نگاهی به هنر «موج‌بافی» در قزوین

رقص رنگها روی موج

فرزانه قبادی

 

صدای ضربه‌های چکش بر تن مس. آوای مغارهایی که روی چوب می‌رقصند. ریتم آرام و مستمر دستگاه موج‌بافی، اینها موسیقی دالان‌های «سعدالسلطنه» قزوین هستند. تصویری که با صدای دستگاه موج‌بافی در یکی از دالانها قاب می‌شود، تصویر حجره‌ای کوچک است پر از پارچه‌های رنگی و چشمنواز. نخهای پشمی سرخ، سبز و نارنجی و زرد زیر پنجه‌های مرد و با ضربه‌های «دفتین»، می‌تابند به هم تا هنری را زنده نگه دارند. هنری که قدمتش تا عصر صفویان می‌رسد و عمری ۴۰۰ساله دارد، اما این روزها این هنر امیدش به همین حجره کوچک در سعدالسلطنه است. موج‌بافی در همین حجره نفس می‌کشد و امیدوار است به ماندن و بودن. مدتی است که حجره‌های کوچک سعدالسلطنه به محلی برای این امیدواریها؛ امید احیا و معرفی هنر اصیل ایران با تمرکز بر هنرهای در حال فراموشی قزوین، تبدیل شده‌اند.

«احمد بامشاد» از آخرین صنعتگران موج‌بافی که برای چهار محصول کارگاه خود نشان ملی مرغوبیت صنایع دستی دریافت کرده، می‌گوید در شهر قزوین تنها کارگاه او در سعدالسلطنه فعال است و هنوز «موج» تولید می‌کند و کارگا‌ههای دیگر به مرور زمان یکی پس از دیگری تعطیل شده‌اند.

بافت انواع پارچه و به‌طور کلی نساجی به شیوه سنتی در دوران حکومت صفویان رونق چشمگیری پیدا کرد. پایتخت صفویان هم از این رونق بی‌بهره نماند و «موج‌بافی» روزگار طلایی خود را در همان روزهای پایتختی قزوین پشت سر گذاشت. کارگاههای «موج‌بافی» در شهر رنگهای زنده و چشمنواز را میهمان خانه‌ها و زینت جهیزیه عروسها می‌کردند. حالا اما این هنر با وجود حفظ اصالت خود، دیگر رونق سابق را ندارد. به‌جز قزوین، هنرمندان سنندج و کرمانشاه هم موجهای باکیفیتی می‌بافند که نقوش و نحوه بافت آنها با هنرمندان قزوینی تا حدودی متفاوت است و در مناطق غربی این هنر را با نام «ماشته» می‌شناسند.

احمد بامشاد، هنرمند پیشکسوت از افزایش قیمت مواد اولیه و مشکلات تولید می‌گوید و اینکه این روزها دیگر کسی به سراغ موج‌بافی نمی‌آید: «در گذشته موج، روانداز زمستانی مردم بود، حالا در خانه‌ها جای موج را پتوهای چینی ارزانقیمت و بی‌کیفیت گرفته‌اند که چند سال بیشتر دوام ندارند، در حالیکه یک موج اگر در شرایط مناسب نگهداری شود، سالها عمر می‌کند.» بامشاد در مورد آموزش این هنر به نسلهای بعدی می‌گوید: «کسی تمایلی به یادگیری این هنر ندارد و به این دلیل که صرفه اقتصادی ندارد، گاهی فقط مسافران برای سوغات از ما خرید می‌کنند.» اما این را هم می‌گوید که پسرش راه پدر را ادامه داده و اغلب اوقات اداره حجره پدر را به عهده دارد.

احمد بامشاد ۸۱ساله است و نزدیک به هفت دهه از زندگی‌اش را پای دستگاه موج‌بافی گذرانده و تمام تلاشش این است که هنر آبا و اجدادی‌اش را احیا کند. از روزهایی می‌گوید که قزوین چندین کارگاه موج‌بافی داشت که در هر کدام ۵ تا ۶ دستگاه و ۸ تا ۱۰ بافنده مشغول کار بودند. حالا این پارچه‌های پشمی رنگارنگ که زمانی به‌عنوان چادرشب و پتو و رختخواب‌پیچ کاربرد داشت، دیگر جایی در زندگی مردم ندارند و تنها گاهی برای سوغات و کاربری تزئینی خریداری می‌شوند.

تار و پود موج از پشم است و موجهایی که در بافت آنها از پشم بهاره استفاده شود، مرغوبترند. این پارچه را به‌دلیل نقوش به کار رفته در آن که به شکل زیگزاگهای متصل به هم هستند، به نام موج می‌شناسند. «شطرنجی ساده»، «گل پتویی»، «چشم‌بلبلی»، «گل صندوقی»، «جناقی»، «اریب»، «ملیله‌کاری» و «خشتی» از جمله نقوش دیگری است که در موج‌بافی در گذشته مورد استفاده بودند. امروزه اغلب موجها با نقش شطرنجی ساده بافته می‌شوند.

در گذشته تمام اجزای دستگاههای پارچه‌بافی از چوب ساخته می‌شدند، اما دستگاهی که در کارگاه احمد بامشاد قرار دارد، تلفیقی از فلز و چوب است و قابلیت این را دارد که از هم جدا شده و در مکان دیگری دوباره متصل شده و شروع به کار کند. دستگاه موج‌بافی دو وردی یا چهار وردی است و عمدتا پارچه‌هایی با عرض ۶۰ تا ۸۰ سانتیمتر در این دستگاهها قابل تولید است. این روزها در معدود کارگاههای موج‌بافی باقی‌مانده در کشور، موجها بیشتر برای کاربری کیف و خورجین و سجاده و شال کمری و موارد دیگری که در زندگی امروزی کاربرد دارند، تولید می‌شوند.

 

*عکسهای بیشتر، چاپ شده در نشریه

 

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است