غارهای اسرارآمیز نیاسر کاشان

شاهرخ رزمجو، دکترای باستانشناسی، استاد دانشگاه تهران

 

نیاسر در حدود ۴۵ کیلومتری غرب کاشان قرار دارد که بیشتر به خاطر آتشکدۀ ساسانی آن شناخته میشود. در منابع تاریخی بنیان نیاسر را به اردشیر بابکان نسبت داده‌اند و وجود آتشکده گویای اهمیت آن در دورۀ ساسانیست. سرسبزی نیاسر بیشتر به خاطر چشمه‌ایست که نزدیک آتشکده از کوه بیرون میاید و به صورت آبشاری از صخره به پایین میریزد. در کنار آبشار میتوان دهانه‌هایی چهارگوش را روی صخرۀ مشرف به نیاسر دید. این دهانه‌ها مربوط به غار باستانی نیاسر هستند که از دید باستانشناسی بسیار پراهمیت است. دیوارۀ کوه در گذشته به دلیل زمین لرزه فرو ریخته و در نتیجه شکل اصلی دهانه‌ها مشخص نیست.

غار نیاسر در واقع یک غار نیست، بلکه مجموعه‌ای از چندین غار است که به یکدیگر راه ندارند. مسیر اصلی غار نیاسر که در اصطلاح محلی به آن سوراخ رئیس میگویند، دارای طولانی ترین مسیر است. مسیر این غار از دیوارۀ صخره به بالای کوه میرسد که به آن باغ تالار میگویند. این باغ امروزه تبدیل به یک پارک شده که در آنجا میتوان بخش محدودی از مسیر اصلی را بازدید کرد.

نکتۀ جالب غارهای نیاسر اینست که این غارها همگی دستکند هستند. در دوران باستان افرادی این غارها را به کمک ابزاری چون قلم و تیشه در دل صخره تراشیده‌اند که اثر این تراش‌ها بخوبی روی دیواره‌های غار دیده می شود. بنا بر یکی از داستانهای محلی، این غارها کار سنگتراشی طلسم شده است که تا ابد میباید در غارها سرگردان و مشغول کندن باشد. برخی براین باورند که صدای تیشۀ سنگتراش هنوز هم در غارها به گوش می رسد. در افسانه‌های بومی کهنتر، اشاره شده که درون غار جایگاه دیو و اژدهاست و گفته میشد کسانی که وارد غار شده‌اند، راه خود را پیدا نکرده و هرگز بازنگشته اند. برخی از این داستان ها میتواند به دلیل راههای پرپیچ و خم و تو در توی غارها باشد که گذر از آنها را بسیار سخت میکرد. اما دشوارتر از آن، اندازۀ کوچک دالانهاست که بیشتر آنها را باید به صورت چهار دست و پا و حتی سینه‌خیز پیمود. تنها در محدودۀ کوچکی از یک مسیر میتوان ایستاده راه رفت. بلندی برخی از دالانها ۷۰ سانتیمتر است که این اندازه در برخی راهروها حتی به ۳۰ سانتیمتر میرسد و گذر از آن بسیار دشوار است.

مسیرهای درون غار، مسیرهای پیچ در پیچی هستند که پیوسته تغییر جهت میدهند. دالانها گاه به دو راه و یا چند راه تقسیم میشوند، گاه یکراست رو به بالا می روند و گاه به چاهی میرسند که برای ادامۀ مسیر باید از آن پایین رفت. حفظ این مسیر پیچ در پیچ، بدون کشیدن کروکی دالانها و ثبت موقعیت، به آسانی امکان‌پذیر نیست و به دلیل وجود آهن در صخره‌ها، قطب نما نیز از کار می‌افتد. نکتۀ جالب اینجاست که تراش چنین مسیرهای باریکی در دل کوه، تنها با یک چراغ پیه‌‌سوز و بدون هوای کافی به اندازۀ کافی دشوار و بیش از توان انسان بوده است. بررسی اثر تراشها نشان میدهد در مواردی، یک مسیر را رو به بالا تراشیده‌اند. بدین معنی که نه تنها همۀ خرده سنگها روی سر سنگتراش میریخته، بلکه سنگتراش میباید خود را به حالت آویخته درون یک مسیر رو به بالا نگاه میداشته است. این میتواند نشان از عزم و باور قوی سازندگان غار باشد.همین نکته اهمیت این اثر دستکند بیشتر نمایان میسازد.

