نگاهی به عملکرد ۴۰ ساله موزه ملی ایران

استانداردسازی وضع موجود مهم‌ترین راهبرد موزه ملی ایران

 

نهاد موزه ملی در ایران عمری بیش از یکصد سال دارد، اما موزه «ایران باستان» عمری ۸۰ ساله را سپری کرده؛ عمری که درست در نیمه آن (سال ۱۳۵۷) ایران شاهد تغییراتی عمده در سیستم حاکمیتی خود بود. آن روزها که خیابان‌ها هر روز یک حادثه را به صفحات تاریخ اضافه می‌کردند، موزه ایران باستان هم دستخوش تغییراتی بنیادین شد. این موزه در آن سال‌ها به علت پروژه بهسازی تعطیل بود. از سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۴ این پروژه ادامه یافت تا موزه خود را برای شروع فصلی جدید از زندگی‌اش آماده کند. در سال ۱۳۶۵ بود که موزه با شرایط و فضایی باکیفیت‌تر بازگشایی شد. سال‌ها ساختمان آجری خیابان ۳۰ تیر جایگاه پژوهشگران و باستان‌شناسان بزرگ ایران و جهان بود و هست. کسانی که کنکاش در تاریخ ایران را به زندگی آرام و بی‌دغدغه ترجیح دادند، نام‌شان را حالا می‌شود در پس اشیایی دید که در سالن‌های موزه ملی ایران روایتگر تاریخ این سرزمین شده‌اند. مرور تاریخ موزه‌ای با اهمیت و قدمت موزه ملی ایران، کار یک روز و یک ساعت نیست، اما مرور عملکرد ۴۰ساله این موزه بهانه‌ای شد تا در گفت‌وگویی کوتاه با مدیرکل موزه ملی ایران نگاهی گذرا داشته باشیم به روزهایی که موزه ملی ایران در چهار دهه اخیر پشت سر گذاشته و تغییر و تحولاتی که شاهد آن بوده است.

 

موزه ملی ایران از ابتدا تا به امروز از منظر عمرانی چه راهی را طی کرده است؟

موزه ملی ایران در سال ۱۲۹۵ در یکی از اتاق‌های دارالفنون شکل گرفت، اما موزه ملی فعلی که با عنوان «موزه ایران باستان» شناخته می‌شود، توسط آندره گدار، معمار فرانسوی طراحی و اجرا شد و در سال ۱۳۱۶ گشایش یافت. گدار در ابتدا طرح گسترده‌ای برای موزه در میدان مشق در نظر داشت که با آن موافقت نشد و در نتیجه ایشان در گوشه جنوب غربی میدان مشق در فضای کوچک‌تری موزه فعلی را طراحی کرد. گدار طراح و مدیر اداره عتیقات وقت در نامه ۲۰ فروردین ۱۳۱۳ اعلام داشته که «این بنای موزه پس از ۱۰ سال کاملا غیرمکفی و به‌واسطه نداشتن اراضی نمی‌توان به وسعت آن افزود». موزه ایران باستان تا سال‌ها با همین عنوان شناخته می‌شد و محلی بود برای نمایش و نگهداری اشیایی که بیشتر حاصل کشفیات کاوش‌های باستان‌شناسی در سراسر ایران بود. در دهه ۵۰ طرح توسعه موزه در دستور کار قرار گرفت، به‌طوری که فضای دو حیاط مرکزی موزه ایران باستان تبدیل به فضای نمایش آثار و خدمات موزه‌ای شد که اجرای آن به شرکت بین‌المللی «اوراورپ» واگذار شد که پس از شروع تا مرحله اسکلت پیش رفت، اما ادامه پیدا نکرد. در همین سال‌ها گنجینه مرکزی بین دو موزه ایران باستان و ساختمان فعلی موزه دوران اسلامی ساخته شد که محل نگهداری یافته‌های حاصل از بررسی و کاوش‌های باستان‌شناسی بود.

موزه ایران باستان از تابستان سال ۱۳۵۷ برای انجام پروژه بهسازی و تعمیرات تعطیل بود. عملیات بهسازی زیرزمین موزه ایران باستان از سال ۱۳۵۹ آغاز و تا سال ۱۳۶۴ زیر نظر مهندس علی‌اکبر سعیدی ادامه داشت و گزارش مفصل آن توسط ایشان تدوین و به کتابخانه موزه سپرده شد. در این پروژه علاوه بر تجهیز مخازن، ویترین‌ها نیز بازنگری شد و کتابخانه مجموعه هم توسعه پیدا کرد و در نهایت موزه در ۱۹ بهمن ۱۳۶۵ مجددا بازگشایی شد. اشیا در دو طبقه موزه ایران باستان به نمایش گذاشته شدند؛ طبقه همکف آثار پیش از اسلام و طبقه اول آثار دوره اسلامی.

در سال ۱۳۶۷ پس از تصویب اساس‌نامه سازمان میراث فرهنگی در مجلس شورای اسلامی، در زمان ریاست آقای دکتر حجت بر سازمان میراث فرهنگی، با پیوستن گنجینه ذخایر مرکزی به موزه «ایران باستان» این مجموعه به «موزه ملی ایران» ارتقا یافت. به این ترتیب در نام و عملکرد موزه تغییراتی ایجاد شد و نگاه کلان‌تری به این موزه شکل گرفت.

در کنار موزه ایران باستان ساختمانی وجود داشت که در دهه‌های ۲۰ و ۳۰ طراحی و ساخته شده بود و بیشتر برای برگزاری نمایشگاه‌های هنری و سمینارها از آن استفاده می‌شد. عملیات بهسازی و مرمت این ساختمان از سال ۱۳۶۹ آغاز شد و سپس آثار دوره اسلامی طبقه اول موزه ایران باستان به این ساختمان منتقل و در ۲ آبان‌ماه ۱۳۷۵ به‌عنوان «موزه دوران اسلامی» گشایش یافت که امروزه ما آن را به‌عنوان «موزه باستان‌شناسی و هنر اسلامی ایران» می‌شناسیم. «موزه باستان‌شناسی و هنر اسلامی ایران» تا سال ۱۳۸۴ فعالیت داشت و در این سال تعطیل و پس از وقفه‌ای ۱۰ساله برای بهسازی، سرانجام با تلاش و ممارست مضاعفی در سال ۱۳۹۴ مجددا بازگشایی شد.

