فرانسویها نخستین آموزگاران عکاسی

۱۷۶  سال از ورود عکاسی به ایران گذشت

کاوه بغدادچی، عکاس

 

در سال ۱۲۲۱ خورشیدی «نیکلای پاولوف» روسی دیپلمات جوانی بود که از سوی دربار تزاری آموزش عکاسی دید و به درخواست دولت ایران در ماموریتی ویژه برای عکسبرداری به تهران اعزام ‌شد تا به شیوه‌ «داگرئوتیپ»* از محمد شاه پدر ناصرالدین شاه و درباریان ایران عکاسی کند. این رویداد با فاصله‌ای تقریبا سه ساله از اعلام رسمی اختراع عکاسی در فرانسه صورت گرفت. ظاهرا این ماجرا نخستین روبرویی ایرانیان با عکس و عکاسی بوده اگر چه هنوز نشانی از داگرئوتیپهایی که این عکاس روس در آن روز پاییزی در کاخ سلطنتی تهران گرفته، پیدا نشده است.

پس از آن بود که عکاسی به مرور جای خود را در میان شاهزادگان و درباریان ایرانی باز کرد و حتی در زمان حکمرانی ناصرالدین‌شاه قاجار عکاسی از حمایتی شاهانه نیز برخوردار شد. در سال‌های طولانی سلطنت ناصرالدین‌شاه عکاسان ایرانی و خارجی بسیاری در سراسر ایران به ثبت زندگی اجتماعی و سیاسی در کشور پرداختند و اکنون بایگانی بزرگ و متنوع ولی پراکنده‌ای از این آثار در منابع و مراکز مختلف برجای مانده است. این عکس‌ها مجموعه‌ای مستند از چهره‌ی ایران آن روزها هستند که امروزه برای مطالعات ایرانشناسی، مردمشناختی و تاریخ عکاسی می‌توانند بسیار ارزشمند باشند.

در منابع گوناگون از شاهزاده «ملک قاسم میرزا» (۱۸۶۰ – ۱۸۰۷ میلادی) که یکی از پسران فتحعلیشاه قاجار و حکمران ارومیه بوده به عنوان نخستین فرد ایرانی نام برده شده که به روش داگرئوتیپ روی صفحه‌ نقره‌اندود عکاسی و حتی آلبومی از عکس‌هایش را به ناصرالدین‌شاه تقدیم کرد.

 

ورود «فرانسیس کارلهیان»، فرانسوی به ایران در پاییز ۱۲۳۷ خورشیدی به نوعی سرآغاز آموزش و گسترش عکاسی در کشور دانسته می‌شود. «آقارضا اقبال‌السلطنه» (۱۸۹۰ – ۱۸۴۳ میلادی) حسب امر و علاقه‌ ناصرالدین‌شاه زیرنظر این عکاس فرانسوی به آموختن عکاسی مشغول و پس از یادگیری این فن، در حوالی ۲۰ سالگی به دریافت لقب «عکاس‌باشی» مفتخر شد و شاه مکان مستقلی را در کاخ گلستان با عنوان «عکاسخانه» به فعالیت‏های او اختصاص داد.

خود آقارضا بعدها شاگردانی از جمله «عباسعلی بیک» را تربیت کرد و هم‌اکنون بخش مهمی از آلبومهای به جای مانده از دوره‌ ناصری به عکسهای این عکاس ایرانی و شاگردانش اختصاص دارد. آقارضا عکاس‌باشی همچنین نخستین کسی است که از آستان قدس رضوی در مشهد و نیز بسیاری از بناهای تاریخی کشور عکاسی کرده است. او همچنین در سال‌های ۱۸۷۳ و ۱۸۷۸ میلادی از همراهان ناصرالدین‌شاه در سفر اروپا بود و عکسهایی از مناظر و همراهان شاه گرفته است.

اما تاریخ عکاسی ایران بیش از نام هر حاکم دیگری با ناصرالدین‌شاه (۱۲۷۵- ۱۲۱۰ خورشیدی) گره خورده است. طبق برخی اسناد یکی از نخستین برخوردهای او با عکاسی زمانی بوده که طبق اعلام بعضی منابع [احتمالا] در ۱۳ سالگی و هنگامی‌که به عنوان ولیعهد ایران در تبریز اقامت داشت در آذرماه ۱۲۲۳ خورشیدی سوژه‌ دوربین «ژول ریشار» فرانسوی شد. ظاهرا این آشنایی‌های اولیه سبب علاقه‌ ولیعهد جوان به عکاسی شد؛ بطوری‌که پس از رسیدن به سلطنت در شهریورماه ۱۲۲۷ خورشیدی همواره یکی از حامیان اصلی گسترش عکاسی در ایران لقب گرفت.

