چهره نادرشاه روی تاروپود قالی

دستبافتی که زیبایی‌شناختی را با معنا پیوند می‌دهد

جواد علی کرکی، کارشناس هنری دستبافتهای ایرانی

داستان پیدا کردن این قالیچه برایم تجربه‌ای نه‌چندان جدید بود، اما تکرار آن رویدادی است که انسان را در هر شرایطی از غفلت لحظه‌های حال آگاه می‌کند. یافتن این قالیچه بسیار اتفاقی و ناگهانی روی داد. در یکی از روزهای زمستان ۱۳۹۶ خورشیدی در پیاده‌روی یکی از خیابانهای شلوغ تهران برای رسیدن به قرار ملاقاتی با عجله گام برمی‌داشتم و گاهی نیز با گوشه چشم به فروشگاهها نگاهی می‌انداختم. در یکی از این نیم‌نگاهها قالیچه‌ای در ویترین یک فروشگاه‌ توجهم را به خود جلب کرد. به عقب برگشتم و دوباره به آن نگاه کردم، کاملا مشخص بود تصویری که می‌دیدم نشانه‌ای بود از ارزش مفهومی و ساختاری که در آن نهفته بود. دستهای توانمندی را می‌دیدم که در ۱۲۰ سال پیش قالیچه‌ای بافته که مردی تمام‌قد با لباسی رسمی را نشان می‌داد؛ تصویری که پس از گذشت سالهای طولانی و پشت سر گذاشتن فرازونشیبهای روزگار همچنان با چشمهای نافذ خود به رهگذران نگاه می‌کند. فاصله زمانی نتوانسته بود از تاثیر هنرمندانه ایجادشده توسط این پرتره جلوگیری کند یا حتی از آن بکاهد. وقتی داخل فروشگاه شدم و از نزدیک به نقش‌ونگار و تاروپود آن نگاه کردم، اطمینان یافتم که این تصویر متعلق به یکی از نام‌آوران تاریخ سرزمین ما، یعنی «نادرشاه افشار» است؛ یکی از پادشاهان مقتدر سلسله افشاری که در سال ۱۰۶۷ خورشیدی در میان طایفه‌ افشار در «درگز» خراسان به دنیا آمد و بعدها علاوه بر مقام پادشاهی ایران در مقام فردی شجاع در بیرون راندن افغانها، عثمانیها و روسیه از کشور و تجدید استقلال ایران و نیز فتح «دهلی» و «ترکستان» نقشی بسزا داشت و با دیگر جنگهای پیروزمندانه‌اش عنوان آخرین کشورگشا و فاتح آسیایی را هم به خود اختصاص داده بود. او مردی بزرگ بود و مشخص بود که طراح آن هم با آگاهی از ویژگیهای این مرد بزرگ، در طراحی این فرش نهایت هنرمندی خود را به کار برده بود. به نظر می‌رسد طراح این فرش «خوش‌قلم» بوده است. این اصطلاح که در هنر فرشبافی رایج است، به طراحی گفته می‌شود که مهارت بسیار زیادی در طراحی نقشها دارد. در این قالیچه به‌خوبی آشکار است که طراح با نقش چهره‌ای به این زیبایی و فضای باغ‌مانندی که نادرشاه در آن ایستاده و قلمگیری شاخه‎هایی با برگ‌ و شکوفه‌های بسیار زیبا و گلهای ارغوانی که شکوه‌ صحنه را صدچندان کرده، موجب شده یکی از زیباترین پرتره‌های نادرشاه روی دستبافتی ایرانی شکل بگیرد. این قالیچه به ابعاد ۲۱۰ در ۱۴۸ سانتیمتر است و مربوط به سال ۱۹۰۰ میلادی یا سده ۱۳ قمری است، در اصفهان بافته‌شده و ۴۵ رج دارد، گره‌های آن از نوع گره‌های فارسی است و ساختاری دو پودی دارد؛ یعنی یک پود رو و یک پود زیر که پود رو به رنگ آبی است. نادرشاه در این قالیچه لباس رسمی به تن دارد؛ کتی جلوباز که تا میانه ران بلندی دارد و با تزئیناتی شاید جواهرنشان؛ بویژه در یقه تزئین شده است. این بالاپوش به‌وسیله کمربندی در کمر بسته شده است. شلواری به رنگ آبی تیره به پا دارد که چکمه‌های بلندی تا زیر زانو آنها را پوشانده است، رنگ چکمه‌ها نیز با کتی که نادرشاه بر تن دارد، هارمونی دلنشینی را به بیننده القا می‌کند، همچنین شمشیری که با خود حمل می‌کند، سراسر پوشیده از تزئین و جواهرنشان است. نادرشاه با پوششی مجلل و با تاجی تزئین‌شده از جواهرات نفیس که یادآور اجداد اشرافی اوست، روی فرشی ایرانی و درون تاقی که بی‌شباهت به محراب نیست، ایستاده است. در سمت چپش درختی دیده می‌شود که با هنرمندی تمام با برگها و شکوفه‌ها و گلهای ارغوانی پوشیده شده است. حاشیه قالیچه نیز با گلهایی تزئین شده که با مهارت بسیار دورش قلمکشی شده و یادآور نقشهای اسلیمی هستند. یکی از ویژگیهای رنگ قالیچه گلهای رز صورتی پررنگ و نارنجی است که به جذابیت فرش افزوده است. بنابراین خوش‌قلمی طراح در ترسیم چهره نادرشاه را می‌توانیم نظاره کنیم. ریشی پرابهت که شخصیت بزرگ و قوی او را دوچندان کرده و در منحصربفرد بودن این قالیچه تاثیر گذاشته است.

با توجه به طراحی هنرمند و توانایی بافنده در اجرای طرح و رنگها و هارمونی ایجادشده بین نقش و رنگ، به جرات می‌توان گفت این قالیچه یکی از بینظیرترین پرتره‌های نادرشاه افشار به‌شمار می‌رود که در طول حدود یکصد سال گذشته بافته شده و علاوه بر مهارت تکنیکی در بافت و انتخاب رنگها، شکوه و عظمت این پادشاه را به‌خوبی حفظ و به بیننده منتقل می‌کند یا بهتر است بگوییم این قالیچه به گونه‌ای با بیننده سخن می‌گوید و راه ارتباطی خود را با انسان روزگار ما گشوده است.

 

 

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است