در سال ۱۳۹۴ علاوه بر بازگشایی موزه باستان‌شناسی و هنر اسلامی ایران، در موزه ایران باستان هم تغییراتی انجام شد. تا این زمان کلیه آثار پیش ‌از اسلام در طبقه همکف موزه ایران باستان نمایش داده می‌شد. در سال ۱۳۹۴ طبقه اول موزه که تا پیش از آن بدون استفاده باقی مانده بود، به آثار دوران پیش از تاریخ اختصاص یافت. این تغییر عملا امکان نمایش صدها هزار سال پیشینه فرهنگی و سکونتی انسان در فضایی گسترده‌تر را فراهم کرد. در این طبقه آثاری از دوران پارینه‌سنگی تا هزاره چهارم به نمایش درآمد که به نام «دوره پیش‌ از تاریخ» می‌شناسیم و طبقه همکف به آثار دوران تاریخی اختصاص پیدا کرد. در طبقه همکف هم تلاش شد که بر بخش‌های بزرگی از تاریخ ایران تاکید بیشتری شود که مغفول مانده بود. به‌طور سنتی دوران تاریخی در این موزه با تاکید بر دوره‌های هخامنشی تا ساسانی بوده است. ما تلاش کردیم این نوع نگاه را تغییر دهیم؛ چراکه در ایران نخستین شواهد نگارش از ۳۲۰۰ پیش از میلاد در شوش، چغامیش، تپه یحیی و تپه پردیس تهران یافت شده است. از طرفی ما فرهنگ و تمدن عیلامی و معبد چغازنبیل را داریم که ثبت جهانی شده است، پس نمی‌توانیم بگوییم تاریخ نوشتاری ما از دوره هخامنشی شروع می‌شود. در واقع دوره عیلامی شاهد شکل‌گیری نخستین حکومت با ویژگی‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی فراگیر است. به این ترتیب موزه باستان‌شناسی مادر کشور با توسعه فضای نمایشی گامی مهم در معرفی باستان‌شناسی و پیشینه فرهنگی ـ تمدنی ایران برداشت و به معنا و مفاهیم تخصصی خود نزدیک شد. علاوه بر این تغییر محتوایی، در توالی فرهنگی نمایش آثار موزه ایران باستان هم تغییراتی صورت گرفت.

اکنون در حال انجام مطالعات مقاوم‌سازی موزه هستیم و مشاوران ما در حال مطالعه‌اند که امیدواریم بتوانیم در آینده نزدیک طرح بازسازی موزه ایران باستان را اجرایی کنیم. کار طراحی کلی بازسازی انجام شده است، اما در حال حاضر اولویت ما مقاوم‌سازی است. مطالعات ژئوتکنیک در این رابطه در حال انجام است، گمانه‌هایی در اطراف موزه زده شده و اطلاعات مورد نیاز در حال جمع‌آوری است. امیدواریم ماه آینده همه این اطلاعات گرد‌آوری شود و به یک جمع‌بندی برسیم. با همکاران ژاپنی مذاکره کرده‌ایم تا از تخصص و تجربیات آنها در زمینه ساخت ویترین مقاوم در برابر زلزله استفاده کنیم. قرار است در اواخر سال ۲۰۱۹ کارشناسان ژاپنی در زمینه اعتبارات مربوط به ساخت ویترین و آموزش نیروی انسانی برای ساخت ویترین‌های ضدزلزله در ایران تعاملاتی با موزه ما داشته باشند.

 

به توسعه کتابخانه موزه در دهه ۶۰ اشاره کردید، در این رابطه بیشتر توضیح می‌دهید؟  

در دهه ۶۰ همزمان با بهسازی طبقه زیرزمین موزه ایران باستان، طرح توسعه فیزیکی کتابخانه نیز در دستور کار قرار گرفت. یکی از بخش‌های مهم موزه ملی ایران کتابخانه موزه است که قدیمی‌ترین کتابخانه تخصصی باستان‌شناسی در ایران محسوب می‌شود. در دهه ۶۰ که انتشارات و حجم کتاب‌های این کتابخانه افزایش پیدا کرد، تیم بهسازی موزه تصمیم گرفت فضای کتابخانه را توسعه دهد و یک نیم‌طبقه به آن اضافه کند. اهمیت کتابخانه موزه ملی ایران به این جهت است که این موزه تقریبا بسیاری از کتب مربوط به باستان‌شناسی ایران که در سطح دنیا منتشر شده و می‌شود را در اختیار دارد. نکته دیگر هم این است که کشورهایی که بعد از انقلاب رابطه سیاسی با ایران نداشتند، مراودات فرهنگی و پژوهشی خود را با کتابخانه موزه ایران باستان حفظ کرده‌اند و کتاب‌هایی را که منتشر می‌کنند به طرق مختلف به کتابخانه اهدا می‌کنند. فرهنگ اهدای کتاب به کتابخانه موزه ایران باستان رسمی است که از گذشته بوده و هنوز هم ادامه دارد. درست است که این روزها کتاب‌ها به‌صورت دیجیتال در اختیار دانشجویان و پژوهشگران قرار می‌گیرد، اما کتابخانه موزه ملی ایران سال‌ها تنها مرجعی بود که نیازهای منابع باستان‌شناسی کشور را تامین می‌کرد. در حال حاضر هم بزرگ‌ترین آرشیو تخصصی در زمینه باستان‌شناسی ایران در همین کتابخانه قرار دارد که شامل بیش از ۲۰ هزار جلد کتاب و نشریات است.

 

علاوه بر مخزن کتابخانه، بُعد پژوهشی موزه ملی نیز توسعه پیدا کرده است، این توسعه به چه شکل محقق شده است؟

موزه ملی ایران یک موزه پژوهشی است. این موزه قبل از انقلاب بخش‌های مختلف از جمله بخش پیش‌ازتاریخ، بخش تاریخی، بخش اسلامی یا بخش مهر و سکه داشت. بعد از انقلاب هم به‌دلیل ذات پژوهشی و نیاز جامعه علمی کشور، بخش‌هایی از قبیل پارینه‌سنگی، بخش مطالعات سفال، کتیبه‌ها و استخوان‌شناسی نیز به موزه اضافه شد و شاهد توسعه بخش پژوهشی موزه هم بودیم. این بخش‌ها بر اساس نیازهای موزه شکل گرفته است، به‌طور مثال در گذشته پژوهشگران روی استخوان‌های حاصل از کاوش‌های باستان‌شناسی کار مطالعاتی انجام می‌دادند، اما یک بخش کاملا تخصصی مامور این کار نبود. یا کتیبه‌ها که زیرمجموعه بخش تاریخی و به شکل پراکنده در قسمت‌های مختلف مورد مطالعه قرار می‌گرفتند، حالا یک بخش واحد دارند. در بخش پیش ‌از تاریخ تقریبا به آثار پارینه‌سنگی پرداخته نمی‌شد، اما در حال حاضر بخش مستقلی با ۸۰ اثر برای این دوران طولانی در نظر گرفته شده که بیش از ۹۵ درصد پیشینه سکونت انسان در ایران را دربر می‌گیرد و از بخش‌های فعال موزه است که در سطح بین‌المللی کاملا شناخته‌شده است. امروز بخش جداگانه‌ای سامان‌دهی فعالیت‌های پژوهشی را به عهده دارد و مرکز تعاملی برای پژوهشگران داخلی و خارجی است.

