای بلوط و دریاچه سد سردشت یکی از دیدنی­ترین اتفاقاتی است که میتواند در طول سفر رخ دهد.

پایانه اتوبوسرانی سردشت آنقدر بزرگ نیست. حدود هشت صبح به سردشت میرسید. اگر بخواهید سردشت را ببینید همان نزدیک پایانه ابتدا سری به بازار مادربزرگها بزنید. در اینجا همه چیز پیدا میشود از مرغ و خروس زنده تا سبزیهای محلی و کوهی. زنانی که با شلوار کردی و روی گشاده و خوشرو به شما لبخند میزنند و انرژی مثبت خود را به شما نیز منتقل میکنند. میتوانید گوجه فرنگی خشک شده، مویز، بنه، سماق و دیگر داروهای گیاهی را از این بازار در خیابان هلال احمر تهیه کنید.

از دیگر مواردی که پیشنهاد میشود حتما آنرا ببینید، محل اصابت بمب شیمیایی سردشت است که حالا با تابلویی مشخص شده و جایش هم چناری سبز شده است. سردشتیها هیچوقت هفتم تیر ۱۳۶۶ را فراموش نمیکنند. با مردم که وارد گفتگو شوید خیلی راحت میتوانید خاطرات آنها را بشنوید. آنها هم تمایل به گفتگو دارند و از این بابت خیالتان آسوده، حتی خیلی از آنان کسانی هستند که در جریان این بمباران شیمیایی شدند و به سختی زندگی میکنند. البته برای درک حس و حال آن روزها حتی نیاز نیست که محل بمبگذاری را ببینید، کل شهر مانند یک شهر موزه است، برخی خانه­ها که خراب شده­اند هنوز وجود دارند، حتی در همدردی با مردمان شیمیایی در جهان، سردشت خیابانی هم به نام «هیروشیما» دارد که نبش این خیابان درمانگاه جانبازان شیمیایی قرار دارد.

سردشت یک حمام قدیمی هم دارد که در حال بازسازی است. قرار است یا به رستوران تبدیل شود یا به موزه که اگر این اتفاق رخ دهد بر جاذبه­های تاریخی این شهر اضافه میشود.

 

کانی گراوان

در شهرستان سردشت پدیده زمین­شناسی زیبایی وجود دارد مشابه چشمه­های باداب­سورت که خوشبختانه از گزند گردشگرنماها سالم مانده و هنوز چشمه آن میجوشد. درست برعکس چشمه­های باداب­سورت که بدلیل رعایت نکردن موارد حفاظتی چشمه حالا خشک شده است.

این چشمه در نزدیکی شهرستان باستانی ربط و در ۱۲ کیلومتری شمال شرقی شهرستان سردشت قرار دارد. چشمه گازدار میجوشد و در مرور زمان حفره و راه آبی میان صخره پیدا کرده است و از نوک صخره فرو میریزد. میگویند املاحی که در آب چشمه وجود دارد (حداقل یک گرم در لیتر) پس از روانه شدن در سطح زمین از خود موادی به جا میگذارد که این مواد با گذشت روزها و اضافه شدن آنها، توده­ای مخروطی شکل جالب خلق کرده که چون صخره رنگارنگ است که در میان طبیعت سرسبز منطقه، طنازی میکند. ارتفاع این صخره ۲۰ متر است و پایین صخره رودخانه­ای به نام رودخانه «هرمزآباد» وجود دارد و اطراف آن درختان و جنگل سرسبز و گیاهان خوشبو حال و هوای شما را عوض میکند.

 

آبشار شلماش

سردشت سرزمین آب است و چشمه و آبشار. یکی از معروفترین آبشارهای سردشت، آبشار «شلماش» است که در ۱۵ کیلومتری جنوب شهرستان سردشت قرار دارد. شلماش به معنی تخته سنگی بسیار بزرگ است که احتمالا به دلیل ارتفاع این آبشار و سنگی بودن بافت منطقه به این نام مشهور شده است. این آبشار از سه آبشار تشکیل شده که مرتفع­ترین آن ۱۵ متر بلندی دارد. آبشار شلماش از رودخانه «زاب» سرچشمه میگیرد که یکی از زیباترین رودهای سردشت است، رودی میان جنگل.