سازندگان غار، آنها را بگونه ای طراحی کرده و ساخته اند که گذر از آنها آسان نباشد و به سختی صورت گیرد، حتی در مواردی باید مسیر اصلی را از میان راهروهای متعدد پیدا کرد. این امر نشان میدهد که غار برای افرادی طراحی و ساخته شده که میباید با این گذار سخت و ریاضت وار، راه خود را از مسیری خاص پیدا کرده و به نقطه ای مشخص برسند. این طراحی نمیتوانسته مربوط به محل زندگی یا پناهگاه باشد، چرا که گذر از آن به راحتی امکان‌پذیر نیست.

برخی از شواهد نشان میدهد این غارها شاید با آیین میترا یا مهرپرستی مربوط بوده‌اند که بعدها توسط سربازان رومی از شرق به اروپا برده شد و به آیینی تاثیرگذار بر مسیحیت تبدیل گردید. در نوشته‌هایی مانند ترتولین و فیرمیکوس ماترنوس، به برگزاری مراسم آیینی مهر در غارهای تاریک اشاره شده است. در نیاسر شواهدی برای این ارتباط وجود دارد. یکی از آنها، نقش ساده ای از خورشید است که در یک دالان درمسیر اصلی روی دیوار کنده شده است. در بخشی دیگر نیز سکوی کوچکی با سه پله در سنگ تراشیده شده که نمیتوان کاربری روزمره یا عادی برای آن تصور کرد. بررسیهای انجام شده نشان میدهد که غارها در دوران اشکانی/ساسانی تا دوران اسلامی تراشیده شده‌اند و بر اساس شواهد، بنظر میرسد غارها در دورۀ سلجوقی مورد حمله قرار گرفته‌اند و در دوران صفوی کاملا متروک بوده اند.

کاوشهای باستانشناسی در این غارها در سال ۱۳۷۸ به سرپرستی نگارنده انجام گرفت که نتایج جالب و دور از انتظاری داشت. از درون غار آثاری همچون سفالهای دوران ساسانی تا سلجوقی و خشتهای نقشدار بدست آمد، اما جالبتر از همه، تیغه‌های سنگی دست‌سازی بودند که از محوطه پیدا شدند. این تیغه‌ها با شیوۀ ابزارسازی دوران پارینه سنگی میانه، با قدمتی بیش از ۴۰ هزار سال، نه به دست انسان هوموساپینس، بلکه به دست نئاندرتال‌ها ساخته شده بودند. مشخص شد این ابزار سنگی مربوط به لایه ای ۳۰ سانتیمتری در عمق ۸ متری صخره هستند که در این لایه، انبوهی از دست‌افزارهایی دوران پیش از تاریخ وجود داشت. این ابزارها که یکی از آنها امروزه در موزۀ ایران باستان قرار دارد، همچنان لبه‌های تیزی داشتند. این لایه زمانی فضای روباز بوده که احتمالا به دلیل رسوب گذاری حجم بالایی از آب در طی دهها هزار سال، لایه ای از سنگ تراورتن روی آن شکل گرفته و لایۀ را در میان صخره ها محبوس کرده است. بدست آمدن بقایای حلزونهای فضای باز در همین لایه، تاییدی بر این نظریه است.

سنگ بکار برده شده در برخی از دست افزارها، بومی منطقه نبوده و این نشان دهندۀ مهاجرت فصلی نئاندرتال‌هاست. به نظر می رسد نئاندرتال‌ها هزاران سال به نیاسر رفت و آمد داشته اند و انبوه ابزارهای باقیمانده در لایه، این فرضیه را تایید می کند. به همین دلیل، نیاسر کاشان دارای بالاترین حجم یافته‌های مربوط به نئاندرتال‌ها، نه تنها در فلات مرکزی ایران، بلکه در منطقه است.

البته این آثار مستقیما هیچ ارتباطی با غارهای نیاسر ندارند، اما به لطف سنگتراشانی که غار را در دل کوه تراشیدند، ناخواسته این لایه را برش داده و باعث شدند تا از وجود چنین لایه‌ای در دل کوه آگاه شویم. اثر این لایه در دو طرف برخی از دالانهای غار دیده میشود. ظاهرا به دلیل نرمتر بودن این لایه نسبت به صخرۀ تراورتن، سنگتراشان ترجیح داده‌اند تا دالانها را در مسیر همین لایه تراشیده و دنبال کنند. وجود لایه ای دست نخورده در زیر صخره از دورۀ پارینه سنگی میانه، یکی از موارد استثنایی در جهان است که باعث میشود نیاسر از نظر باستانشناسی در جهان، نمونه‌ای کم‌نظیر باشد. کاوشهای باستانشناسی آینده در نیاسر میتواند راهگشای بسیاری از نادانسته‌های دوران پیش از تاریخ و دوران تاریخی باشد.

 

*عکسهای بیشتر، چاپ شده در نشریه

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است