در گذشته بخش حفاظت و مرمت موزه ملی با مرکز باستان‌شناسی مشترک بود، اما در سال ۱۳۶۶ این بخش مستقل شد. آزمایشگاه مرکزی وابسته به مرکز باستان‌شناسی شکل گرفت که امروزه پژوهشکده حفاظت ‌و مرمت نامیده می‌شود. به‌دلیل تجربه کارشناسان و حسن شهرتی که بخش حفاظت‌ و مرمت موزه ملی دارد، گاهی یافته‌ها و اشیای به‌دست‌آمده در کاوش‌هایی که در کشور انجام می‌شود، برای موزه ارسال و مرمت آن در بخش حفاظت ‌و مرمت موزه ملی انجام می‌شود. از طرفی به‌دلیل اینکه همایش‌های سالانه باستان‌شناسی در این موزه برگزار می‌شود، اشیای منتخب تازه‌ترین کاوش‌های علمی به موزه ملی منتقل می‌شود تا کارشناسان ما مرمت آن را انجام دهند و به همین خاطر هر سال اطلاعات جدید حاصل از کاوش‌ها وارد بخش حفاظت ‌و مرمت موزه می‌شود. قبل از انقلاب تقریبا کلیه مجموعه‌های مربوط به کاوش‌های باستان‌شناسی سراسر کشور وارد موزه ملی می‌شد، اما بعد از انقلاب با تصمیماتی که اتخاذ شد، در هر استان اداره کل میراث فرهنگی دایر شد و موزه‌های استانی صاحب مخزن شدند و آثار به‌دست‌آمده از کاوش‌های هر استان در موزه همان استان نگهداری می‌شود. البته یکی از موضوعاتی که ما دنبال می‌کنیم این است که آثار نخبه از سراسر کشور به موزه ملی ایران تحویل داده شود.

 

برای افزودن اشیا جدید به مخزن موزه، آیا ظرفیت و زیرساخت لازم برای نگهداری و حفاظت آن وجود دارد؟

موزه ملی ایران با توجه به راهبردش که تقویت موزه‌های کشور است، تاکنون بیش از ۸۰ هزار شیء و مواد فرهنگی را جهت غنی‌سازی به دیگر موزه‌های کشور منتقل کرده است. در عوض موزه انتظار دارد که آثار نخبه‌ای که از کاوش‌های علمی و باستان‌شناسی به دست می‌آید، به صورت نمایشگاه‌های موقت و دائم در موزه ملی به نمایش دربیاید و تحویل این موزه شود تا از این طریق ارتباط بین موزه ملی و موزه‌های استانی حفظ شود. در دهه فجر امسال قرار است نمایشگاهی از یافته‌های ویژه‌ای که در کاوش‌های چهار دهه اخیر در تمام استان‌ها به ‌دست ‌آمده، در موزه ملی برگزار شود. این نمایشگاه شامل آثاری است که به‌عنوان یافته ویژه سال توسط کارشناسان معرفی شده یا آثاری که خلاء تاریخی ما را پر می‌کنند یا اطلاعاتی در مورد یک دوره تاریخی به ما داده که درباره آن کم می‌دانستیم. مثلا آثار جوبجی و ارجان که هر دو در تهران نگهداری می‌شوند، این آثار اطلاعات جدیدی در مورد عیلام میانه یا عیلام نو به ما داده‌اند. این اشیا باید در سطح ملی به نمایش دربیایند. خوشبختانه موزه ملی ایران زیرساخت لازم در مخازن را داراست و امکان دریافت منتخب آثار نویافته از نقاط مختلف کشور را دارد.

 

چه تعداد شیء حاصل از کاوش‌های باستان‌شناسی در سال‌های اخیر به موزه ملی منتقل شده است؟

از آنجا که راهبرد سازمان در مورد انتقال آثار به موزه ملی ایران تغییر کرد، بعد از انقلاب تعداد محدودی آثار به مخزن موزه ملی منتقل شده است. هر استان که بررسی و کاوش باستان‌شناسی در آن انجام می‌شود، در موزه‌های همان استان نگهداری یا به نمایش درمی‌آیند. جز معدود آثاری که در کاوش‌های محدوده جغرافیایی استان تهران به دست آمده و چند مجموعه از کاوش‌های ارجان و جوبجی استان خوزستان و تعداد کمی یافته‌های پیش از تاریخ، آثار چندانی به موزه ملی منتقل نشده است. موزه ملی ایران باید محل نگهداری آثار نخبه کشور باشد و مثل همه موزه‌های ملی و مهم جهان آثار منحصربه‌فرد و خاص در آن نگهداری شده و به نمایش دربیاید.

 

در زمینه استرداد اشیا از خارج از کشور چند مجموعه به موزه ملی ایران منتقل شده است؟

یکی از اتفاقات مهمی که در حوزه میراث فرهنگی بعد از انقلاب افتاد، استرداد اموال فرهنگی و تاریخی از خارج از کشور بود. بیشتر این موارد از سال ۱۳۸۳ به بعد انجام شد. گل‌نوشته‌های تخت جمشید، مجموعه آثار خوروین، چغامیش، گل‌مهرهای ساسانی از آمریکا، مجموعه ۳۰ قلم شیء از ایتالیا، یک ظرف سفالی از آلمان (یک شهروند آلمانی پس از بازدید از نمایشگاه ایران: فرهنگ میان آب و بیابان در بن آلمان و شناختی که از فرهنگ و تمدن ایرانی پیدا کرده بود، پس از حصول اطمینان از تعلق یک اثر تاریخی که سال‌ها به‌عنوان امانت نزد خود نگه داشته بود، آن را طی مراحل قانونی به ما تحویل داد) و مجموعه جیرفت که در دو نوبت از انگلستان به ایران تحویل داده شد. همچنین مجموعه‌ای از یافته‌های کاوش در قومس که در تهران و در اختیار موسسه ایران‌شناسی بریتانیا در تهران بود به موزه ملی منتقل شد. در سال ۱۳۹۵ نمایشگاهی از اموال فرهنگی ـ تاریخی استردادی در موزه ملی ایران برگزار شد.

ارتباطاتی که در نتیجه نمایشگاه‌های بین‌المللی موزه ملی با موزه‌های بزرگ شکل گرفته، باعث شده اخبار مربوط به اشیای ایرانی که به‌صورت قاچاق در کشورهای دیگر خریدوفروش می‌شوند یا در مجموعه‌های خصوصی هستند، از طریق کارشناسان این موزه‌ها به دست ما برسد. در حال حاضر در همین رابطه چندین پرونده حقوقی در جریان است و سرنخ‌های خوبی از مجموعه‌ها پیدا کرده‌ایم. یکی از محاسن برگزاری نمایشگاه‌های خارج از کشور، شکل‌گیری همین ارتباطات است. در برخی موارد ایمیل‌هایی از شهروندان علا‌قمند این کشورها با موضوع اشیای ایرانی و اطلاعات مربوط به آنها دریافت کرده‌ایم.