آبشار شلماش از جمله اماکن گردشگری است که پارکینگ، رستوران و سرویس بهداشتی دارد و برای ورود به محوطه باید پنج هزار تومان ورودیه داد.

 

تمدن مانا در ربط

تمدن مانا یکی از تمدنهایی است که در ایران وجود داشته و قدمت حضور آن در شهر ربط به سال ۸۴۳ قبل از میلاد برمیگردد. بقایای این تمدن غیر از ربط در محوطه­های باستانی حسنلو – زیویه و قلایچی در آذربایجان غربی نیز بدست آمده است. از ویژگیهای این تمدن آجرهای نقشدار است که شهرت جهانی دارند و نمونه­های از آن در کردستان عراق نیز به دست آمده است.

شهر ربط در دورانهای مختلف بعد از حکومت مانا در دوران مادها ،هخامنشیها و ساسانیان نیز یک شهر و مرکز مهم بوده که قبل از اسلام نام آن «رپیتوا» یعنی الهه خورشید و تابستان بوده است. محوطه ۵۰ هکتاری ربط از ارزش زیاد باستانشناسی برخوردار است، اما هنوز کاوشهای علمی در آن جدی گرفته نشده ضمن اینکه قاچاقچیان بخشهایی از این محوطه مهم باستانی را از بین برده­اند.

دلیل اهمیت محوطه باستانی ربط در این است که این شهر حلقه ارتباط تمدن آشور و اورارتو با دولت مانایی بوده‌است.

شهر ربط و محوطه باستانی این شهر در بخش مرکزی شهرستان سردشت قرار دارد.

 

چی بخریم؟

روسری و دستمال سر «کردی» از سوغاتیهای این شهر است. علاوه بر اینکه میتوانید تسبیح کردی بخرید که تسبیحهای بلندی است که یا از چوب تراشیده میشود یا از میوه درخت «بنه» که در زبان کردی به آن «قزوان» گفته میشود و برعکس مدل چوبی خیلی گران است.

از خوردنیها هم میتوانید سماق که به آن «ترشه» میگویند، مویز، گردو  و پنیر بز به نام «لورک» که به شیوه محلی تهیه میشود و آنرا با سبزیهای معطر کوهی آغشته میکنند، بخرید. این پنیر که همچون خامه است برای چند ماه در پوست بز میماند تا حسابی جا بیفتد. انگورهای سیاه سردشت هم معروف است، البته اگر فصل انگور مسافر سردشت باشید. در ضمن اگر فصل بهار به سردشت رفتید خوردن توت­فرنگیهای طبیعی و خوشمزه آنرا فراموش نکنید. گوجه­گیلاسیهای سردشت هم خیلی معروف است تا جایی که حتی چلوکبابیهای شهر، کبابهایشان را با گوجه­گیلاسی سرو میکنند. داروهای گیاهی و عرقیجات این شهر نیز به خاطر طبیعت بکری که دارد، زبانزد است.

اگر به صنایع دستی علاقمند باشید میتوانید گردنبندهای میخک خریداری کنید یا گردنبندها و دستبندهایی که با ظرافت خاصی با منجوق بافته میشوند.

همینطور اگر به بازی و سرگرمی تمایل دارید و از آن دسته افرادی هستید که دورهمی­های دوستانه خود را با یک سرگرمی سپری میکنید، خریدن بازی «دومینو» را فراموش نکنید. در سردشت مردان در مکانهای عمومی جای شطرنج بازی و تخته نرد، دومینو بازی میکنند.

چی بخوریم؟

از غذاهای محلی این منطقه میتوان به خورش لوبیا، دلمه و آش جگر اشاره کرد که با سبزیهای معطر کوهی پخته میشود. همینطور نان «کلانه» که نان نازک محلی کردهاست که با تره و سبزی محلی پخته میشود و در نهایت در روغن حیوانی غلتانده میشود را حتما امتحان کنید.

 

*عکسهای بیشتر، چاپ شده در نشریه

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است