معمار فرانسوی که موزه ملی ایران را ساخت

نگاهی به زندگی و آثار آندره گدار در ایران

فرزانه قبادی

 

«فرشته ذوق و الهام، همانطور که می‌دانیم، به هر جا اراده کند، روح و معنا می‌دهد؛ ولی بنظر می‌رسد که به جمال‌آباد، بیشتر از هر جای دیگر دمیده است. به همین سبب، این خانه را برای معرفی معماری متواضع و آشنای ایرانی انتخاب کرده‌ام. خانه بر بلندی قرار گرفته و آفتابگیر است و همین از علاقه خاص ایرانی به فضا حکایت می‌کند.»*

آن روزها که «جمال‌آباد» هنوز با کوچه‌های عمودی نیاوران بُر نخورده بود و روستایی بود در دامنه‌های البرز، معمار فرانسوی، خانه‌ای را در آن انتخاب کرد و همنشین اهالی جمال‌آباد شد. محلی‌ها معمار را «موسیو» صدا می‌کردند و بسیاری‌شان نمی‌دانستند نام او سالها بعد کنار نام بناهای شاخص و ماندگار پایتخت ایران جاودانه خواهد شد. «آندره گدار» در سالهایی که در ایران اقامت داشت، به همراه همسرش در خانه‌ای با معماری ساده و ایرانی در روستای جمال‌آباد شمیران ساکن بود.

آندره گدار در سال ۱۸۸۱ در پاریس متولد شد و رشته معماری و باستانشناسی را برای تحصیل در دانشگاه هنرهای زیبای زادگاهش انتخاب کرد. در ۳۱سالگی برای نخستین بار به خاورمیانه آمد و در حفاریهای «سامرا» در کنار «هانری ویوله»، باستانشناس فرانسوی با تاریخ این منطقه آشنا شد. وقتی فرانسه تصمیم گرفت دفتر نمایندگی برای باستانشناسان فرانسه در افغانستان ایجاد کند، او و همسرش «یدا رویی» راهی افغانستان شدند تا سایتهای بکر باستانی این کشور را برای نخستین بار کاوش کنند. «بامیان» و آثار تاریخی موجود در آن نخستین سایت افغانستان بود که زیر چکش حفاری او رفت. ۶ سال بعد ایران، از او دعوت کرد تا مدیریت دفتر باستانشناسی را بپذیرد و یکسال بعد (۱۳۰۷خورشیدی) گدار وارد ایران شد و همین ورود، مقدمه سر برآوردن بناهای شاخص مدرنی در کنار تمام بناهای تاریخی شد که از دوره‌های مختلف در گوشه‌گوشه این کشور کهن بجا مانده بودند. دانشگاه تهران، موزه ملی ایران و مدرسه «ایرانشهر» در شهر یزد از جمله آثاری هستند که گدار در کسوت طراح در ساخت آنها نقش داشت. اما در این میان نام او با نام موزه ملی ایران و ساختمان کتابخانه ملی در مجاورت آن بیش از دیگر بناها گره خورده است.

گدار در سالهایی که در ایران بود مسئولیتهای متعددی را علاوه بر طراحی بناهای شاخص تهران به عهده گرفت. در سال ۱۳۰۷ که به ایران آمد، دولت وقت او را برای سازماندهی و راه‌اندازی اداره کل باستانشناسی دعوت کرده بود. مدتی بعد مدیر موزه وزارت فرهنگ شد و این سمت را تا سال ۱۳۱۲ حفظ کرد. بعد از آن رئیس کتابخانه همین وزارتخانه شد و وقتی موزه ملی ایران افتتاح شد، او بعنوان مدیرکل این موزه انتخاب شد. مدتی عنوان مدیرکل عتیقات را پذیرفت و زمانی هم نامش روی تابلوی اتاق رئیس دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران جا خوش کرد اما این تمام اقدامات او در ایران نبود. گدار به‌عنوان یک باستانشناس دغدغه‌های خاص خود را داشت و به نقاط مختلف ایران و کشورهای خاورمیانه و آسیای شرقی سفر می‌کرد و ضمن حضور در کاوشها و انجام مطالعات میدانی در سایتهای باستانی، برای حفاظت اشیای مکشوفه در حفاریها هم برنامه‌ها و ایده‌هایی داشت. در مرمت بناهایی از جمله مسجد جامع شیراز و مسجدشاه اصفهان و مسجد شیخ لطف‌الله نقشی پررنگ داشت. کتابهای بسیاری از پژوهشهایش منتشر کرد و علاوه بر مجله‌ای که به نام «راهنمای تاریخی ایران» در سال ۱۳۱۳ به زبان فرانسه و در زمان جنگ جهانی دوم هم نشریه‌ای با نام «فرانسه آزاد» را در ایران منتشر کرد.