 

به نمایشگاه‌های بین‌المللی موزه ملی اشاره کردید، در سال‌های اخیر ارتباطات بین‌المللی موزه ملی در قالب برگزاری نمایشگاه‌های دوسویه افزایش چشم‌گیری داشته، تاثیرات این نمایشگاه‌ها در معرفی ایران و موزه ملی در سطح بین‌المللی را چطور ارزیابی می‌کنید؟

موزه‌ها با نمایشگاه‌ها زنده‌اند. اگر نمایشگاه نباشد، موزه گورستان اشیاست و اتفاق تازه‌ای در آن نمی‌افتد. تبادل موقت آثار میان موزه‌های بزرگ و حتی کوچک برای برگزاری نمایشگاه یک امر مرسوم و افتخارآمیز در موزه‌داری جهان است. ما به‌عنوان موزه ملی کشور باید با ملت‌های دیگر ارتباط داشته و نمی‌توانیم از این قاعده مستثنی باشیم. عدم ارتباط با موزه‌های دیگر مثل این است که یک تیم ورزشی ملی بگوید من با هیچ تیم خارجی بازی نمی‌کنم و فقط در تهران با تیم‌های مشهور دسته اول کشور بازی می‌کنم. اگر ملی هستیم باید این ارتباط را با کشورهای دیگر برقرار کنیم.

برگزاری نمایشگاه‌های بین‌المللی موزه ملی مربوط به سال‌های اخیر نیست، یکی از نخستین نمایشگاه‌هایی که از آثار ایران در خارج از کشور برگزار شد، نمایشگاه «هفت هزار سال هنر ایران» بود که در سال ۱۳۴۰ در شهر پاریس برگزار شد. آقایان رومن گیرشمن، محسن فروغی و دکتر عیسی بهنام به‌عنوان مسئولان نمایشگاه طرف ایرانی ـ فرانسوی بودند. این نمایشگاه ابتدا در پاریس برگزار شد و بعد هم به آمریکا رفت. در شهر مونیخ آلمان نیز نمایشگاهی مربوط به دوره اورارتو برگزار شد که در آن آثاری از کاوش‌های باستان‌شناسان آلمانی در تپه بسطام و حوزه شمال غرب ایران به نمایش درآمد. نمایشگاه‌هایی از موزه‌های بزرگ مانند منشور کوروش از موزه بریتانیا در سال ۱۳۵۰ در موزه برج آزادی یا نمایشگاه شاهکارهای ساسانی موزه آرمیتاژ نیز در سال ۱۳۵۲ در موزه ایران باستان برگزار شد. پس از انقلاب اسلامی تا سال ۱۳۷۹ به‌جز نمایشگاه‌های داخلی، نمایشگاهی از موزه‌های خارجی نداشتیم. در سال ۱۳۷۹ نمایشگاه «هفت هزار سال فرهنگ و هنر ایران» به‌صورت تور نمایشگاهی در کشورهایی مثل ایتالیا، بلژیک، آلمان، سوئیس، کرواسی، اسپانیا و پرتغال برگزار شد. این نمایشگاه یکی از اتفاقات مهم موزه‌ای ایران بود که توانست در بسیاری از کشورهای مهم دنیا به معرفی ایران بپردازد. پس از آن، نمایشگاه مهم منشور کوروش در سال ۱۳۸۹ از موزه بریتانیا به تهران آمد و بازتاب بسیار گسترده‌ای داشت.

طی چهار دهه اخیر در مجموع ما ۳۵ نمایشگاه خارجی برگزار کردیم، اما رویکردمان در برگزاری نمایشگاه بین‌المللی از سال ۱۳۹۴ تغییر کرد. به این شکل که ما با این شرط آثار موزه را در اختیار موزه‌های دیگر کشورها قرار می‌دهیم که آنها هم متقابلا آثاری برای نمایش در ایران در اختیار موزه ملی ایران قرار دهند. این راهبرد جدید ما بود که با همتایان‌مان صحبت کردیم و تا به حال هم مورد استقبال قرار گرفته است. در ابتدا در مورد پرداخت هزینه‌های نمایشگاه مشکلاتی داشتیم، اما طی مذاکراتی مقرر شد از مبلغی که باید از سوی کشور میزبان به خزانه‌داری دولت ایران واریز می‌شد، صرف‌نظر کنیم و در عوض کشور میزبان متعهد شود که هزینه بیمه و حمل‌ونقل اشیا را تقبل کند. البته مبلغی که این کشورها به خزانه‌داری می‌دادند، نمی‌توانست هزینه بیمه و حمل‌ونقل را پوشش دهد، اما در مذاکرات این‌طور مطرح شد که از حامیان مالی استفاده کنند و دو طرف کمک کنیم که نمایشگاه برگزار شود. در چند سال اخیر آثار پنج کشور برای برگزاری نمایشگاه وارد کشور شد که عبارتند از:

ایتالیا: نمایشگاه پیکره‌ای برای صلح: تندیس‌های پنه‌لوپه از تخت جمشید تا رم/ ۱۳۹۴

ارمنستان: نمایشگاه ارمنستان و ایران «خاطره یک سرزمین»/ ۱۳۹۶

کره جنوبی: نمایشگاه «سیلا و پارس یک خاطره مشترک»/ ۱۳۹۶

فرانسه: نمایشگاه «موزه لوور در تهران»/ ۱۳۹۶

هلند: نمایشگاه «باستان‌شناسی و هنر سرزمین هلند»/ ۱۳۹۷٫

برنامه سالن‌های نمایشگاهی موزه ملی تا سال ۲۰۲۰ تنظیم شده و هر سال حداقل یک نمایشگاه خارجی در موزه ملی خواهیم داشت.

در حال حاضر نمایشگاه «ایران مهد تمدن» در هلند به پایان رسیده و اشیای این نمایشگاه قرار است برای نمایشگاهی که سال آینده برگزار خواهد شد به اسپانیا منتقل شود. با توجه به درخواست‌های ارسالی از موزه‌ها در نظر داریم نمایشگاه «ایران مهد تمدن» در کشورهای دیگر اروپایی هم به نمایش گذاشته شود. در انتخاب آثار این نمایشگاه از ابتدا در نظر داشتیم که جغرافیای تاریخی و فرهنگی ایران را کاملا پوشش دهیم. این نمایشگاه در سال ۲۰۱۸ در فهرست کاندیدهای بهترین نمایشگاه‌های جهان قرار گرفت.

