سفر به ونیز ایران

بوی نفت و شرجی دریا

مرجان حاجی رحیمی

 

«ماهشهر» اسمی است که به گوش خیلی ها آشنا نیست و آنهایی هم که نامش را شنیده اند، شاید ندانند دقیقا کجاست یا در خوش بینانه ترین حالت، تصوری از یک بندر گرم و شرجی جنوبی دارند که پالایشگاه ها و مجتمع های پتروشیمی عظیم در آن قرار گرفته که تصویر درستی است تا جایی که در طول جنگ یکی از مهم ترین بنادر برای صادرات نفت بندر «مجیدیه» ماهشهر بوده است و در حال حاضر هم بیشتر ساکنان بندر را خانواده افراد شاغل در شرکت های پتروشیمی تشکیل می دهد، اما باید اضافه کرد که همه ماهشهر در نفت و گاز و پتروشیمی و صنعت خلاصه نمی شود. این بندر که در جنوبی ترین قسمت استان خوزستان قرار گرفته، بزرگ ترین «خور» خاورمیانه است. یکی از معنی های خور در واژه نامه دهخدا، شاخه ای از دریاست که معنی مدنظر در بندر ماهشهر است. در این بندر، آب خلیج فارس همچون پنجه دست یک انسان با کلی رگ و ریشه به خشکی راه یافته و به این ترتیب در گوشه و کنار بندر ماهشهر می توان آبگیرهایی را دید که برخی کم آب و برخی همچون کانال هستند و پرآب و از قضا یکی از بهترین جاها برای تخم ریزی ماهی ها و جانداران دریایی هستند.

کمی بارندگی اما حال و هوای شهر را دگرگون می کند و  آبگیرهای بیشتری شکل می گیرند که محل کوچ زمستانی پرندگان مهاجر هستند و هرجا که آبی باشد می توان آنها را به تماشا نشست. از دیدنی های هیجان انگیز دیگری که شاید کمتر با آن برخورد کنید، تیر چراغ برق هایی است که به دلیل قرار گرفتن در یک محیط آبگیری با هر باران در میان آب قرار می گیرند و تضاد خطرناکی را به وجود می آورند. البته این خاصیت تنها مختص تیر برق ها نیست و گاه خانه هایی را هم می بینید که در میانه آب قرار گرفته اند. این داستان شب ها دیدنی تر می شود؛ وقتی جزر و مد صورت می گیرد، گاه آب تا شش متر بالا می آید. فردا که بیایی انواع ماهی ها و جانداران دریایی را می بینی که در خشکی در حال تلف شدن هستند.

شهر نیز بزرگ است، با آنکه جمعیت ماهشهر به ۲۰۰ هزار نفر هم نمی رسد. دلیلش همین آبگیرهایی است که خانه ها را از هم دور کرده است. گرچه چند سالی است آبگیرها را پر می کنند تا جایش خانه بسازند و کم کم این جاذبه طبیعی در حال نابودی است. ماهشهر را بزرگ ترین خور خلیج فارس و به این ترتیب خاورمیانه می نامند؛ جاذبه بی نظیری که در پس صنعت پول ساز نفت و پتروشیمی پنهان شده و کسی به آن توجه ندارد.

پوشش گیاهی شهر همچون سایر شهرهای جنوبی گل های کاغذی است و نخل که در بلوارها و خانه ها زیاد دیده می شود و حس خوبی را منتقل می کند. اما رود «جراحی» هم که پیش تر اسمش را در کتاب های جغرافیا خوانده ایم، در این شهر قرار دارد.

دریاچه نمک

از دیگر دیدنی های این شهر بندری دریاچه نمک آن است؛ چند دریاچه مصنوعی بزرگ که بیش از نیم قرن پیش ژاپنی ها برای استحصال نمک دریا ساختند با شیبی دقیق و حساب شده تا جایی که پس از سال ها کسی جرات نکرده آنها را لایروبی کند، مبادا شیب شان به هم بخورد و محاسبات به هم بریزد. از این دریاچه ها در حال حاضر نمک صنعتی به دست می آید؛ ضمن آنکه حول و حوش آنها مجتمع گردشگری ایجاد شده با آلاچیق و امکانات تفریحی برای ساکنان بندر.

بازار محلی و ماهی فروشها

مگر می شود شهری در ایران را یافت که بازار نداشته باشد؟ بازارها در ایران سابقه دیرین دارند؛ تا جایی که این واژه از پارسی به انگلیسی نیز راه یافته است. بازار ماهشهر در خیابان وصالی را «بازار جنگ زده ها» می نامند، گویی در سال های جنگ اغلب جنگ زده ها بساط می کردند و حالا پس از ۳۰ سال از پایان جنگ این اسم همچنان برای این بازار باقی مانده است. اما بازار ماهی فروش ها با بازار محلی فاصله دارد و انواع و اقسام ماهی و میگو را می توان در آن دید. خوبی شهرهای جنوبی این است که ماهی های ارزان قیمتی هم می توان یافت که قشر کم درآمد می توانند تهیه کنند و از خوردن پروتئین بی بهره نمانند.

 

کی برویم؟

بهترین فصل برای سفر به ماهشهر اسفند و فروردین است. تابستان علاوه بر گرمای غیر قابل تحمل و شرجی بودن، باید منتظر حشرات هم بود. با این حال توصیه می شود هر زمانی که به ماهشهر سفر کردید، حتما اسپری ضدحشره با خود همراه داشته باشید یا اگر موجود نیست، یک قرص ویتامین «ب کمپلکس» بخورید تا خون بدن تان بدبو شود و حشرات سراغ تان نیایند.

چطور برویم؟

ماهشهر هم قطار دارد، هم هواپیما و هم زمینی می توان به آنجا رسید. از اهواز با قطار یک ساعت راه است که روزی سه بار در رفت و آمد است و هفته ای یک بار نیز به مشهد قطار دارد.

 

*عکسهای بیشتر، چاپ شده در نشریه

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است