گویی آن روزها ایرانیها چندان دغدغه حفاظت و مطالعه تاریخشان را نداشتند که گدار در مکاتبه‌اش با نخست‌وزیر وقت در سال ۱۳۳۷ می‌نویسد: «اگرچه همه طرحهای مورد نظر خود را نتوانستم در ایران محقق سازم، ولی توانستم کارهای مفیدی برای ایران انجام دهم؛ بنیانگذاری اداره خدمات باستانشناسی، تاسیس موزه باستانشناسی و ایجاد اداره انتشارات باستانشناسی، تا در این صورت نتایج پژوهشها؛ جای زبان فرانسه به زبان فارسی منتشر شود. با این حال چند طرح که برایم بسیار بااهمیت بود، نیمه‌کاره رها شده است. تاکیدم بر موزه باستانشناسی تهران است. ۲۰ سال از عمر  این موزه گذشته و بنای آن نیاز به تجدید نظر و تکمیل دارد. تجهیزات مورد نیاز آن هنوز تکمیل نشده است. به نصب شبکه برق و بهبود سایر مسائل ظاهری احتیاج دارد که بسیار مورد توجه ایرانیان و خارجیان خواهد بود اما برای حصول به چنین نتایجی، لازم است… اختیاراتی به بنده اعطا شود تا بتوانم در پایان مدت اقامتم در ایران طرحهای خود را به اتمام برسانم.»

طاق کسری در پایتخت

در خیابان سپه که به ۳۰ تیر می‌رسد، بنای آجری منحصربفردی رخ می‌نماید که شبیه هیچ بنایی در تهران نیست؛ چنانچه اصالت و زیبایی‌اش نگاه هر کسی را دقایقی به این معماری خاص جلب می‌کند. آن روزها که کاوشهای فرانسویان در ایران به اوج رسیده بود، نیاز به ساخت یک موزه که بتوان آثار مکشوفه در کاوشهای باستانشناسی را در آن به نمایش گذاشت، احساس می‌شد. همین بود که رضاشاه مجوز ساخت بنایی در مجاورت میدان مشق را صادر کرد. پیش از این بنا هم البته ایران موزه‌ای ملی داشت که پایه‌گذارش «مرتضی‌قلی هدایت» ملقب به «صنیع‌الدوله» بود. پیشنهاد او برای ساماندهی اداره عتیقات منجر به ایجاد نخستین موزه ایران در سال ۱۲۹۵ خورشیدی شد؛ موزه‌ای که در یکی از اتاقهای وزارت معارف، در ضلع شمالی مدرسه دارالفنون، برپا شد. سال ۱۳۰۴ اشیای این موزه به تالار آینه عمارت مسعودیه منتقل و بعد از برپایی موزه ملی ایران، بعضی اشیای آن به موزه ملی ایران منتقل شدند.

وقتی گدار مسئولیت طراحی موزه برای ایران را در سال ۱۳۱۳ به عهده گرفت، تصمیم بر این بود که ارتباطی بین اشیای به‌نمایش‌درآمده در موزه و عمارت آن وجود داشته باشد. انتخاب طراح فرانسوی، ایوان کسری در «تیسفون» پایتخت ساسانیان بود؛ شهری که خارج از مرزهای ایران قرار داشت و بنایی که جزء آثار شاخص تاریخی در عراق محسوب می‌شد، اما به تاریخ کهن ایران تعلق داشت. علاوه بر طرح ایوان که با همان مختصات ایوان کسری؛ یعنی ۳۵ متر بلندی، ۵۰ متر پهنا و ۲۵ متر عمق ساخته شد، مصالح به‌کاررفته در بنا هم به رنگ آجر قرمز انتخاب شد تا نزدیکترین حالت به معماری بناهای ساسانی را داشته باشد. بنای موزه حدود ۱۱ هزار متر مربع است و ساخت آن در سال ۱۳۱۶ به پایان رسید. ساختمان اصلی آن در سه طبقه ساخته شده که این روزها تنها امکان بازدید از دو طبقه آن برای بازدیدکنندگان وجود دارد.

در سال ۱۳۲۳ در محوطه موزه ملی ایران بنای دیگری پایه‌گذاری شد تا فضایی برای انجام فعالیتهای فرهنگی ایجاد کند، اما ساخت این بنا سالها به تعویق افتاد؛ بنایی که قامتی بلندتر از بنایی داشت که گدار طراحی کرده بود. البته گفته می‌شد که پلان این بنا هم با الهام از طرح چلیپای دوران ساسانی طراحی شده اما این بنای مدرن که پس از بالغ بر ۵۰ سال بالاخره در سال ۱۳۷۵ با نام موزه دوران اسلامی افتتاح شد، هرگز شکوه و جذابیت بنای آجری تقاطع ۳۰ تیر را برای بازدیدکنندگان نداشت.

*از میان خاطرات آندره گدار

 

*عکسهای بیشتر، چاپ شده در نشریه

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است