با وجود اینکه در زمان برگزاری نمایشگاه هلند انتقادهایی مطرح شد، مبنی بر اینکه چرا در یک شهر کوچک نمایشگاه برگزار کرده‌ایم، اما خوشبختانه انعکاس بسیار خوبی از این نمایشگاه‌ها داشتیم. ما امروز در موزه ایران باستان بازدیدکننده هلندی داریم و بسیاری از هلندی‌هایی که به موزه ملی می‌آیند، عنوان می‌کنند که نمایشگاه «ایران مهد تمدن» را در هلند دیده‌اند و ترغیب شده‌اند که به ایران بیایند. به این ترتیب بار دیگر اهمیت نمایشگاه برای ما آشکارتر شد. حتی شاهد هستیم بازدیدکنندگان از شهرهای دور و نزدیک و کشورهای دیگر اروپا به بازدید این نمایشگاه آمدند. اما در مورد نمایشگاه آثار تاریخی و هنری هلند که در موزه ملی برپاست، بسیاری از بازدیدکنندگان هلندی می‌گویند که این آثار کشورشان را قبلا ندیده بودند. برایشان جالب است که در فضایی حدود ۴۰۰ متر تاریخ هلند را از دوره پارینه‌سنگی تا قرن بیستم معرفی کرده‌ایم. یک باستان‌شناس ایتالیایی که برای بازدید به موزه آمده بود، می‌گفت من باستان‌شناس هستم و تاریخ و فرهنگ اروپا را می‌دانم، می‌خواستم از مدیر موزه تشکر کنم که در یک مجموعه کوچک تاریخ هلند را معرفی کرده و من یاد گرفتم هلند چه تاریخی دارد. خیلی‌ها نمی‌دانستند هلند ۵۰ هزار سال قدمت دارد. این نمایشگاه‌ها دانش ما را نسبت به فرهنگ‌های دیگر افزایش می‌دهد و نسل ما را با فرهنگ‌های دیگر آشناتر می‌کند. نحوه برخورد و توجه به این نمایشگاه‌ها ثابت می‌کند امروز فرهنگ و هنر مرز نمی‌شناسد و افراد بشر با هر رنگ و زبان و ملیت به تاریخ و فرهنگ ایرانی با دیده تحسین می‌نگرند و با افتخار لب به سخن می‌گشایند.

نمایشگاه «لوور در تهران» پربازدیدترین نمایشگاه موزه ملی ایران در سال‌های اخیر بود. لوور یک بازیگر بزرگ در حوزه موزه‌داری دنیاست، تاریخ موزه‌داری جهان با لوور آغاز می‌شود. این موزه واقعا سخاوتمندانه به ما در برگزاری نمایشگاه کمک کرد. انتقادات زیادی در مورد این نمایشگاه مطرح شد، اما اگر کسی در جریان امور اجرایی و مدیریتی باشد و مشکلات را بداند این حرف‌ها را نمی‌زند. تمامی آثار این نمایشگاه را از سالن اصلی موزه لوور انتخاب کردیم، چراکه اگر از مخازن حتی شیء بهتری انتخاب می‌شد، عده‌ای این انتقاد را داشتند که آثار دست دوم لوور به تهران آمده است. آثار بسیار سنگین و حجیم موزه هم به ما پیشنهاد شد، اما زیرساخت‌های ما این اجازه را نمی‌داد که این آثار را به تهران بیاوریم و به نمایش بگذاریم، درگاه سالن نمایشگاهی موزه ملی این امکان را نداشت که اشیای بسیار حجیم را وارد آن کنیم. ضمن اینکه بررسی کردیم که از نظر فنی با ورود این حجم آثار به سالن، سقف و کف گالری‌های نمایشگاه در چه شرایطی است. ما همه آثار را با دقت بسیار اندازه‌گیری کردیم. نمایشگاه لوور کمک بزرگی به موزه‌داری ایران کرد. بسیاری از مردم تهران آدرس موزه ملی ایران را نمی‌دانستند. بسیاری از بازدیدکنندگان در حیاط موزه ملی ایران وقتی در صف نمایشگاه لوور بودند از ما می‌پرسیدند موزه ملی کجاست؟ نکته دیگر حائز اهمیت این است که تمامی طراحی، ساخت فضا و تجهیزات نمایشگاه توسط مهندسان ایرانی و با تایید لوور انجام شد.

علاوه بر این بازخوردها، در حاشیه نمایشگاه‌هایی که برگزار می‌شود، ما پروژه‌های تحقیقاتی مشترکی هم با موزه‌هایی که به ما نمایشگاه می‌دهند، داریم. در حال حاضر چند پروژه تحقیقاتی با موزه لوور داریم. یکی از این موارد مربوط به طراح موزه ملی ایران است. آندره گدار در مدتی که در ایران بود، آثار و دست‌نوشته‌هایی در مورد ایران دارد که همه در اختیار موزه لوور است. با لوور مذاکره کردیم و این موزه در حال دیجیتالی کردن تمام این اسناد است تا آنها را در اختیار ما قرار دهد. این اتفاق مهمی است؛ چراکه آقای گدار تنها موزه ملی ایران را طراحی نکرده و آثار زیادی در ایران هستند که او در طراحی و ساخت آنها نقش داشته است. مورد دیگر مربوط به رومن گیرشمن است. ما آثاری از تپه سیلک کاشان در موزه ملی و لوور داریم، اسناد کاوش آقای گیرشمن ـ به‌جز اطلاعاتی که در کتابش منتشر کرد ـ در موزه لوور است. ظرف دو سال آینده ما یک پایگاه داده مشترک بین موزه ملی ایران و لوور تهیه خواهیم کرد که اسناد مرتبط با کاوش‌های تپه سیلک کاشان را در آن جمع‌آوری می‌کنیم. پروژه مطالعاتی مشترک بعدی ما با موزه هنر اسلامی برلین است. باستان‌شناسان آلمانی در تخت سلیمان کاوش‌های زیادی انجام داده‌اند، دست‌نوشته‌ها و اسناد مربوط به کاوش‌های تخت سلیمان در اختیار موزه هنر اسلامی برلین است، ما سال گذشته مذاکراتی با این موزه داشتیم و تاکنون توانسته‌ایم ۲۲۰۰ سند و شیء مربوط به تخت سلیمان را در یک پایگاه داده مشترک دسته‌بندی کنیم.

علاوه بر این‌، بسیاری از یافته‌های ایران پیش از انقلاب وارد موزه‌های بزرگ دنیا شده یا پس از انقلاب به شکل غیرقانونی از کشور خارج شده است. اگر ما با موزه‌های بزرگ و کوچک تعامل داشته باشیم، می‌توانیم این اطلاعات را جمع‌آوری کنیم که اشیای تاریخی ایران کجا هستند. در همین دو، سه سال اخیر که ما با بعضی از این موزه‌ها در ارتباط بودیم، حجم زیادی اطلاعات در مورد آثار ایرانی در موزه‌های سایر کشورها دریافت کردیم. بعضی از این آثار به‌صورت قانونی از کشور خارج شده و در اختیار موزه‌های مختلف قرار گرفته‌اند، این اشیا را نمی‌توانیم به ایران بازگردانیم، اما می‌توانیم از این موزه‌ها درخواست کنیم که اطلاعات دقیق این اشیا را در اختیار ما بگذارند. بعضی از اشیا، سال‌ها پیش از کشور خارج شده‌اند و مشابه آن را در ایران نداریم؛ اما به هر حال این اشیا متعلق به ایران هستند.

رشد کمی و کیفی برگزاری نمایشگاه‌های موزه ملی ایران مختص نمایشگاه‌های خارجی نبوده و نگاهی به کارنامه برگزاری نمایشگاه‌های داخلی موزه ملی ایران نیز از سال ۱۳۹۴ تغییر رویکردها را نشان می‌دهد. همچنین موزه ملی ایران برای برگزاری نمایشگاه‌های استانی بسیار مشتاق است.