او عکاسان دربار را به اقصی نقاط کشور فرستاد تا از شهرها و روستاهای مختلف و آثار تاریخی و اقوام و طوایف ایرانی عکس بگیرند و اغلب توضیحاتی هم برای هر عکس بنویسند. ناصرالدین‌شاه خود عکاسی را [احتمالا] از «فرانسیس کارلهیان» آموخت و تا آخر عمرش عکسهای بسیاری از خود، زنان حرمسرا، غلامان و خدمتکاران دربار و شخصیتها و محیط اطرافش گرفت که بسیاری از آنها هم‌اکنون در آلبومخانه‌ کاخ گلستان یا سایر بایگانی های تاریخی موجود است.

عکاسی که در سالهای ورود به ایران بیشتر در اختیار شاه و دربار بود کم‌کم با گشایش عکاسخانه‌های عمومی به میان مردم هم گسترش یافت. نخستین عکاسخانه‌ عمومی ایران به دستور ناصرالدین‌شاه و به سرپرستی عباسعلی‌بیک (از شاگردان آقارضا عکاس‌باشی) فروردین‌ماه ۱۲۴۸ خورشیدی در خیابان «جباخانه»‌ تهران تاسیس شد.

از دیگر مواردی که سبب همگانی شدن بیشتر عکاسی در ایران شد، می‌توان به آغاز آموزش آن در مدرسه‌ دارالفنون تهران اشاره کرد که ظاهرا نخستین مدرس آن هم فرانسیس کارلهیان بوده است. این مدرسه از حدود سال ۱۲۴۰ خورشیدی آموزش عکاسی را در میان رشته‌های آموزشی خود قرار داد و بعدها در بهمن‌ماه ۱۲۵۵ خورشیدی هم عکاسخانه‌ ویژه‌ای برای استفاده‌ طبقات مختلف جامعه به راه انداخت.

همزمان با معرفی و گسترش استفاده از عکاسی در ایران رساله‌ها و کتابهایی هم در این زمینه به دستور و با حمایت دربار قاجار و اکثرا توسط معلمان دارالفنون از روی منابع اروپایی به فارسی تالیف یا ترجمه شدند. از رساله‌ «داگرئوتیپ» اثر مولفی ناشناس که دربرگیرنده نکاتی درباره روش صفحه نقره یا داگرئوتیپ و چگونگی و دشواریهای فنی عکاسی با این روش در آغاز عکاسی ایران بوده و در حدود سال ۱۸۴۲ میلادی تالیف شده و همچنین رساله‌ «فتوگرافی» نوشته‌ مولفی ناشناس (طبق برخی فرضیه‌ها «ملک قاسم میرزا») مربوط به ۱۸۵۳ تا ۱۸۵۸ میلادی و «کتاب عکاسی» تالیف و ترجمه‌ «محمدکاظم ابن احمد محلاتی» به سال ۱۸۶۳ میلادی به عنوان چند نمونه از نخستین و پیشروترین تلاشهای ایرانیان برای تهیه‌ منابع مکتوب آموزش فن و نظریه‌ عکاسی نام برده می‌شود. جز معدودی از این دست‌نوشته‌ها و کتاب‌ها که با نگرش‌های فلسفی یا هنری نوشته شده‌اند، غالب آنها بیشتر به جنبه‌های فنی و شیمیایی عکاسی و دستورالعملهای مختلف چاپ و ظهور عکس پرداخته‌اند و  به این ترتیب آرام آرام دوربین و عکاسی جای خود را بین ایرانیان باز کرد.

 

 

*در این روش، به صفحه نقره‌ای مدتی بخار ید داده تا قشر نازکی از یدور نقره بر روی آن قرار گیرد؛ سپس این صفحه را در دوربین گذارده و عکسبرداری می‌کنند. این روش را «لوئی داگر»، فرانسوی در سال ۱۸۳۷ میلادی اختراع کرد.

 

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است