یک تابلوی زیبا؛ فریبرز، طلا، مس و خاک

گپی با احیاکننده سفال آوایی

آیسان زرفام

 

کارگاهش را باید در روستاهای شاهرود پیدا کنی؛ جایی به نام «ابرسج». تا می‌توانسته از هیاهو دور شده تا با خیال راحت در این نقطه از کره زمین با گل و آب خلوت کند؛ خلوت که نه، در واقع خلق کند، با دستانش از گل، هنر بسازد.

خودش را معرفی می‌کند: «فرتاش فریبرز». می‌خندد و می‌گوید: «مانند همه چیزهای برعکس دنیا».

۲۳ سال پیش با ۲۳ میلیون تومان پول کارگاهش را اینجا برپا می‌کند، هرچند بخش قابل توجهی از سرمایه‌اش صرف تحقیق و پژوهش می‌شود.

«پژوهش در این زمینه واقعا کار دولت است. باید برای این کار برنامه‌ریزی و بودجه داشته باشد، یا یک خیریه بزرگ برای پژوهش سرمایه‌گذاری کند. رونق کارگاههای سفال به نفع دولت است؛ چراکه این کار ارزش افزوده بالایی دارد، به‌خوبی سبب اشتغالزایی می‌شود و با سرمایه کم می‌توان کارگاهی متناسب ایجاد کرد.»

فرتاش فریبرز کارگاهش را در استان سمنان بنا کرده؛ جایی که سفالهای باستانی فراوان دارد، نمونه‌اش «تپه‌حصار» که تا چشم کار می‌کند، تکه سفالهای چندهزارساله روی زمین ریخته. می‌گوید: «نشد که روی سفال منطقه کار کنم یا روی خاک اینجا که بخشی از آن کویر است. روزی که به اینجا آمدم و خواستم کار کنم، ممکن بود حرفم را باور نکنند و فکر کنند جوانی هستم که از تهران آمده‌ام و به‌دنبال گنجم، به همین خاطر این کار را دنبال نکردم.»

محصولات کارگاه؛ سفال دست­ساز و سرامیک و کار با قالب است که به قول استاد دومی برای گذراندن امور کارگاه ساخته می‌شود.

خودش در بخش فروش دخالتی ندارد و می‌گوید: « تجارت کار ما نیست.» کارها برای چند فروشگاه در تهران و اصفهان می‌رود و البته برای مشتریهای خاصی که مجموعه‌داران قدیمی هستند.

در سالهای پیش آثارش به خارج از کشور نیز صادر می‌شده، اما اکنون خودش این کار را نمی‌کند و نمی‌داند که از خریداران کسی اقدام به صادرات کرده یا خیر؟ «با همه دنیا که خوب نباشیم، همین می‌شود، روابط بد خارجی ما صادرات آثار هنری و صنایع دستی را دشوار می‌کند. در دنیا مرسوم است که اگر دو کشور بخواهند روابط سیاسی و تجاری داشته باشند، قبل از هر چیز در حوزه فرهنگ وارد تبادلات می‌شوند، بنابراین قطع ارتباط ما بر تبادلات محصولات فرهنگی نیز تاثیر می‌گذارد.»

کارگاه از چند بخش تشکیل شده؛ از اتاق تزئینات که در آن لعاب می‌زنند و نقاشی می‌کشند تا اتاق پر از قالب و محل قرار گرفتن کوره؛ کوره‌ای که مشابه کوره‌های سنتی سفال و با معماری ایرانی ساخته شده؛ با این تفاوت که با گاز کار می‌کند.

کوره در واقع یک سازه مربعی‌شکل است که یک فضای دایره‌ای را در خود جای داده و سقفی گنبدی دارد، چهار دودکش هم در چهار طرف آن قرار دارد.

نمونه این کوره در کارگاههای سنتی «لالجین» نیز دیده می‌شود که اغلب رونقی ندارند و چند سالی است که دولت در کشاکش احیای آنهاست.

استاد فریبرز توضیح می‌دهد که برای رسیدن دما به ۱۰۹۰ در این کوره، ۲۴ ساعت زمان نیاز است.

همه‌چیز در این کارگاه ایرانی است و تمام مواد اولیه از داخل کشور تهیه می‌شود و آنچه به دست می‌آید نیز نشانی از لعابهای سنتی ایران دارد. فریبرز می‌گوید: «به نظر همه‌چیز ساده است، اما اینگونه نیست؛ مخلوط کردن خاک و عناصر ساخت، تراشکاری و پخت باید دقیق و درست باشد تا نهایت یک محصول خلق شود.»

همه بخشها در این کارگاه جدا و اتاق آخر جدا. به این قسمت، دفتر می‌گویند، اما در واقع محلی است که نمونه‌های برخی محصولات نهایی در آن جمع شده‌اند و تازه آنجاست که می‌فهمی چرا سفالهای فرتاش فریبرز متفاوت است.

فرتاش فریبرز احیاکننده سفال آوایی است که مطالعات باستانشناسی رد برخی نمونه‌های آنرا در دوره اشکانی پیدا کرده و همین سفال است که در لحظه ورود به دفتر میخکوبتان می‌کند.

کاسه‌ای را در دست گرفته و شیئی استوانه‌ای‌شکل را بر لبه کاسه می‌کشد، دست درست در مرکز دایره قرار گرفته و تنها مچ است که می‌چرخد و آوایی فضا را فرا می‌گیرد؛ صدای عجیب و شیوه‌ای باستانی و دشوار که خاک را به صدا درمی‌آورد و این روزها در یوگا و مدیتیشن و موسیقی در سراسر دنیا بسیار طرفدار دارد.

یکی دیگر از کارهای بارز فریبرز سفال سیاه یا خاکستری است که این روزها دیگر روی آن کار نمی‌کند، اما لعاب «زرین‌فام» مشهور که روی بشقابها و ظروف مختلف دیده می‌شود، چند دهه است که در ایران احیا شده و یکی از مشهورترین رساله‌ها در زمینه رساله «ابوالقاسم عبدالله کاشانی» است که به رمز و راز نوشته شده و به چند زبان ترجمه شده ‌است.

دسته‌ای دیگر از کارهای چشمگیر موجود، سفالهایی با لعاب احیایی است؛ لعابی که در کوره با اکسیژن کمتر و با تکنیک خاص و دو بار پخت، لعاب مس به رنگ قرمز با تلالوی مسی درمی‌آید و بسیار ارزشمند است.

فرتاش فریبرز که در آن اتاق کنار سفالهایش می‌نشیند، همه‌چیز کامل می‌شود، پرنده‌های سفالی لب پنجره، لعابها، ظرفها و مجسمه‌ها، عجب تابلوی زیبایی!

 

*عکسهای بیشتر، چاپ شده در نشریه

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است