 

وقتی از نمایش آثار موزه‌های بزرگ دنیا در تهران صحبت می‌کنیم، یکی از مسائلی که مطرح می‌شود، موضوع حفاظت اشیا در موزه ملی ایران است، موزه در حال حاضر از نظر حفاظت چه شرایطی دارد؟

در حال حاضر موزه ملی بیش از ۴۰۰ دوربین حفاظتی دارد که محدوده موزه ملی در خیابان سی تیر و محدوده اطراف آن را تحت کنترل دارد. مخازن و سالن‌های نمایشگاهی تحت نظارت کامل مرکز کنترل است. یکی از موضوعاتی که در سال‌های اخیر مطرح شد، این بود که اگر اتفاق غیرمترقبه‌ای در موزه افتاد، ما چطور در کمترین زمان با پلیس تماس بگیریم. در همین رابطه بود که سامانه‌ای را با کمک پلیس مَها راه‌اندازی کردیم که به مراکز پلیس وصل است و در زمان خطر پیش از اینکه ما با پلیس تماس بگیریم، سیستم هوشمند به پلیس اطلاع خواهد داد. امروز موزه‌های بزرگ دنیا با تهدیداتی مثل گروهک‌های تروریستی روبه‌رو هستند و گاهی مورد حمله قرار می‌گیرند، نصب چنین سیستم‌هایی می‌تواند به نیروهای حفاظت مستقر در موزه کمک کند تا به‌موقع اقدام کنند. این سیستم در واقع در راستای مدیریت بحران و بحث پیشگیری به موزه اضافه شده است.

 

وضعیت مخازن موزه در چه شرایطی است؟

مخازن موزه ملی در دهه ۵۰ بر اساس اصول استاندارد مقاوم‌سازی شده است. البته تاسیسات درون مخزن و قفسه‌بندی‌های استانداردی که امروز در مخازن موزه‌های دنیا وجود دارد، در دهه ۵۰ در دسترس نبود، به همین دلیل طرح قفسه‌های استاندارد از زمان مدیریت آقای محمدرضا کارگر (اواخر دهه ۱۳۷۰خ) آغاز شد و بعد از آن هر زمانی که بودجه‌ای اختصاص پیدا می‌کرد، بخشی از کار انجام می‌شد، در حال حاضر تقریبا ۹۸ درصد آثاری که نیاز به قفسه استاندارد داشتند، در قفسه‌های ایمن قرار دارند و در مورد دو درصد باقی‌مانده هم مطالعه انجام شده و در حال ساخت قفسه‌ها هستیم تا این آثار هم در فضای مناسب قرار بگیرند. مخازن موزه ملی شرایط مناسبی دارد و می‌توانیم بگوییم در حال حاضر اشیا در مخازن امن موزه قرار دارند. علاوه بر این موارد در تلاشیم که تمام آثار موجود در مخازن موزه ملی را مستندنگاری کنیم. هدف‌مان این است که هیچ اثری در مخازن موزه ملی نباشد که کارهای عکاسی دیجیتال و مستند‌سازی و اسکن آن انجام نشده باشد. تمام انرژی‌مان در بخش مخازن موزه بر این موضوع متمرکز است که تمامی آثار عکاسی و در یک پایگاه داده (دیتابیس) دسته‌بندی شوند. شاید به‌دلیل یکسری سیاست‌های کلان امکان انتشار بعضی اطلاعات اشیا را نداشته باشیم، اما این اطلاعات در هر صورت باید جمع‌آوری و در کاتالوگ آنلاین قرار گیرند. مقدمات نرم‌افزاری این کار هم در حال انجام است. در سال‌های اخیر فضاهای بلااستفاده در موزه تغییر کاربری داده و به فضاهای مخازن موزه اضافه شده­اند.

 

سال‌هاست که موضوع توسعه و همچنین طرح بازسازی و مرمت موزه ملی ایران مطرح است، چه اقداماتی در این رابطه انجام شده و بعد از اجرای این طرح موزه ملی به لحاظ فیزیکی و محتوایی چه تغییراتی خواهد کرد؟

جایگاه موزه ملی در ۴۰ سال دوم عمر این موزه ارتقا پیدا کرده است. اگر در دهه ۶۰ موزه «ایران باستان» تبدیل به «موزه ملی ایران» شد، در دهه ۸۰ مسئولان به این نتیجه رسیدند که علاوه بر اینکه این موزه باید شرایط خوبی داشته باشد، نیاز به توسعه هم دارد. در سال ۱۳۸۲ دولت مصوبه‌ای دارد که موزه ملی ایران باید توسعه پیدا کند و این نشان می‌دهد توجه به موزه ملی افزایش پیدا کرده است، اما باید بگوییم آمار بازدیدکنندگان این را نشان نمی‌دهد. موزه ملی ایران در این سال‌ها بیشتر موزه‌ای بوده که کارشناسان در بخش باستان‌شناسی آن پژوهش می‌کردند و از حوزه موزه‌داری غفلت شده است.

آمار نشان می‌دهد که موزه ملی در حوزه موزه‌داری به تلاش‌های بیشتری نیاز دارد. وقتی نمایشگاه‌های خارجی را در موزه ملی برگزار می‌کنیم و مورد استقبال قرار می‌گیرد، می‌توانیم متوجه این موضوع باشیم که مردم موزه ملی را نمی‌شناسند. در موزه ملی به نابینایان توجه کمی شده یا در حوزه کودک و نوجوان کار چندانی انجام نشده، هرچند در حال حاضر واحد کودک و نوجوان داریم که در گذشته نبود، اما اگر بخواهیم واقعیت را بیان کنیم باید در این قسمت انرژی بیشتری صرف می‌کردیم، نمی‌شود که کودکان در درون موزه جایی نداشته باشند. همه موزه‌های بزرگ این موضوع را دیده‌اند و برای آن برنامه دارند. در طرح بازسازی موزه، یکی از دو حیاط مرکزی را به کودکان اختصاص خواهیم داد. البته این حقیقت را هم باید در نظر بگیریم که شهرداری تهران و آموزش‌وپرورش هم به موزه ملی کم‌توجهی کرده‌اند، اما در سال‌های اخیر واقعا در حال تلاش هستیم، سعی می‌کنیم با شورای شهر، شهرداری، وزارت ارشاد و آموزش‌وپرورش تعامل داشته باشیم. با آموزش‌و‌پرورش در رابطه با بازنگری در محتوای کتاب‌های درسی چندین جلسه داشتیم. آموزش‌هایی برای معلمان تاریخ در نظر گرفتیم که یکی از آنها برگزاری کارگاه آموزش ضمن خدمت تاریخ پایه دهم برای معلمان تاریخ سراسر کشور با مشارکت وزارت آموزش‌وپرورش بود که کارشناسان موزه براساس آثار موزه‌ای این کتاب را تدریس کردند، اما هنوز خیلی کار داریم. قابل قبول نیست که در تهران ۱۳ میلیون‌نفری که بیش از یک میلیون دانش‌آموز دارد، بازدیدکنندگان موزه ملی ۴۰۰ هزار نفر در سال باشد که از این رقم شاید ۶۰ هزار نفر دانش‌آموز باشند. در حالی که هر ایرانی می‌تواند تاریخ کشور خود را در موزه ملی ایران مرور کند. حداقل هر دانش‌آموز در سال باید یک بار موزه ملی خود را ببیند. سوال مهم‌تر این است که آیا موزه ملی کاری کرده که دانش‌آموزان ترغیب شوند در سال یک بار به دیدن این موزه بیایند؟

ما در سناریوی جدید بازسازی موزه ایران باستان به این دغدغه‌ها پاسخ خواهیم داد و طرح محتوایی موزه به گونه‌ای طراحی و اجرا خواهد شد که به نیاز افراد گوناگون پاسخ دهد. این یک واقعیت است که موزه ایران باستان در طرح محتوایی باید تغییراتی داشته باشد. باید چیدمان اشیا روایتگونه باشد. این موزه از آنجا که سال‌ها موزه باستان‌شناسی بوده، پژوهشگران از منظر خودشان به این موزه نگاه و آن را اداره کرده‌اند. البته در دنیا موزه‌های باستان‌شناسی همین شکل و شمایل را دارد، اما موزه ملی ایران ابعاد دیگری به‌جز باستان‌شناسی هم دارد.

ما در طرح محتوایی به این موضوع فکر کرده‌ایم که اگر بازدیدکننده‌ای تنها نیم‌ساعت زمان داشت، ما چه مسیری را برای بازدید از موزه برای او می‌توانیم تعریف کنیم؟ یا اگر کسی دو ساعت وقت دارد چقدر اطلاعات داریم که در اختیارش بگذاریم. تصمیم بر این است که ۳۰ محتوای مختلف را انتخاب کنیم و در بروشور موزه به بازدیدکننده بگوییم که اگر ۳۰ دقیقه وقت دارد کدام شیء موزه را ببیند که بتواند بگوید موزه ملی ایران را دیده است. موضوع مخاطب‌شناسی موضوعی است که در طرح محتوایی آینده موزه مورد توجه قرار گرفته است. اطلاعاتی که در موزه ملی ارائه می‌شود در کنار اینکه باید تخصصی باشد، باید برای عموم مردم هم قابل درک باشد.

بررسی عملکرد موزه ملی ایران نشان می‌دهد نیازمند شناخت بیشتری از نیازهای مخاطبان خود است. مسلم است که در آینده وقتی بازدیدکننده در موزه ایران باستان به بخش امپراتوری هخامنشی می‌رسد، باید امکانات و تجهیزاتی باشد که بتواند به‌صورت مجازی یک بار تخت‌جمشید را ببیند. به شوش و همدان و بابل برود، باید به شکل ملموسی با جغرافیای امپراتوری هخامنشی آشنا شود، تمام این موارد باعث جذاب شدن فضای موزه می‌شود. می‌شود با نمایش یک انیمیشن توضیحات مربوط به یک شیء را ارائه کنیم، اما در حال حاضر تنها وسیله ارتباط شیء با بازدیدکننده زیرنویس است و راهنمای انسانی. من معتقدم تامین راهنمایان موزه را برون‌سپاری کنیم و در اختیار بخش خصوصی قرار دهیم. نمی‌توانیم یک کارمند را به‌عنوان راهنمای موزه در نظر بگیریم و یکسری اطلاعات پایه را به او بدهیم تا در اختیار بازدیدکنندگان قرار دهد. همیشه اعلام کرده‌ایم که در موزه ملی به شیوه‌های دیجیتالی نیاز داریم، برای معرفی اشیای موزه نیاز به تاچ‌اسکرین داریم، باید فیلم‌های کوتاه مرتبط با شیء را کنار ویترین‌ها نمایش دهیم. استفاده از روش‌های نوین اطلاع‌رسانی می‌تواند تغییراتی مهم ایجاد کند و عامل جذب گردشگر بیشتری به موزه باشد.

میراث ملی ایران در موزه ملی، یک میراث بشری است. ما نمی‌توانیم بگوییم که کسی حق ندارد این میراث را ببیند و این اطلاعات را به اشتراک نگذاریم. ما درباره آثار تخت‌جمشید، شوش، گنبد سلطانیه و شهر سوخته صحبت می‌کنیم، تمام اینها میراث بشری هستند، خودمان در فهرست میراث جهانی ثبت‌شان کرده‌ایم، نمی‌توانیم به یک پژوهشگر بگوییم تو حق نداری آرشیو آثار ما را ببینی.

در رابطه با طرح توسعه موزه ملی معتقدم که یا واقعا مصوبه هیات وزیران در سال ۱۳۸۲، اجرا شود یا اگر امکان‌پذیر نیست، مدیران شهر تهران باید به موزه ملی فضایی نمایشگاهی با وسعت ۵۰ هزار متر مربع اختصاص دهند. این تاریخ کهن با این همه آثار متنوع را واقعا نمی‌شود در این موزه نگاه داشت. اگر می‌خواهیم نقش جدی خودمان را در غرب آسیا بازی کنیم، نمی‌توانیم موزه ملی را نادیده بگیریم. در یک مقطعی از تاریخ، غرب آسیا معادل قلمرو ایران بود، نمی‌شود فرهنگی با این پیشینه را در این موزه کوچک به‌درستی معرفی کرد. موزه فعلی فضایی به اندازه موزه تهران دارد، نه موزه ملی ایران.

یکی از راه‌های به‌روز شدن موزه‌های بزرگ و کوچک در دنیا و بهره‌مند شدن از تجهیزات مدرن، وابسته به حمایت مالی است که بخش‌های خصوصی در قالب مجزا یا گروهی با طیب‌خاطر و به‌عنوان یک وظیفه برای حمایت از بنیادی فرهنگی صرف می‌کنند.

 

یکی از انتقاداتی که به موزه ملی ایران می‌شود، نبود زیرساخت‌های لازم برای ارائه خدمات به بازدیدکنندگان دارای معلولیت است، آیا برنامه‌ای در طرح بهسازی موزه برای افراد دارای معلولیت دارید؟

یکی از موضوعاتی که در سرلوحه فعالیت‌های موزه ملی ایران قرار گرفته، پرداختن به رفع نیاز‌های گروه‌های نیازمند خدمات ویژه برای بازدید از موزه‌هاست. دو سال در مورد طرح نصب ویلچرران در ورودی موزه مطالعه انجام شد و در تلاش هستیم که با حمایت بخش خصوصی یک ویلچرران در ورودی موزه نصب کنیم. سال گذشته شهرداری قول داد به مناسبت روز جهانی معلولین این کار را برای موزه انجام دهد، اما انجام نشد. در توافقات بعدی مقرر شد که ما بخش موزه دوران اسلامی را تجهیز کنیم و شهرداری موزه ایران باستان را، ما تعهدمان در ورودی دوران اسلامی را انجام دادیم، اما شهرداری به تعهد خود در این قسمت عمل نکرد. در حالی که اولویت اصلی موزه ایران باستان بود. مجددا مذاکراتی با شهردار جدید انجام شده است، اگر باز هم موفق نشویم از شهرداری یا بخش خصوصی هزینه این کار را تامین کنیم، تلاش می‌کنیم که از محل اعتبارات موزه هزینه این کار را تامین کنیم. طبیعی است که افراد دارای معلولیت باید در موزه دیده شوند.

موزه‌های زیادی در دنیا هستند که شرایط ورود افراد با ویلچر در آنها مهیا نیست، اما کارکنان خود را آموزش می‌دهند که خدمات ویژه به این افراد ارائه کنند. ما همواره در جلساتی که با همکاران‌مان در بخش حفاظت یا راهنمایان موزه داریم، بر این نکته تاکید می‌کنیم که هر وقت کسی با ویلچر به موزه آمد، شما به استقبالش بروید. درست است که ما در زمینه زیرساخت کمبودهایی داریم، اما این فرهنگ باید در کارکنان موزه ملی وجود داشته باشد که وقتی کسی با شرایط خاص به موزه می‌آید، به استقبالش بروند و به او کمک کنند. تلاش‌مان این است که نوروز امسال شرایط مناسبی برای پذیرایی از معلولان در موزه مهیا شود.

در طرح بازسازی موزه، نیازهای این افراد دیده شده است و تنها محدود به نصب ویلچرران نیست، بلکه در مورد ویترین‌ها هم طراحی‌هایی صورت گرفته است تا افراد نابینا بتوانند مولاژ آثار را لمس کنند. حتی نمایشگاهی از آثار نابینایان در بازدید از آثار موزه ایران باستان با عنوان «لمس تاریخ در موزه ملی ایران: آثار هنری دانش‌آموزان نابینا در بازدید از موزه ملی ایران» برگزار کردیم. در حال حاضر بروشور هر دو موزه (ایران باستان و موزه باستان‌شناسی و هنر اسلامی ایران) با کمک مرکز نابینایان به خط بریل تهیه شده که امیدواریم آن را در تیراژ بالا منتشر کنیم؛ هرچند به‌دلیل مشکلاتی که در بازار کاغذ وجود دارد، فعلا به تعویق افتاده است، اما تلاش‌مان این است که تا نوروز ۱۳۹۸ بروشور به خط بریل را در اختیار بازدیدکنندگان قرار دهیم.

 

چشم‌انداز شما برای آینده موزه ملی چیست؟

در درجه اول باید وضعیت بخش‌های مختلف موزه استانداردسازی شود و موزه به ابزار موزه‌داری روز مجهز شود. سیستم‌های واقعیت افزوده که امروز در همه موزه‌های بزرگ وجود دارد، در موزه ملی هم باید مورد استفاده قرار گیرد. ما نمی‌توانیم بگوییم که نابینایان وارد موزه شده‌اند و ما ویترین‌هایمان برای این گروه آماده نیست. باید خط بریل داشته باشیم، باید مولاژ اشیا را در دسترس بازدیدکنندگان قرار دهیم. همه موزه‌های بزرگ این کار را می‌کنند. ما باید کاتالوگ آنلاین داشته باشیم، چه اشکالی دارد که اطلاعات اشیایی را که به هر دلیلی نمی‌توانیم در سالن به نمایش بگذاریم، در کاتالوگ آنلاین ارائه کنیم. موزه باید به این سمت برود که اطلاعات خود را با کسانی که نمی‌توانند به شیء دسترسی داشته باشند، به اشتراک بگذارد.

استراتژی ما تا سال ۱۴۰۰ استاندارد‌سازی وضع موجود موزه است، اما در عین حال به فضای نمایشگاهی بیشتری نیاز داریم. ما نیاز به یک فضای نمایشگاهی ۵۰ هزار متری داریم. بعضی موزه‌های دنیا پیشنهاد ایجاد یک سالن ثابت از اشیا خود را می‌دهند. اعلام آمادگی می‌کنند که آثاری را در قالب نمایشگاه‌های موقت و دائمی در اختیار موزه ملی بگذارند و سالن ثابتی را هم در موزه خود به آثار مربوط به ایران اختصاص دهند. در آینده موزه‌ها به این سمت خواهند رفت و تنها موزه‌های لوور و موزه بریتانیا نخواهند بود که سالن‌های مجزا برای معرفی تمدن‌های مختلف در اختیار دارند. موزه‌هایی مانند لوور در مقاطع زمانی مختلف و به اشکال مختلف اشیا را از کشورهای مختلف جمع‌آوری کرده‌اند، اما امروز در تعاملات بین موزه‌ها این امکان وجود دارد که از مبادی رسمی آثار تمدن‌های مختلف در اختیار موزه‌های دیگر قرار گیرد و در سالن ثابتی به نمایش دربیاید. ما باید به سمت این چشم‌انداز برویم.

در مورد توسعه موزه ملی ایران در میدان مشق، ما این موضوع را بررسی کرده‌ایم که کدام بنا را می‌توانیم به‌عنوان موزه ملل در نظر بگیریم و در این مجموعه از هر حوزه تمدنی بزرگ، آثار داشته باشیم. اگر ما فضایی برای معرفی تمدن‌های بزرگ دنیا داشته باشیم، در گفت‌وگوی فرهنگی بین‌المللی می‌توانیم نقش ایفا کنیم. در لوور و موزه بریتانیا بازدیدکننده با تاریخ جهان آشنا می‌شود، اما در موزه ملی با توجه به فضا و امکاناتی که در حال حاضر در اختیار داریم، بازدیدکننده حتی با جغرافیای تاریخی ایران هم به‌درستی آشنا نمی‌شود. اینکه موزه ملی ایران در ۱۰ سال آینده تنها موزه ملی باستان‌شناسی ایران خواهد بود یا موزه ملی مردم‌شناسی هم در دل آن ایجاد خواهد شد، اینها مواردی است که در طرح توسعه باید مورد بحث قرار گیرد.

مطالعه طرح توسعه موزه ملی در میدان مشق انجام شده است. شهردار جدید که خوشبختانه از متخصصان حوزه میراث فرهنگی هستند، قرار است طرحی در زمینه توسعه موزه ملی در میدان مشق ارائه کنند. این حقیقت را باید بپذیریم که برای حوزه فرهنگ باید هزینه کنیم و موزه ملی را جدی بگیریم. این می‌تواند به ما کمک کند که در مواردی که در عرصه بین‌المللی با مشکلات سیاسی روبه‌رو می‌شویم، بتوانیم با گفت‌وگوی فرهنگی مشکلات را حل کنیم. این موزه در مقام موزه مادر کشور الگوی رفتاری بسیاری از موزه‌های کشور است. کمک به رشد کمی و کیفی موزه ملی ایران وظیفه هر ایرانی است.

 

*عکسهای بیشتر، چاپ شده در نشریه

 

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است